X
تبلیغات
فضائل و مناقب اهل البیت (ع) - سيماي بي حجابي

 


تنوع در لباس نشانه ناآرامي در روان است.
تنوع در لباس؛ يعني شكستن و گسستن زنجيره ارتباط با نياكان، مذهب اصالت‏هاي فكري، اخلاق.
تنوع در سبك پوشي رابطه تنگاتنگ با شيوع فساد.
بي حجابي، خود باختگي در برابر غرب است.
بي حجابي، پيوند با رضاشاه است. بي حجاب به جاي توجه دادن مردم به كمالات علم مردم را متوجه به كفش و لباس برخودي مي كند.
بي حجابي، بي ارادگي و خود باختگي است، كسي كه در پشم و نخ استقلال نداشت در برابر عقيده ديگران نيز استقلال نخواهد داشت.
نمي‏توان گفت من در فكر الهي هستم، ولي در عمل مادي.
هر مقدار به پي خود آرايي ظاهري برويم، از خود آرايي باطني بازمانده‏ايم.
تلف كردن عمر براي خود آرايي.
كم كارترين زنان شيك‏ترين آنها است.
شيك پوشي ضد كار است.
شيك پوشي عامل فتنه در ميان زن و شوهر است و يكي از مهم ترين مسائل زن و شوهر تحمل بودجه لباس است.
همان گونه كه سركوب كردن غريزه خطر دارد، رها كردن آن نيز خطراتي دارد، زيرا تمايل بي نهايت، و امكانات محدود است، لذا باز هم تمايلات سركوب مي‏شود، پس بهترين راه دو چيز است.

1-      ارضاء به قدر حاجت.
2- جلوگيري از تحريكات و تهييج.
رها كردن شهوت مثل رها كردن آتش و ارضاء آزاد مثل هيزم ريختن به آتش است. غرق در شهوات مساوي است با از دست دادن احساس‏هاي عالي از نظر اخلاق،علم، هنر، خدمت و ابتكار.
مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكرِي[طه/124].
قَالَ أَمِيرُ الْمُومِنِينَ(ع):من لم تصلحه الكرامة أصلحته الإهانة[غرر الحكم، ص482].
انسان طراح مدهاست يا مدها نشانه شخصيت انسان.
با بدحجابي، شيك پوشي و تجمل پرستي، شخصيت ما عوض نمي‏شود.
زن بايد پارچه را قيچي كند، نه اينكه پارچه‏ها شخصيت زن را قيچي كند.
[مجله پاسدار اسلام شماره 37 سال 63].
همه نهادها بريده از هم متاسفانه...
هدف براي بعضي به رخ كشيدن سرمايه.
براي بعضي بدحجابي وسيله مبارزه با نظام جمهوري اسلامي است. در اندلس ثابت شده در انحراف بعضي جوانان حزب اللهي هم...
براي بعضي دنبال جلب نظر و محتاج به خودنمائي و جبران كمبودها و پيدا كردن خواستگار هستند، چون كه معمولا يكي مثل خودشان چشم چران گيرشان مي‏آيد.
قَالَ الْجَوَادُ(ع):مَنْ أَطَاعَ هَوَاهُ فَقَدْ أَطَاعَ عَدُوَّهُ مُنَاهُ[أعلام الدين، ص309].


عوامل بي حجابي

 
1. فردي
1- مساله حجاب را نمي‏دانند و فكر مي‏كند عيبي ندارد.
2- فلسفه حجاب و آثار شوم بي بند و باري را نمي‏داند.
3- كمبودي دارد كه مي‏خواهد خود را مطرح كند.
4- طبق هوا و هوس وميل رفتار مي‏كند.
5- مي‏خواهد از ساير بد حجاب‏ها عقب نماند.
6- فكر مي‏كند بي حجابي، رمز ترقي و روشنفكري است.
7 - مي‏خواهد با ديگران فرقي داشته باشد.
8 - فكر مي‏كند كه بد حجابي گناه ساده‏اي است و به ديگران لطمه‏اي نمي‏زند، در صورتي كه اين اثرات را به همراه دارد.
1- تزلزل خانواده،
2- دختران ربوده شده،
3- سقط جنين،
3- امراض مقاربتي.
