خلاصه ای از آداب سفر

بي شك براي انجام هر كاري آدابي است

كه با رعايت آن ارزش آن كار و ميزان تأثيرگذاري و ماندگاري آن بيشتر خواهد شد .

 براي حقايق ديني ضمن تبيين و تفسير آن ، اسرار و احكامي ذكر مي كنند و آداب و آييني خاصي بر مي شمارند ؛ و زيارت نيز به عنوان امري معنوي كه در حقيقت نوعي هجرت است و زاير در واقع مهاجر به سوي خدا و اولياي اوست از اين قاعده مستثني نيست و آنان كه با رعايت حدود و آداب به زيارت مي روند ، بهره اي بيشتر و لذتي افزون تر مي برند و عقل و قلب خود را متوجه حريم و ساحت امام نموده ،

 ضمن اين كه در اين آداب لطايف و دقايقي نهفته است كه با توجه به آنها ابواب ديگري از علوم و معارف براي زاير گشوده مي شود .

پيش ارباب خرد مايه ايمان ادب است * * * لاجرم پيشه مردان سخن دان ادب است

بي ادب را به سماوات بقا منزل نيست * * * در سماوات بقا منزل مردان ادب است

دامن عقل و ادب گير كه در راه يقين * * * بر سر گنج وجود تو نگهبان ادب است

آدمي زاده اگر بي ادب است آدم نيست * * * فرق در جنس بني آدم و حيوان ادب است

عاقبت هر چه كند خواجه پشيمان گردد * * * آن كه از وي نشوي هيچ پشيمان ادب است

كردم از عقل سؤالي كه بگو ايمان چيست * * * عقل در گوش دلم گفت كه ايمان ادب است

چشم بگشا و ببين جمله كلام الله را * * * آيه آيه همگي معني قرآن ادب است

« كمال انسان به ادب اوست » ،

 « ادب بهترين خلق و خوي است » ،

 « مردم بيش از آن كه نياز به طلا و نقره داشته باشند ، به ادب صحيح نيازمندند » ، « زينتي براي انسان همانند آداب نيست » ( 1 ) و . . . نخستين چيزي كه خداوند به بنده اش دستور داده رعايت حدود و جمع كردن ادب است . ادب جمع شدن و گرد آمدن تمامي خيرهاست . خداوند سبحان در دنيا بنده اش را عامل جمع كننده اي قرار داده تا براي وي هر چه را كه به او فرمان داده جمع نمايد . ادب و رعايت آن در مقابل ديگران از اهميت به سزايي برخوردار است و در روايات و احاديث بسياري به آن اشاره شده است . حال اگر اين مسأله در برابر انسان ها داراي چنان اهميتي است ، پس بدون ترديد در برابر خدا ، انبيا ، اوليا و امامان معصوم از جايگاه برتري برخوردار است .

مفهوم زيارت و زاير

براي زيارت معاني مختلفي بيان شده كه فهرستوار بيان مي كنيم :

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . فهرست موضوعي غرر الحكم و درر الكلم ، كلمه ادب ، ص 13 .

الف ) زيارت در لغت عبارت است از تمايل و ميل كردن ؛ خواه از دور باشد يا از نزديك و خواه با گرايش قلبي و قصد نيز همراه باشد يا نه و اعم از اين كه با اكرام و تعظيم مزور باشد يا نه ؛ از اين رو در مورد ميل و گرايش عنصري مادي همانند خورشيد كه هيچ يك از ويژگي هاي فوق در آن نيست نيز در قرآن كريم از واژه « زَوْر » كه به معناي ميل كردن مي باشد ، استفاده شده است .

ب ) در اصطلاح ديني زيارت تمايلي است كه افزون بر ميل و حركت حسي ، قلب هم گرايش جدي پيدا كرده و به مزور نيز با تكريم و تعظيم قلبي و انس روحي همراه باشد ( 1 ) و اين معنا در مرتبه برين و كامل خود همانا اقبال و توجه قلبي ، روحي ، فكري ، اخلاقي و عملي به مزور ( 2 ) را با خود دارد .

ج ) زيارت ارتباط ملكوتي و معنوي با كامل ترين انسان هاست كه عظمت و قدرتشان به اذن خداوند متعال تمام هستي را فرا گرفته است . ( 3 )

د ) زيارت امام معصوم ( عليه السلام ) يعني تجديد عهد و پيماني كه شيعيان ائمه با خدا بسته اند . ( 4 )

هـ ) زيارت برقراري ارتباط قلبي با حجت خداست . اظهار علاقه فطري محب به محبوب الهي خويش ، نشانه وفاداري صادقانه شيعه به امام خود ، وصول به حقيقت و نوشيدن از سرچشمه زلال معرفت ، حضور آگاهانه در محضر جلوه هاي الهي ، ديدار مشتاقانه مأموم با امام معصوم است .

اما مفهوم زاير ، زاير يعني مشتاق ديدار ، عاشق و دعوت شده به محفل دوست ، مجاهد در راه خدا ، مدافع حريم و ولايت ، محب باوفاي اهل بيت ( عليهم السلام ) ( 5 ) .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . مجمع البحرين ، ج 1 ، ص 305 .

2 . شخص يا چيزي كه ميل و علاقه انسان به سوي اوست يا كسي كه زيارت مي شود .

3 . المكاسب ، ص 153 .

4 . بحار الأنوار ، ج 102 ، ص 197 .

5 . همان ، ج 100 ، ص 116 .

زاير كسي است كه قصد زيارت پيشواي معصوم ( عليه السلام ) را داشته باشد و عارفانه و خالصانه ، ارتباط فكري و قلبي با امام معصوم برقرار كند و بداند كه هرگز توان فهم معرفت كامل امام را پيدا نخواهد كرد و غايت معرفت وي اظهار عجز از اين معرفت است .

اهميت و ضرورت زيارت

زيارت موجب ارتباط و وابستگي وجودي به اهل بيت ( عليهم السلام ) است كه خود منشأ خيرات و بركات و نزول فيض و اجر و ثواب است ، همچنين انصراف از آن و بي ميلي به آن موجب انصراف رحمت و بازگشت نعمت خواهد بود و كسي كه چنين علقه و علاقه اي را در جان نپروراند و تقويت نكند از رحمت و لطف خدا و رسولش بي بهره خواهد بود .

امام صادق ( عليه السلام ) در پاسخ كسي كه به ايشان عرض كرد : « فدايت گردم ، به حضور شما رسيدم در حالي كه توفيق زيارت قبر اميرالمؤمنين را نداشتم ، حضرت در پاسخ فرمود : بسيار كار ناپسندي انجام دادي اگر نبود كه تو از پيروان و شيعيان مايي هرگز به تو نگاه نمي كردم ! چگونه زيارت نكردي شخصيتي را كه خداوند با فرشتگان آسمان و همه انبيا و مؤمنان او را زيارت مي كنند . آن شخص گفت : اين مطلب را من نمي دانستم . حضرت فرمود : بدان كه اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) در نزد خداوند از همه ائمه برتر و افضل است و براي اوست پاداش تمامي اعمال و برتري هر كسي به ميزان اعمال و عملكرد آنهاست » . ( 1 )

بنابراين زيارت به عنوان شاخصي روشن براي كسب فيض و دور نيفتادن از وادي رحمت ضروري است . حديث مزبور موقعيت والا و عظيم و برتري اميرالمؤمنين نسبت به ساير ائمه و همچنين زيارت خداوند و انبيا و مؤمنان نسبت به آن حضرت را

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . تهذيب الاحكام ، ج 6 ، ص 20 .

بيان مي كند ؛ پس بر اساس آنچه گفته شد ، انسان همواره بايد آرزوي زيارت اولياي الهي و اميد وصال و دوستي مشاهد آنان را در دل زنده دارد و از خداوند به طور جدي طلب كند : « اللّهم . . . حبّب إليّ مشاهدهم و ألحقني بهم و اجعلني معهم في الدنيا و الآخرة يا أرحم الراحمين » . ( 1 )

هدف زاير

هدف نهايي زاير در زيارت ، خدا و تقرب به ساحت الوهي است . مراد از هدف بودن خداوند در زيارت و تقرب به سوي حضرت حق همانا تخلق به اخلاق الهي و تحصيل كمالات ربوبي است : « تخلّقوا بأخلاق الله » ( 2 ) مزور حقيقي خداوند متعال است و هدف زيارت زنده شدن فضايل و خصلت هاي والاي آن مزور در زاير و دوري جستن و برائت از بدها و بدي هاست ؛ از اين رو تمامي فعاليت هاي عبادي كه به انسان جهت الهي مي دهد ، خود زيارت الله است .

زيارت ، حقيقتي دو سويه

« و لكلّ زائر حق علي من أتاه و أنا زائرك و مولاك و ضيفك النازل بك و . . . » ؛ ( 3 ) براي هر زايري حقي است بر عهده كسي كه به ديدار او رفته است و من زاير ، دوست و مهمان شما هستم كه بر شما وارد شده ام . بديهي است كه زيارت و ارادات در حد خود زمينه ارتباط و معيت اهل بيت با زايران و محبان را فراهم مي آورد كه با خود ولايت ، شفاعت و مصاحبت در دنيا و برزخ و قيامت را همراه خواهد داشت و اين همان سعادتمندي است كه خداوند از آن با عنوان « عقبي الدار » ياد كرده است : ( وَالَّذينَ يَصِلُونَ ما أمَرَ اللّهُ بِهِ أنْ يُوصَلَ وَيَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَيَخافُونَ سُوءَ الْحِسابِ * وَالَّذينَ صَبَرُوا ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ وَأقامُوا الصَّلاةَ وَأنْفَقُوا مِمّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَعَلانِيَةً وَيَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . همان ، ص 58 .

2 . بحار الأنوار ، ج 58 ، ص 129 .

3 . تهذيب الاحكام ، ج 6 ، ص 62 .

السَّيِّئَةَ اُولئِكَ لَهُمْ عُقْبَي الدّارِ ) . ( 1 ) بر اين اساس ، هرگز زيارت يك سويه نبوده و نيست ؛ به ويژه زيارت اولياي كريمي كه خير و كرامت آنها ابتدايي و بدون سابقه است ؛ اهل بيت كه خاندان كرامت ، جود و سخا هستند ، قطعاً زاير خود را بدون جواب باز نمي گردانند ، حتي طرح حاجت ، سؤال و تقاضاي اجابت را خود به ما تعليم داده اند و اين حق كه بر مبناي تفضل الهي شكل گرفته است را تثبيت و اعلام مي كنند و برترين حق هم اين است كه دعاها و خواسته هاي زاير خود را بدون پاسخ نگذارند .

آداب زيارت

بي ترديد يكي از مهم ترين اركان زيارت ، توجه به آداب و رعايت حدود آن است . روشن است كه براي هر چيزي ادب و حدي است كه رعايت ادب و توجه به حد آن هم از جهت فراگيري و دريافت بهتر آن حقيقت و هم از حيث عمل و انجام آن مؤثر بوده و موجب بهره بري فراوان تري خواهد شد . اين قاعده در امور معنوي و حقايق فوق مادي مسلّم و روشن است .

زيارت از جمله حقايق ارزشمند و حياتي است كه توجه به حدود و رعايت آداب آن كاملا در تحقق صحيح و ارتباط وثيق و مطمئن تر با مزور نقش اساسي و تأثير جدي دارد ؛ از اين رو با توجه به اهداف و مقاصد عالي كه زاير در زيارت خود دارد و همچنين رعايت آداب آن ، احساس حضور و حظّ تشرف در محضر مزور بيشتر نمايان و آشكار مي شود . در ذيل به بررسي آداب زيارت مي پردازيم .