5- امراض رواني، 6- تشويق به فساد، 7- خودكشي و ديگركشي، 8- مصائب والدين و همسر زنان بي حجاب، 9- ضرر علمي، 10- بچه‏هاي سر راهي، 11- زياد شدن آمار طلاق، 12- ناراضي بودن همسر چشم چران، 13- تاخير ازدواج و اشباع كاذب، 14- غفلت از كمالات واقعي و اكتسابي.
15- صرف بودجه‏ها براي آرايش و هوسها.

متاسفانه
1- گروهي حجاب را در اثر پستي و حقارتي كه زن در ايام عادت است مي دانند و گويا از خجالت حجاب را قرار داده‏اند؛ در حالي كه نظر اسلام به حيض فقط دوري از جماع است و در همه كارهاي ديگر با مرد شريك. آن يهود بود كه وقتي زن حيض شود ار از خانه بيرون مي‏كردند، با او غذا نمي‏خوردند، از يك طرف حتي در اتاق خودشان راه نمي‏دادند واسلام نظر بدي به عادت ندارد تا علت حجاب را آن بدانيم.
2- گروهي نادان مي‏گويند: حجاب موجب شعله ور شدن غرائز مي‏شود و اين بدتر است، لذا خوب است زنها عادي باشند:
قَالَ الْمَجْلِسِي رَحِمَهُ اللَّهُ: "المرء حريص علي ما منع"[بحار الأنوار، ج32، ص36].
همين كه جوان چند مرتبه چند زني را ديد سير شده و دنبال كار خود است، زيرا تكرار يك موضوع انسان را سير و بي ميل مي‏كند. راسل مي گويد: پخش عكسهاي منافي عفت مردم را خسته و بي ميل مي كند. اتفاقا برعكس است، هر چه آزادي باشد، شهوت شعله ورتر مي‏شود به دليل اينكه جوانهاي شهوتران با اينكه بسيار از اين و آن حلال و حرام كام مي‏گيرد، ولي در مقابل شهوت زودتر زمين خورده و آنهائي كه خود دار هستند خير. روح آدم شهوت پرست، مثل نان و آب خوردن نيست كه به يك مقدراي سير شود. شهوت مثل علاقه به مال و مقام است كه هر چه بيشتر شد سيري ندارد و سيري جسمي شعله را خاموش نمي‏كند، مثل خواب شخصي است كه علاقه به مال دارد، نمي‏شودگفت: اين علاقه به مال در او فاني شد.
3- اما پخش عكس ها، اگر يك قسمت حرف راسل حتي صحيح باشد، اما هر عكسي با هر رنگي و از شخصي باقياقه‏اي هرگز ملال آور نيست، بلكه تهيج كننده است.اما اينكه:قَالَ الْمَجْلِسِي رَحِمَهُ اللَّهُ عليه: المرء حريص علي ما منع.[بحار الأنوار، ج32، ص36].
اين درجايي است كه جلوگيري باشد به طور كامل كه دراين وقت انسان حريص مي شود، اما اگر جلوگيري شود كه ناز و غمزه نباشد انسان را تحريص نمي‏كند. اگر مردي را در چند فرسخي نگه دارند حريص به رفتن سينما نمي‏شود، ولي اگر پشت در سينما مردم را نگه دارند، ولي بگويند: نرويد. جلوگيري سينما با جلوگيري از آن بيشتر انسان را تحريص مي‏كند. مضافا به اينكه اگر براي شعله ورنشدن غرائض دستور آزادي داديم مبتلا به مرض هرزگي مطلق مي‏شويم. آيا براي اين داروئي پيدا شده شده؟ آيا آقايان دلسوز، از هرزگي مطلق راضي مي‏شوند؟ غريزه كه در اثر آزادي ديوانه اش كرده به چه وسيله بايد او را رام كرد؟ به عقيده ما آزادي جلو شعله ورشدن غزائز را نمي‏گيرد، بلكه زياد مي‏كند و فقط تنها چيزي كه جلوگيري مي‏كند دو چيز است: الف) ارضاي غرائز در حد حاجت طبيعي (ازدواج) ب) جلوگيري از تهييج و تحريك.
4- بعضي گفته‏اند: حجاب براي ميل به رياضت است، چون جلو جمال زن گرفتن براي مردها و زنها يك نوع رياضت است كه (يا براي رسيدن به حقيقت يا براي سركوب شدن از درك لذتها) راه فرار از لذت را در انسان به وجود مي‏آورد. در انسان ميل به انزوا و رياضت پيدا و موجب چيزهايي از جمله حجاب مي‏شود.
اين حرف غلط است. در اسلام رهبانيت منع شده است: قَالَ أَمِيرُ الْمُومِنِينَ(ع):إِنَّ اللَّهَ جَمِيلٌ يحِبُّ الْجَمَالَ[كافي، ج6، ص438].
شانه كردن و كوتاه كردن مو، قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):النَّظَافَةُ مِنَ الْإِيمَانِ[طب النبي (ص)، ص12].
خانه را با گچ سفيد كردن، بوي خوش، ازدواج، لباس خوب و يا دوري از غناء و امثال اينها شده رياضت نيست و ابدا فلسفه حجاب رياضت نيست.
5- بعضي علت حجاب را ناامني مي‏گويند. اينها مي‏گويند، چون سابقا مردم به زنهاي زيبا هجوم مي‏بردند، اسلام دستور حجاب داده تا معلوم نشود و سالم بمانند، ولي امروز كه امنيت همه جا برقرار است احتياجي به حجاب نيست.
جواب: اولا: امروز مثل سابق بهترين شاهد اطلاعات روزنامه‏ها است كه در كنار درياچه جنگها كه نمي‏شود. روزي چند زن با تاكسي ربوده مي‏شوند؟؟! هر شخصي چند قدم در خيابانها راه برود، امنيت امروز برايش روشن مي‏شود.
ثانيا: اين علت براي حجاب نه در متن دستورات اسلامي است نه داروي ناامنيتي. صدر اسلام چون جنگ هاي اسلام فاميلي بوده ودسته غالب بر همه چيز مغلوب مسلط بودند؛ بر مردها، زنها، مال ها و حيوان هادر اين وسط پوشش زن چه نقشي خواهد داشت؟
6- عده‏اي ديگر علت حجاب را اين مي‏دانند كه مردان چون قصد داشتند از وجود زن در خانه استفاده كنند (اقتصادي و مادي) و ديدند بهترين راه اين است كه بيرون رفتن زن را مقيد به چيزهائي كنند كه زن خودبخود از خانه بيرون نرود، به همين جهت مساله حجاب را پيش آوردند. اسلام هرگز علت حجاب را اين نمي‏داند. اين اسلام است كه مي‏گويد: مرد حق ندارد هيچ گاه و هيچ گونه استفاده اقتصادي از زن بنمايد، حتي براي شير دادن، زن مي‏تواند از شوهرش اجرت بگيرد و بلكه اگر زن با دايه يك نرخ دارند اولويت براي زن هست. حضرت امير(ع)مي‏فرمايند:
إنَّ الْمَرْأَةَ رَيحَانَةٌ وَ لَيسَتْ بِقَهْرَمَانَةٍ[نهج البلاغه، نامه 31].
زن ريحانه است نه قهرمان. زن حق دارد (تامادامي كه حقوق ازدواج محفوظ باشد) هرگونه كسب را براي خودش انجام دهد و در آمدش مخصوص خودش. پس اين حرفها غلط است.
7- گروهي علت پيدايش حجاب را حسادت مرد مي‏دانند؛ يعني مرد نمي‏تواند هضم كند كه زن او را ديگران ببينند و حسادت مرض بسيار بدي است و همان طور كه حسادت در مال مذموم است در زن بد است و اين حسادت يك نوع خودخواهي است در مرد و اسلام چرا اين خودخواهي را امضا كرده؟
جواب: هم چنان كه در روايات است اين جلوگيري در مرد غيرت و در زن حسادت است و با هم فرق دارد. غيرت حالتي است كه در نهاد بشر نهاده شده كه انسان حاضر نيست زنش با ديگران در آويزد و بايد در مرد اين حالت نهفته باشد براي حفظ نسل تا مرد نسل خود را بشناسد، ولي در زن حسادت است، زيرا زن (گرچه) شوهرش چند زن ديگر داشته باشد) نسل خود را به حامل شدن مي‏شناسد و اشتباهي نمي‏شود، ولي مرد است كه اگر زنش چند شوهر كند اشتباه مي‏كند. خلاصه اين كه در مرد است كه روح پاسباني از زن و حفظ نسل و غيرت است نه خودخواهي، چه آنان كه بسيار روح خودخواهي را در خود كوبيده‏اند بسيار غيور هستند. حالا اسلام گرچه تنها براي اين جهت حجاب را لازم ندانسته ولي بسيار به جا است كه يكي از اغراض شارع اسلام همين حفظ نسل مردم باشد.