آمادگي روحي

بندگان الهي هنگام توجه به پروردگار ، پيامبر ( صلّي الله عليه وآله ) و ائمه معصومين ( عليهم السلام ) بايد شرايط روحي و جسمي مطلوبي را براي خود ايجاد كنند تا به سبب آن بتوانند با خداي خويش و اين بزرگواران بهتر به نيايش و راز و نياز بپردازند و عنايت و لطف ويژه

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . سوره رعد ، آيات 21 و 22 .

آنان را بيشتر جلب نمايند و در نتيجه خواسته ها و حاجاتشان بر آورده شود . از اين رو زاير بايد پيش از پيرايش ظاهري ، روح خويش را براي ملاقات روحاني با معادن معنويت و روحانيت آماده كند تا طعم لذت بخش آن را بچشد .

زيارت در حريم دوست بودن * * * زيارت عاشقي را آزمودن

زيارت ، محبت را ستودن * * * زيارت آشناي عشق بودن

زيارت فصل دل را وصل كردن * * * صفا دادن به قلب و گريه كردن

نيّت خالصانه

اگر انسان نيت خالصانه براي زيارت داشته باشد ، در اين هنگام نامش در ديوان شهدا ثبت مي شود . ( 1 ) رسول گرامي اسلام ( صلّي الله عليه وآله ) نيز فرموده است : من اتاني زائراً في المدينه محتسبا كنت له شفيعا يوم القيامه » . ( 2 ) كسي كه تنها به انگيزه زيارت من ، مرا زيارت كند ، خداوند او را وارد بهشت مي كند . امام صادق ( عليه السلام ) نيز درباره زيارت حسين بن علي ( عليه السلام ) مي فرمايد : « كسي كه حسين بن علي ( عليه السلام ) را خالصانه و بدون شائبه زيارت كند و از انگيزه هاي تعدي و طغيان و يا ريا و سمعه منزه و مبرا باشد ، گناهان او پاك مي شود ؛ چنان كه لباس به وسيله آب شستشو شده و پاك مي شود » . ( 3 )

زيارت از آن جهت كه مقوله خاص و مهم است ، بايد به آن نظر استقلالي افكند و از هرگونه نظر شرك آلود و مشوب خودداري كرد ؛ به عبارتي ديگر زيارت در حد خود هدف و مقصدي مستقل است كه بايد هيچ چيزي را در كنار آن نديد . زاير بايد زيارت را به تنهايي هدف مستقل و مقدس بداند ، به گونه اي كه همراه كردن آن با امور ديگر از ارزش و بهاي آن كاسته و آن را بي محتوا و بي معنا مي سازد ، اگر زاير بخواهد در زيارت خود موفق باشد ، بايد سفر زيارتي خود را تصحيح و نيت خود را اصلاح كند . به سخن ديگر گرچه سفرهاي زيارتي با ديگر سفرها از نظر صورت و شكل

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . بحار الأنوار ، ج 100 ، ص 124 .

2 . كامل الزيارات ، ص 46 .

3 . همان ، ص 273 .

ظاهري يكسان است ، اما از نظر سيرت و معنا متفاوت است . در سفرهاي تفريحي ، انسان براي انبساط خاطر و آسايش روان و شادابي سفر مي كند و محصول آن هم در برخي موارد رفع خستگي و زدودن ملالت هاي تن و ايجاد طراوت و نشاط است و طبعاً در مقام عمل اين نشاط و شادابي خود را مي نماياند و انسان با وجد و طرب مجدداً كار را آغاز مي كند ، اما در سفرهاي زيارتي همين فرح و نشاط و انبساط خاطر و طرب جان براي روح ، معنا و حقيقت انساني ذاتاً و بالاصاله و براي تن و روان بالتبع وجود دارد . اين گونه سفرها زمينه تقويت اركان ايمان و پايه هاي اعتقادات و رافع ملالت هاي جان و آرامش نفس و روان است . اين تجديد قوا براي آن است كه انسان در عرصه علم و مبارزه با شبهات و آفات فكري و تحريفات ذهني و همچنين انحرافات اخلاقي و عملي در دام وسوسه ها و هوس ها نيفتاده ، بلكه بتواند آنها را شكست داده و اسوه ديگران باشد . از اين رهگذر بايد سفرهاي زيارتي را اندوخته سازي علم و ايمان و تقوا دانست و بر آن اصرار ورزيد . نيت خالصانه داشتن براي زاير بسيار اهميت دارد .

از امام صادق ( عليه السلام ) نقل شده است : « حسين ( عليه السلام ) از حضرت رسول ( صلّي الله عليه وآله ) پرسيد : اجر كسي كه بعد از وفات شما به زيارت شما بيايد در حالي كه چيزي جز زيارت شما را قصد نكند چيست ؟ حضرت فرمود : كسي كه بعد از وفات من به زيارت من بيايد ، در حالي كه جز زيارت من قصدي ندارد و همچنين كسي كه به زيارت پدر تو بعد از وفات او بيايد و هدفي جز زيارت او نداشته باشد و نيز كسي كه به زيارت برادر تو ـ حسن بن علي ـ بعد از وفاتش بيايد و انگيزه اي غير از زيارت نداشته باشد و نيز كسي كه به زيارت تو ـ حسين بن علي ـ بيايد و قصد و اراده اي جز زيارت تو نداشته باشد ، اجر هر يك از اين زيارت ها بهشت مقرر شده است » . ( 1 )

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . تهذيب الاحكام ، ج 6 ، ص 21 .