2. اجتماعي
1- معمولا بي حجابي در خانواده‏هاي مرفه است. مي گويند: هوا گرم است:قُلْ نارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَوْ كانُوا يفْقَهُونَ[توبه/81].
2- همين كه فرمان جهاد و ايمان مي رسيد رفاه طلبان مي‏گفتند ما را معاف بدار:اسْتَأْذَنَك أُولُوا الطَّوْلِ (امكانات) مِنْهُمْ وَ قالُوا ذَرْنا[توبه/86].
3- مخالفت با نظامي كه طرفدار حجاب است.
4- تاثير تبليغات سوء.
علل اصل بدحجابي؟
پس از آگاهي و شناخت اين معضل و درد اجتماعي به علل وريشه‏هاي آن د رجامعه كنوني ايران پرداخته و دلائل عمده‏اي را كه جمهوري اسلامي چند سال هنوز نتوانسته است اين مشكل را حل كند و با كمال تاسف در سالهاي اخير روز به روز در حال افزايش است مورد بررسي قرار مي‏دهيم كه با بررسي اين علل و برطرف كردن موانع موجود علاج ساده‏تر مي‏گردد.
علل اصلي بدحجابي:


1- بي ساماني مسائل فرهنگ و فرهنگي جامعه و نبودن يك سياست مشخص و وحدت رويه و نبودن جايگاه، فرد معين براي رسيدگي به مساله بد حجابي.
2- كم رنگ شدن شعارهاي اصلي انقلاب اسلامي در باب معنويت جامعه و حاكميت ديانت.
3- بي تفاوت شدن نيروهاي مومن و دل سوزي كه مفاسد اجتماعي خواب را از چشم آنها ربوده بود و هر لحظه آماده بودند تا جهت مقابله با آن خود را به آب و آتش بزنند.
4- كنار رفتن عده زيادي از حزب اللهي‏هاي وفادار به نظام از ادارات و ارگانها و نهادها، به بهانه عدم مدرك و عدم تخصص.
5- روي كار آمدن افرادي كه مقابله با فساد و بدحجابي براي آنها مساله دست دهم است، گرچه عرق مذهبي دارند، ولي عمدتا اين مسائل را حل شده مي‏انگارند.
6- لوث شدن مساله امر به معروف و نهي از منكر در جامه و دوائر دولتي از طريق پخش اطلاعيه‏ها و نصب بخش نامه‏هاي مختلف وعمل نكردن به آنها.
7- تضعيف نيرو‏هاي مسلمان و انجمن‏هاي اسلامي ادارات و بيمارستانها.
8- كم ارزش شدن هيئت و وجاهت حزب اللهي و قيافه‏هاي مذهبي.
9- شكسته شدن ابهت و اهميت حجاب اسلامي توسط برنامه‏هاي سيما و كارمندان وابسته به دولت.
10- جدي نبودن نظام در برخورد با عوامل مفاسد و بدحجابي.
11- سرمايه گذاري گسترده مخالفين اسلام جهت رواج فساد و بد حجابي توسط ابزارهاي مختلف.
12-مشكلات عمومي دولت، خصوصا در امر حمل و نقل شهري و ارزاق عمومي و تورم كه در نتيجه جرئت برخورد جدي با اين معضل رااز او سلب كرده است.
13- عدم يك برنامه مدون فرهنگي -تبليغاتي منظم وحساب شده اي كه با استفاده از آن، در زمينه ارتقاي عفت عمومي تلاش كافي مبذول دارد.
14- عدم كنترل و نظارت بر مراكز فرهنگي، تبليغي، تربيتي، پرورشي و تسامح در امر بازبيني فيلم ها و كتاب ها و نوارهاي توليدي.
15- عدم وجود مراكز فرهنگي - هنري جذاب و حساب شده با نيروهاي مومن و معتقد به اسلام و انقلاب.
16- برخوردهاي خودسرانه غير اصولي كه تاكنون اعمال شده است و تدريجاً افراد خاطي را جري‏تر و گستاخ‏تر كرده است.
17- تخلفات مستهجن بعضي از كارگزاران كه به جرائد نيز كشيده شد وسبب خدشه دار شدن عفت عمومي گرديد.
18- بروز خلا معنوي، مخصوصا بعد از جنگ در جامعه.
19- بيكاريها و وجود شغل هاي كاذب.
20- مساله ازدواج و مشكلات همراه آن و تهيه امكانات زندگي.
21- وجود فيلم‏هاي ويديوئي و نوارهاي مبتذل در بين مردم، مخصوصا قشر جوان.
22- عوامل مختلف، چون اقليت هاي مذهبي و مهاجرين جنگ تحميلي و روستائيان.
23- تفاله‏هاي باقيمانده از رژيم منقرض شاهنشاهي.
24- اختلاف نظر در طرح حجاب و حدود و صغور آن.
25- فراهم شدن زمينه‏هاي هتك حرمت حجاب و زنان محجبه د راماكن و سر چهارراهها به عنوان آدامس فروشي، سيگار فروشي، تكدي گري، فال‏گيري و... .
26- وجود شبكه‏هاي فساد زير زميني و آپارتمان نشيني كه حمايت و تقويت مالي، تبليغي قدرتهاي استكباري از طرق مختلف از جمله سفارتخانه‏ها، به همراه دارد.
عقده حقارت و حس خودكم بيني.
32- فقدان برنامه موثر و دائمي در مدارس، دانشگاهها و ادارات به منظور ترويج اصولي حجاب.
33- توليد لباسهاي مبتذل و غير مناسب.
34- نبودن لباس مناسب براي كساني كه به دنبال حجاب اسلامي هستند.
3. خانوادگي
- مادر و خواهر و دوستانش بد حجابند.
3. مفاسد بي حجابي
1. فردي
1- زياد شدن بيماري‏هاي مقاربتي و رواني.
2- خود كشي‏ها.
3- كم كاري‏ در ادارات، كمي مطالعه درمراكز تحصيلي مخلوط.
َقالَ الصَّادِقُ(ع):النَّظَرُ سَهْمٌ مِنْ سِهَامِ إِبْلِيسَ مَسْمُومٌ وَ كمْ مِنْ نَظْرَةٍ أَوْرَثَتْ حَسْرَةً طَوِيلَةً[كافي، ج5، ص559].
قَالَ الصَّادِقُ(ع):مَا مِنْ أَحَدٍ إِلَّا وَ هُوَ يصِيبُ حَظّاً مِنَ الزِّنَي فَزِنَي الْعَينَينِ النَّظَرُ وَ زِنَي الْفَمِ الْقُبْلَةُ وَ زِنَي الْيدَينِ اللَّمْسُ صَدَّقَ الْفَرْجُ ذَلِك أَمْ كذَّبَ[كافي، ج5، ص559].
قَالَ الصَّادِقُ(ع):النَّظْرَةُ بَعْدَ النَّظْرَةِ تَزْرَعُ فِي الْقَلْبِ الشَّهْوَةَ وَ كفَي بِهَا لِصَاحِبِهَا فِتْنَةً[من لا يحضره الفقيه، ج4، ص18].
قَالَ الصَّادِقُ(ع):أَوَّلُ النَّظْرَةِ لَك وَ الثَّانِيةُ عَلَيك وَ لَا لَك وَ الثَّالِثَةُ فِيهَا الْهَلَاك[من لا يحضره الفقيه، ج3، ص474].
1- تلف كردن عمر.
2- خود باختگي و عدم استقلال فكري و شكسته شدن و آسيب پذيري.