معرفت زاير

به هر ميزان كه معرفت زاير به مقام مزور برتر باشد ، درجه فزوني ثواب و قرابت بيشتر است ؛ چراكه اولين شاخصه اي كه در اين نوع معرفت نهفته ، الهي بودن امام و از ناحيه خدا بودن اوست . معرفت به حق امام ، يعني امام حجت خدا بر من است و هر فيض و رحمتي كه به من مي رسد از ناحيه وجود شريف آن حضرت است ، و اطاعت از ايشان واجب است و اطاعت خدا حساب مي شود . امام رضا ( عليه السلام ) مي فرمايد : « ألا فمن زارني و هو يعرف ما أوجب الله عزوجل من حقّي و طاعتي فأنا و آبائي شفعاؤه يوم القيامة . . . » . ( 1 )

بديهي است كه رسيدن به اين معرفت و اعتقاد به لزوم تبعيت از امام ( عليه السلام ) زماني ممكن است كه اوصاف والاي انساني و الهي آنان دانسته و به شايستگي هاي وجودي آنان وقوف لازم و كافي حاصل شود ؛ در شادي آنان شاد و در ناراحتي و حزن آنان محزون بوده و معتقد باشد كه حالات وي در هيچ زمان و مكاني از ديده آنان پنهان نيست ، پس با خود بينديشد كه در طول زندگي ، براي امام و معرفت و محبتي كه به او داشته چه كاري انجام داده كه انتظار شفاعت ، شفاي مريض ، رفع گرفتاري و برآوردن حاجتش را از آن بزرگوار دارد . البته نبايد فراموش كرد كه آنان بسيار بزرگوارند و درخواست ما را اگر به صلاحمان باشد رد نمي كنند ، ولي بر شيعه لازم است كه بداند حجت خدا كيست و چه مقامي دارد .

غسل

از مجموع رواياتي كه در اين زمينه نقل شده است اين نكته را مي توان استنباط كرد كه طهارت ظاهر در طهارت باطن تأثير دارد و طهارت ظاهر در حقيقت زمينه ساز طهارت باطن است و آب كه مايه طهارت ظاهري و طهور است ، مظهر ولايت كليه در اجسام

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . من لا يحضره الفقيه ، ج 2 ، ص 584 و 585 .

است ؛ زيرا قوام و حيات هر چيزي به آب است : ( وَجَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْء حَيِّ ) . ( 1 )

ادب زيارت اقتضا مي كند كه زيارت با داشتن غسل انجام گيرد ؛ به گونه اي كه طبق بيان شيخ مفيد اگر غسل نقض و باطل شد ، دوباره غسل كند . البته عده اي غسل روز را تا شام و غسل شب را تا صبح كافي مي دانند و در اين فاصله نياز به تجديد غسل نيست . ( 2 ) أنّ أبي عبدالله ( عليه السلام ) أنّه قال : « غسل يومك يجزيك ليلتك و غسل ليلتك يجزيك ليومك » . ( 3 ) ادب غسل كردن غير از آن كه شهرت فقهي و فتوايي دارد و از جمله آداب زيارت معصومين است كه به آن توصيه شده ، به اين جهت است كه حرمت و احترام معصوم در حال ممات و غيبت مانند احترام و حرمت نهادن در حال حيات است : « و إنّ حرمته ميتا كحرمته حيّاً » ، ( 4 ) « إنّ حرمتهم بعد موتهم كحرمتهم في حيوتهم » . ( 5 ) شرفيابي به محضري كه به نص آيه تطهير از طهارت و قداست ويژه برخوردار است و باريابي به صحن و سرايي كه نشان از نزاهت و پاكي الهي دارد ، ايجاب مي كند كه انسان بدون تحصيل طهارت برتر ، يعني غسل به آن حريم نزديك نشود و بدون آراستگي جان و پيراستگي تن به آن بيت رفيع قدم ننهد ؛ زيرا غسل ظاهري نمادي از شستشوي روان و پاكي جان است . پس همان طور كه شرط ورود به خانه خدا طهارت و پاكيزگي است ، تشرف به حريم اهل بيت كه بيت مرفوع و بيت المعمور زمينيان است نيز متوقف بر طهارت است .

ترك كلام بيهوده و پرهيز از جدال

محمد بن مسلم از حضرت صادق ( عليه السلام ) درباره چگونه رفتن به زيارت معصوم ( عليه السلام ) سؤال نمود ؟ حضرت فرمود : « . . . سخن اندك گويي و حتي الامكان جز به خير تكلم نكني » . ( 6 )

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . سوره انبياء ، آيه 30 .

2 . هداية الزائرين ، ص 19 .

3 . وسائل الشيعة ، ج 12 ، ص 328 .

4 . بحار الأنوار ، ج 17 ، ص 33 .

5 . همان ، ج 97 ، ص 125 .

6 . فضايلي از زيارت امام حسين ( عليه السلام ) ، ص 53 ، به نقل از سفينة النجاة .

زاير بايد از پرگويي و بيهوده گويي پرهيز نمايد و بداند كه از قبل از حركت تا پايان سفر ، امام زمان ( عج ) مراقب اوست . چنان كه پيامبر اكرم ( صلّي الله عليه وآله ) مي فرمايد : « اگر شما حرف بيهوده نمي زديد و قلبتان جايگاه شيطان نمي شد و به چرا نمي رفت ، هر آنچه را من مي ديدم ، شما هم مي ديديد و هر آنچه را من مي شنيدم ، شما هم مي شنيديد » . ( 1 ) و نيز زاير بايد از كينهورزي ، جدال و دشمني نسبت به همسفران خويش پرهيز نمايد ، ( 2 ) به خصوص آن كه در اين سفر روحاني حضور قلب را بر هم مي زند .

پوشيدن لباس پاكيزه و نو

يكي ديگر از آداب زيارت ، پوشيدن لباس پاكيزه و نظيف و جديد براي زيارت است . و در اين باره آمده است : « نيكوست سفيد بودن رنگ آن » ( 3 ) و نيز استفاده از عطر و بوي خوش هم توصيه شده است ؛ گرچه اين عمل در خصوص زيارت قبر امام حسين ( عليه السلام ) متفاوت است و تصريح شده كه پوشيدن لباس نو و استعمال بوي خوش از آداب زيارت آن حضرت نيست ؛ بلكه دو پوشش پاك و تميز و سفيد مانند لباس احرام بهتر است . ( 4 ) امام صادق ( عليه السلام ) در خصوص آداب زيارت امام حسين به ابي نصير چنين مي فرمايد : « هرگاه زيارت جدم حسين ( عليه السلام ) را اراده كردي ، روزهاي چهارشنبه و پنج شنبه را روزه بگير . . . چون روز جمعه به زيارت بروي غسل كن و بوي خوش و روغن استعمال مكن و از سرمه چشم نيز استفاده نكن تا به نزد قبر برسي » . ( 5 ) در تفسير حديث و همچنين از سخنان علما و بزرگان آشكار مي شود كه به كار بردن بوي خوش در زيارت امام حسين ( عليه السلام ) شايسته نيست ، اما خوشبو كردن ضريح مقدس آن حضرت ، اشكال و مانعي ندارد و بعضي به آن اشاره نموده اند . ( 6 )

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . همان .

2 . بحار الأنوار ، ج 101 ، ص 142 .

3 . هداية الزائرين ، ص 20 .

4 . بحار الأنوار ، ج 101 ، ص 152 .

5 . تهذيب الاحكام ، ج 6 ، ص 76 .

6 . هداية الزائرين ، ص 20 .

اذن دخول

يكي از آداب زيارت اذن دخول است . چنان كه قرآن مي فرمايد : ( يا أيُّها الَّذينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إلاّ أنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ ) ؛ ( 1 ) اي كساني كه ايمان آورده ايد ، داخل اتاق هاي پيامبر مشويد مگر آن كه به شما اجازه داده شود . فقال ( عليه السلام ) : « إذا سرت إلي إلباب فقف . . . ؛ هنگامي كه به درگاه مرقد رسيدي توقف كن » . توقف كردن و اذن دخول گرفتن براي فهميدن آن جايگاه ويژه است ، براي آن است كه زاير بداند اين جا نه خانه اي معمولي و نه قبري معمولي است . و اين كه چه وادي مقدس تر از جايي كه پيكر معصوم را در خود جاي داده است .

جعبه اي كه چند ساعتي پيامبر خدا حضرت موسي ( عليه السلام ) را در خود جاي داده بود ، آن چنان قداست يافت كه سمبل آرامش بني اسرائيل شد . ( وَقالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أنْ يَأْتِيَكُمُ التّابُوتُ فيهِ سَكينَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ ) . ( 2 ) در روايتي از ابن عباس آمده است : « تابوت همان صندوقي بود كه مادر موسي او را در آن گذاشت و به دريا افكند و هنگامي كه به وسيله عمال فرعون از دريا گرفته شد و موسي را از آن بيرون آوردند ، همچنان در دستگاه فرعون نگاه داري مي شد و سپس به دست بني اسرائيل افتاد ، بني اسرائيل اين صندوق خاطره انگيز را محترم مي شمردند و به آن تبرك مي جستند » . ( 3 )

وقتي كه يك صندوقي كه ساعاتي پيامبر خدا موسي ( عليه السلام ) را در خود جاي داده چنين جايگاهي مي يابد ، بي ترديد مكاني كه معصوم ( عليه السلام ) را در خود جاي داده است نبايد از قداستي ويژه برخوردار باشد و حريم آن حفظ گردد ؟ پس هنگامي كه زاير به در حرم رسيد بايد بايستد . اين توقف ادب ويژه است و در حال توقف با خواندن دعا و اذكار وارده سعي كند تا رقت قلب و خشوع دل تحصيل نمايد ؛ « و إنّ الرقّة علامة الإذن فلا

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . سوره احزاب ، آيه 53 .

2 . سوره بقره ، آيه 248 .

3 . تفسير نمونه ، ج 2 ، ص 174 .

تغفل » ( 1 ) زيرا در چنين حالتي دعا اجابت و رحمت الهي نازل مي شود : « إنّ الرقّة علامة لاستجابة الدعاء » ( 2 ) و نيز در برخي روايات هست اگر هنگام ورود به حرم معصوم ، قلب به طپش بيفتد ، اشك جاري شود و عظمت معصوم به چشم آيد ، اذن ورود داده شده است . ( 3 )

حفظ متانت و وقار

وقار نشانه ادب و احترام است ، وقتي كسي به نزد بزرگي وارد مي شود ، سعي مي نمايد حريمش را حفظ كرده و با وقار باشد و اين نشان از آن است كه زاير مي داند كه زيارت امام معصوم همان زيارت امام زنده است و همان رفتاري كه در زمان حيات امام ( عليه السلام ) انسان بايد داشته باشد ، بايد همان را به هنگام زيارت آنها نيز داشته باشد . پس در هنگام ورود به حرم معصوم ( عليه السلام ) با متانت و با وقار است « ثم امش قليلا و عليك بالسكينة و الوقار . . . » يعني با حالت آرامش و وقار راه مي رود . فرق بين سكينه و وقار را چنين نقل كرده اند كه سكينه آرامش و طمأنينه قلبي است و وقار آرامش بدني . ( 4 ) در حرم معصوم ( عليه السلام ) هر دو يعني هم آرامش قلبي و هم وقار لازم است . بر اين اساس رفتارهاي غير مؤدبانه در حرم معصوم ( عليه السلام ) در شأن آن برگزيدگان جهان هستي نيست .

ذكر تكبير و تحميد

« فإذا دخلت و رأيت القبر فقف و قل الله أكبر ، الله أكبر ثلاثين مرّة » . ( 5 ) زاير بايد وقتي وارد حرم شد و چشمش به قبر معصوم افتاد ، بايستد تا آمادگي بيشتر براي عرض ادب پيدا كند ، سپس سي مرتبه ذكر الله اكبر را تكرار نمايد . سعد از امام باقر ( عليه السلام ) نقل مي كند : « . . . چون امام را ديد تكبير بگويد و . . . و هر كه پيش روي امام تكبير بگويد » و نيز بگويد : « لا إله إلاّ

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . بحار الأنوار ، ج 97 ، ص 134 .