3- غافل شدن از ارزشهاي واقعي (به جاي رقابت در علم و هنر، رقابت در پشم و نخ و طلا)
4- دغدغه به جاي آرامش، چون تنوع‏طلبي نهايت ندارد و نفس انسان جهنمي است كه دائما هل من مزيد مي گويد.
5- به جاي انسان مستقل و مقاوم و دكوري زود رنج.
2. اجتماعي
19- آمار جنايات، سوءظن، متلك، شخص ربائي، شخصيت ربائي، تظاهرات به علاقه بي اساس.
11- آمار نشان مي‏دهد كه جنون در كشورهايي كه روابط جنسي مرد و زن از حدود اعتدال خارج مي‏شود و عياشي و هوسراني يكي از شئونات زندگي آن مردم به شمار مي‏رود، بيشتر است. امراض عصبي و خودكشي‏ها وابسته به آزادي زنان ومردان است، زيرا يكي از علل مختل شدن دستگاه اعصاب وارد شدن تحريكات فوق العاده شديد بر اعصاب است كه اعصاب قدرت آنرا ندارند.[كتاب زن و آزادي، ص113].
12- شما كمتر كتابي پيدا مي‏كنيد كه مثل كتاب‏هاي درمان ناراحتي مشتري داشته باشند. تنها كتاب چگونه نگراني را از خود دور كنيم تاليف ديل كارنگي مدت كمي چندين ميليون نسخه به فروش رفته.
چرا كتاب درمان ناراحتي مشتري زياد دارد؟
چرا خواب از سر مردم رفته و بايد با خوردن قرص كمي بخوابند.
همه و همه براي ناراحتي‏ها است. ناراحتي از چيست؟ نصف ناراحتي ها، اكر نگوئيم همه آنها در اثر آزاديهايي است كه در رفت و آمدها است. جوان و دختر به غير دستور اسلام از خانه بيرون مي‏رود و به غير دستور اسلام نگاه مي‏كند.[كتاب زن و آزادي، ص115].
مفاسد بي حجابي
13- ازدواجها كم مي‏شوند:
از جواني اروپائي پرسيدند چرا ازدواج نمي‏كني؟ گفت: وقتي هر روز شير تازه بتوانم تهيه كن چرا گاو تهيه كنم؟
14- در فرانسه عدد ازدواج نسبت به 18 سال قبل به يك سوم تقليل پيدا كرده است.
در آمريكا عدد ازدواج نسبت به ده سال قبل به نصف تقليل پيدا كرده است. استفاده آزاد از زن آزاد كجا اجازه به ازدواج مي‏دهد؟ وقتي ازدواج كم شد جوانهاي لاابالي و هرزه زياد، دختر تنها زياد، چون خرجي زن و بچه ندارند كار كمتر مي‏كنند و جنايات اضافه مي‏شود و صدها مفاسد ديگر.


استعمار

 
1- بجاي ترويج مكتب خداپرستي، تجمل پرستي را رواج مي دهد.
2- به جاي كار، مصرف كنندگي را ترويج مي كند.
3- به جاي توجه به رشد، توجه به تظاهر مي دهد.
4- به جاي آرامش، ايجاد اضطراب مي كند.
5- به جاي مرغوب نگهداشتن، در دسترس قرار دادن.
6- به جاي صرفه جوئي، اسراف و تبذير.
7- به جاي شخصيت دادن، او را از خود خالي كردن.
8- به جاي موجودي مقاوم، فرد دكوري زود رنج از زن نشان مي دهد.
9- به جاي رقابت در علم و هنر، رقابت در پشم و نخ.
10- به جاي زهد و سادگي، پركردن جيب بيگانگان.
والان دشمن اسلام و امام و مسلمين چه مي‏خواهد؟
11- عامل ناامني زن در جامعه، به خاطر تحريك مردان و سوء قصد به آنان.
12- پول بليط سينما در اصل اجاره زنان كرايه‏اي است، زن شرف خود را اجاره مي دهد و جيب كمپاني‏ها پر مي شود.
13- زن بي حجاب مزدور سرمايه داران براي اشباع هوسهاي ديگران مي‏شود.