2 . هداية الزائرين ، ص 28 .

3 . بحار الأنوار ، ج 100 ، ص 134 .

4 . همان ، ج 102 ، ص 134 .

5 . همان ، ج 24 ، ص 396 .

الله وحده لا شريك له » ، خداي تعالي براي او خشنودي و رضوان اكبر خود را واجب خواهد كرد و بين او و حضرت ابراهيم ( عليه السلام ) و پيامبر اكرم ( صلّي الله عليه وآله ) و پيامبران الهي در قيامت در دار الجلال جمع خواهد كرد « . . . و من كبّر بين يدي الامام و قال : لا إله إلاّ الله وحده لا شريك له كتب الله له رضوانه الأكبر و من يكتب الله له رضوانه الأكبر يجمع بينه و بين ابراهيم و محمّد و المرسلين في دار الجلال » . ( 1 )

اما راز گفتن تكبير و تحميد پيش از زيارت آن است كه در اين زيارت مقامات بلندي براي ائمه معصومين ذكر شده است و چه بسا زاير به علت سطحي نگري در وادي هولناك غلو بيفتد . غلو عبارت است از اعتقاد به ربوبيت پيامبر ( صلّي الله عليه وآله ) يا ائمّه ( عليهم السلام ) و اعتقاد به اين كه آنان مستقلا خالق و رازقند و يا اعتقاد به نبوت امامان . اين گونه اعتقاد در حقيقت نفي الوهيت رب يا شريك قائل شدن براي او و نفي نبوت و خاتميت نبي اكرم ( صلّي الله عليه وآله ) است . البته اين نكته را نبايد ناديده پنداشت كه اين اعتقاد كه خالق هستي خداوند است و او اختيارات ويژه اي در اين جهان و آن جهان به پيامبر و امامان واگذار كرده است ، اين نه تنها غلو و شرك نيست ، بلكه عين توحيد است ، ما خالق جهان هستي را ذات مقدس ربوبي مي دانيم و معتقديم كه خداوند آن چنان كه ملائكه را مدبرات امر قرار داده ( فَالْمُدَبِّراتِ أمْرًا ) ( 2 ) به معصومين هم مرحله اي از اين تدبير را به اذن خودش تفويض كرده است . پس اعتقاد به مقامات فوق العاده براي امامان غلو نيست . اعتقاد به اين كه خداوند آنان را از هر گونه نقصي مبرا كرده است : اعتقاد به عصمت از اشتباه و خطا ، گناه و عصيان ، عين اعتدال در اعتقاد است نه غلو . ( إنَّما يُريدُ اللّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهيرًا ) ؛ ( 3 ) خداوند چنين مي خواهد كه هرگونه پليدي و زشتي را از شما خانواده نبوت بيرون ببرد و شما را از هر عيب پاك و منزه گرداند .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . همان .

2 . سوره نازعات ، آيه 5 .

3 . سوره احزاب ، آيه 33 .

بوسيدن عتبه و داخل شدن با پاي راست

بوسيدن عتبه و درگاه مقدس هنگام داخل شدن به حرم شريف ائمه معصومين از آداب مؤكد زيارت است . ( 1 ) بزرگان شيعه مانند شيخ مفيد ، سيدبن طاووس و شهيد ثاني ، همچنين علامه مجلسي و عده اي ديگر از علما نيز به امري كه در روايت صفوان ، در شيوه زيارت قبر اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) آمده استناد كرده اند كه امام صادق به صفوان فرمود : « ثم قبّل العتبة و قدّم رجلك اليمني قبل اليسري ؛ ( 2 ) سپس آستانه را ببوس و آن گاه پاي راست را قبل از پاي چپ حركت بده . »

بنابراين پس از آن كه زاير اذن دخول طلبيد و با خواندن اذكار مأثور در قلب خود احساس رقت كرد و پس از بوسيدن درگاه ، ادب اقتضا مي كند پاي راست را جلو بگذارد و مستحب است در اين هنگام بگويد : « بسم الله و بالله و في سبيل الله و علي ملة رسول الله ربّ اأدخلني مدخل صدق و أخرجني مخرج صدق و اجعل لي من لدنك سلطانا نصيرا » . ( 3 )

آهسته گام برداشتن

« و قارب بين خطاك . . . » و گام هايت را كوتاه بردار . يكي ديگر از آداب زيارت قبر معصوم پس از بوسيدن عتبه و مقدم داشتن پاي راست ، آهسته قدم برداشتن است . شايد راز آن اين باشد كه براي هر قدمي كه در اين مسير برداشته مي شود ثواب هاي فراواني براي زاير نوشته خواهد شد . در شأن نزول اين آيه از قرآن ( إنّا نَحْنُ نُحْيِ الْمَوْتي وَنَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَآثارَهُمْ وَكُلَّ شَيْء أحْصَيْناهُ في إمام مُبين ) ؛ ( 4 ) ما مردگان را زنده مي كنيم و آنچه را پيش فرستادند و تمام آثار آنها را مي نويسم و همه چيز را در كتاب مبين شماره كرده ايم ، آمده است كه قبيله بنوسلمه در نقطه دور دستي از شهر مدينه

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . بحار الأنوار ، ج 100 ، ص 136 .

2 . همان ، ج 97 ، ص 284 .

3 . همان ، ص 161 .

4 . سوره يس ، آيه 12 .