14- بي حجابي عامل چشم و هم چشمي، زندگي لوكس،اشرافي گري، مدپرستي، تحريكات، دنبال درآمد حرام، اختلافات زن و شوهري، عقده حقارت براي محرومان مانع رفت و آمدهاي ساده و مفيد، اسراف، رقابت، واردات، گناه، سقوط علم، استقبال از رقاصه به جاي استقبال از يك پرفسور و... .
بلاء نشانه هرزگي در اجتماع است: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):لَمْ تَظْهَرِ الْفَاحِشَةُ فِي قَوْمٍ قَطُّ حَتَّي يعْلِنُوهَا إِلَّا ظَهَرَ فِيهِمُ الطَّاعُونُ وَ الْأَوْجَاعُ الَّتِي لَمْ تَكنْ فِي أَسْلَافِهِمُ الَّذِينَ مَضَوْا[كافي، ج2، ص373].
كم شدن نيروي كار بقيه.
زير بناي برخوردها هوس‏ها بود در مراكزي كه زن مسووليتي داشت.
بي حجابي اراده و فعاليت مفيد را تبديل به هوس بازي و چشم چراني و بي ارادگي مي‏كند.
مفاسد اجتماعي
ايجاد تزلزل در روابط خانوادگي ديگران و بالا بردن آمار طلاق.
2- باز كردن بستر براي متلك، سوء قصد، توطئه و هجوم.
3- به هم زدن آرامش اجتماع و جريحه دار كردن فقرا.
4- به هم زدن هم دلي و مساوات.
5- از دست دادن عباد صالح و مبادله آنان با افراد لاابالي.
15- عامل كم كاري در ادارات و كمي مطالعه در مراكز تحصيلي.
16- جلوه گري مقدمه گناهان ديگر: قَالَ أَمِيرُ الْمُومِنِينَ(ع):إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ[نهج البلاغه، خطبه 50].
17- جلوه گري به هم زدن مساوات و عدالت.
19- جلوه گري وسيله اسراف و تبذير و سوزاندن دل محرومان.
20ـ جلوه گري بي اعتنايي به خالق، به پيامبر، به عفت، به مومنين، و ناديده گرفتن اصالت هاي مكتبي و ملي.
21- جلوه گري، چراغ سبزي به بيگانه.
3. خانوادگي
- اختلافاتي كه ميان زن و شوهر بر سر تنوع خواهي و جلوگيري پيدا مي‏شود.
1- تجمل پرستي اختلافات را دامن مي‏زند:
2- بي علاقگي جوانان به تشكيل خانواده، چون بيرون خانه وسايل اشباع هست.
3- سرد شدن كانون خانواده و سر از طلاق در آوردن، زيرا او هميشه بهتر از زن خود را در خيابان‏ها مي‏بيند و ديگر دلگرم نيست.
4- فرار از خانه.
5- محروميت فرزندان از تربيت و مهر مادري.
4. سياسي
1- استعمار گران رنگ پذيري و مدپرستي را ميزان نفوذ خود مي‏دانند.
2- جلوه گري، چراغ سبزي به بيگانه.
5. اقتصادي
1- پر كردن جيب بيگانگان به جاي شكم گرسنگان.
2- بالا بردن مصرف به جاي توليد.
3- دست زدن به درآمدهاي حرام براي تامين مخارج جلوه گري.
4- تنوع و شيك پوشي مانع كار: كم كارترين افراد شيك پوش‏ترين آنانند.
6. اخلاقي
1- تجمل پرستي به جاي خدا پرستي و اصالت دادن به تن به جاي اصالت روح.
2- كم رنگ كردن حيا و بستر سازي براي گناهان.
3- قَالَ أَمِيرُ الْمُومِنِينَ(ع):إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ[نهج البلاغه، خطبه 50].
4- راضي كردن هوسبازان: قَالَ الْجَوَادُ(ع):مَنْ أَطَاعَ هَوَاهُ فَقَدْ أَطَاعَ عَدُوَّهُ مُنَاهُ[أعلام الدين، ص309].
5- قهر خداوند از طريق گناهان خود.
6- زمينه سازي براي به گناه كشيدن ديگران.
7- ناديده گرفتن اهداف انبيا، مراجع، امام(ره)و شهداء.

والسلام

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مرداد 1390ساعت 0:25  توسط حسین عباسی  |