قرار داشتند ، تصميم گرفتند به نزديكي مسجد پيامبر ( صلّي الله عليه وآله ) نقل مكان كنند ، آيه فوق نازل

شد . . . پيامبر ( صلّي الله عليه وآله ) به آنان فرمود : « إنّ آثاركم تكتب » آثار شما « گام هاي شما به مسجد » در نامه اعمالتان نوشته خواهد شد و پاداش خواهيد گرفت . هنگامي كه بنوسلمه اين سخن را شنيدند ، صرف نظر كردند و در جاي خود ماندند . ( 1 ) پس گام هاي كوتاه سبب مي شود تا زاير از فيض و ثواب بيشتري بهره مند گردد و از لحاظ رواني نيز اين حركت ـ آهسته قدم برداشتن ـ بسيار مؤثر بوده و باعث تمركز حواس و توجه و دقت نظر بيشتر مي شود .

نزديك شدن به ضريح و بوسيدن آن

عن أبي جعفر ( عليه السلام ) : « كان علي بن الحسين صلوات الله عليهما يقف علي قبر النبي ( صلّي الله عليه وآله ) و يلتزق بالقبر و يسند ظهره إلي القبر و يستقبل القبلة و . . . » ( 2 ) امام سجاد ( عليه السلام ) كنار قبر پيامبر ( صلّي الله عليه وآله ) مي ايستاد و به قبر مي چسبيد و پشت خود را به قبر مبارك رسول ( صلّي الله عليه وآله ) تكيه مي داد و به سمت قبله مي ايستاد و . . . » اين پندار باطلي است كه انسان دور بودن از ضريح را ادب بداند و بخواهد از دور زيارت كند ، بلكه در روايت تصريح شده كه بدن را به ضريح بچسباند و بر آن تكيه كند و ضريح را ببوسد . در جايي آمده است : « شايد مراد از كساني كه توصيه به دور بودن از ضريح مي كنند و آن را ادب زيارت مي شمارند ، اهل سنت باشند ؛ زيرا آنها دور ايستادن از قبر را از جمله آداب و چسبيدن به قبر و بوسيدن و لمس آن را مكروه مي دانند ؛ چنان كه علماي آنان در آداب زيارت حضرت نبوي اين مطلب را ذكر كرده اند . ( 3 )

پس بدن را به قبر و ضريح نزديك كردن و بر آن تكيه زدن و نيز بوسيدن قبر و ضريح از آداب زيارت است و همچنين مناسب است كه اگر انسان عذري مانند

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . تفسير نمونه ، ج 18 ، ص 335 .

2 . وسائل الشيعة ، ج 14 ، ص 342 و 343 .

3 . هداية الزائرين ، ص 22 .

ضعف جسماني ندارد ، دعا و زيارت را ايستاده بخواند . محدث قمي مي فرمايد :

« گرچه اين ادب صريحاً در جايي ذكر نشده وليكن خوبي آن از جهات بسياري استفاده شده است » ( 1 ) نيز از جمله آدابي كه در اين باره وجود دارد ، آن است كه زاير دوروي صورت خود را به روي قبر يا ضريح نهد و آن را به قبر بكشد و هرگز جايز نيست كه به قبر سجده كند و حتي براي نماز واجب يا مستحب و نماز زيارت پيشاني بر روي قبر بگذارد . روشن است كه اين گونه آداب ، زمينه را فراهم مي كند تا زاير قلب خود را در صحن و سراي حقيقي امام ببيند و حضور امام را لمس كند .

در جاي ديگر نيز اين گونه آمده است : « بعد از خواندن زيارت سمت راست صورت را بر قبر يا ضريح بنهد و متضرعانه از خداوند مسئلت كند ، سپس قسمت چپ صورت را بر قبر بنهد و با حال سؤال و نياز او را به حق خودش و به حق صاحب قبر سوگند دهد تا او را از اهل شفاعت و شفاعت شوندگان قرار دهد و در اين حال با اصرار و مبالغه در دعا و طلب حاجت از خداوند متعال با همه جديت و سعي مسئلت كند ؛ زيرا تا طرح حاجت و سؤال با جديت تمام نباشد و احساس نياز و تشنگي در انسان نجوشد ، فيض الهي طالع نمي گردد ؛ البته بعد از رعايت اين ادب به سمت بالاي سر مزور حركت و رو به قبله در پيشگاه الهي دعا و نيايش كند » . ( 2 )

آهسته سخن گفتن

( يا أيُّها الَّذينَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَلا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْض أنْ تَحْبَطَ أعْمالُكُمْ وَأنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ * إنَّ الَّذينَ يَغُضُّونَ أصْواتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللّهِ اُولئِكَ الَّذينَ امْتَحَنَ اللّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوي لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَأجْرٌ عَظيمٌ ) ؛ ( 3 ) اي كساني كه ايمان آورده ايد ، صدايتان را بلندتر از صداي پيامبر ( صلّي الله عليه وآله ) نكنيد و همچنان كه بعضي از شما با

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . همان .

2 . الدروس ، ج 2 ، ص 23 .

3 . سوره حجرات ، آيات 2 و 3 .

بعضي ديگر بلند سخن مي گوييد با آن حضرت به صداي بلند سخن مگوييد ، مبادا

بي آن كه بدانيد اعمالتان تباه شود . كساني كه پيش پيامبر خدا صدايشان را فرو مي كشند ، همان كساني اند كه خدا دل هايشان را براي پرهيزگاري امتحان كرده است ؛ آنان را آمرزش و پاداشي بزرگ است » .

يكي ديگر از آدابي كه رعايت آن موجب حرمت نهادن و تكريم مزور است ، فرود آوردن صدا در ذكر و دعاست چراكه در حرم معصوم ( عليه السلام ) نبايد صدا را بلند كرد يا با زوار بلند سخن گفت . در محضر امام ( عليه السلام ) فرقي بين ديدن و نديدن آن حضرت نيست . ( 1 ) همچنين ادب حضور در محضر حجت الهي اقتضا مي كند كه نه تنها انسان از سخن و اذكار غير الهي كه انسان را از ياد خدا غافل مي كند بپرهيزد ، بلكه هنگام عبادات ، زيارات و اعمال مستحبي به آرامي و آهستگي و بدون بلند كردن صدا ، مناسك و اعمال زيارت را انجام دهد .

من چه گويم كه تو را نازكي طبع لطيف * * * تا به حدي است كه آهسته دعا نتوان كرد ( 2 )

رو به قبر و پشت به قبله نمودن در هنگام زيارت

زاير بايد پشت به قبله و رو به سوي قبر شريف امام ( عليه السلام ) نمايد و اعمال خويش را انجام دهد . رو به قبر امام بودن و پشت نكردن به آن چه در نماز و چه در غير ، از اعتقادات شيعه اثني عشري است . ( 3 ) و خلاف آن يعني پشت به قبر مطهر به هر دليل هتك حرمتي عظيم محسوب مي شود . زاير هر جا كه خوابيد يا استراحت نمود ، بايد سعي نمايد پاهايش به طرف حرم مطهر امام ( عليه السلام ) نباشد . رعايت اين ادب تنها براي معصوم است و براي غير معصوم چنين ادبي ذكر نشده ، بلكه ادب در زيارت مؤمنان و اولياي خدا آن است كه زاير پشت سر ، يا بالاي سر ، رو به قبله به دعا و زيارت مشغول باشد ؛ اين مسأله حاوي نكته اي مهم است .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . بحار الأنوار ، ج 100 ، ص 124 ، 126 ، 127 .

2 . ديوان حافظ شيرازي ، ص 40 .

3 . بحار الأنوار ، ج 83 ، ص 316 .

خواندن زيارت مأثور و نماز زيارت

محدث قمي مي فرمايد : « . . . ترك شود خواندن زيارت هاي مخترعه كه بعضي بي خردان از عوام آنها را با بعضي از زيارت ها تلفيق كرده و در مجموعه اي جمع آوري كرده و نادانان خود را به آن مشغول ساخته و خود را از فيوضات بي نهايت زيارت هاي مأثوره معتبره و فوايد كتب علما محروم كرده اند » . ( 1 ) علامه حلي نيز در تذكرة الفقهاء استحباب زيارت را تنها در زيارت به مأثور و منقول مي داند و در نوع زيارت هاي اهل بيت اين جمله را تكرار مي فرمايد : « و يستحب ان يزوره بالمنقول » ( 2 )

و در جاي ديگر آمده است : « زيارت با نفس حضور و سلام دادن حاصل مي شود ، ليكن اگر خواست زيارتش را بخواند زيارات مأثوره و صادر شده از ناحيه معصومين را بخواند » ( 3 ) بنابراين زاير بايد بداند كه زيارت از جانب معصوم صادر شده است . و هنگام خواندن زيارت با نهايت ادب به ضريح نگاه كند و همان طور كه گذشت ، زيارت مأثور را در حال ايستاده بخواند مگر آن كه عذري داشته باشد .

يكي ديگر از آداب زيارت ، خواندن نماز زيارت است . قبل از پرداختن به موضوع بايد توجه داشت كه بينش اسلامي بر اين اساس استوار است ، كه خالق تمام هستي تنها خداوند است و تمامي موجودات را او آفريده است و نماز نيز حقيقتي الهي و مخصوص پروردگار عالم است و انسان به عنوان جزيي از اين هستي خلق نشده مگر براي عبادت و پرستش و نيز به جاي آوردن نماز كه پاداش و ثواب فراواني دارد ، تمامي اركان و اجزاي آن ، از قيام و قعود گرفته تا ركوع و سجود تنها به امر الهي و براي اوست . اين نكات در نماز زيارت قابل توجه است و زاير به آنها التفات مي كند و به خالق خويش عرض مي نمايد كه اين نماز كه از آن تو و براي توست ، با نيت قربة الي الله انجام مي گيرد . همان طور كه بزرگان گفته اند ثواب آن را به روح مطهر نبي اكرم ( صلّي الله عليه وآله )

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . الدروس ، ج 2 ، ص 23 .

2 . تذكرة الفقهاء ، ص 450 .

3 . الدروس ، ج 2 ، ص 23 .

يا فاطمه زهرا ( عليها السلام ) هديه نمايد پس شايسته است كه زاير پس از خواندن دو ركعت نماز

زيارت اين دعا را بخواند كه تذكر به نكات فوق است : « اللهم أني صلّيت هاتين الركعتين هدية منّي إلي سيّدي و مولاي ( نام آن معصوم برده شود ) اللهم فصلّ علي محمّد و آل محمّد و تقبّلها منّي و اجزني علي ذلك جزاء المحسنين . اللّهم لك صلّيت و لك ركعت و لك سجدت وحدك لا شريك لك لانه لا تكون الصلاة و الركوع و السجود إلا لك أنت الله لا إله إلا أنت اللّهم صلّ علي محمّد و آل محمّد و تقبّل منّي زيارتي و أعطني سؤلي بمحمّد و آله طاهرين » . ( 1 )

زاير براي به جاي آوردن دو ركعت نماز زيارت ، اگر با كيفيت مخصوصي وارد شده ، به همان كيفيت نمازش را مي خواند در غير اين صورت مستحب است در ركعت اول بعد از حمد سوره مباركه « يس » و در ركعت دوم بعد از حمد سوره « الرحمن » قرائت شود : « ثّم انحرف إلي عند الراس فصلّ ركعتين تقرأ في الاولي منهما فاتحة الكتاب و سورة يس ، و في الثانية فاتحة الكتاب و سورة الرحمن » . ( 2 ) همچنين زاير در موقع خواندن نماز زيارت خوب است به اين نكته توجه نمايد كه مكان اين دو ركعت در كنار قبر مزور باشد ، چراكه عده اي از فقها در مورد نماز خواندن زاير به حالت پشت به قبر اشكال وارد نموده اند . و نيز آمده است : « مناسب و شايسته نيست كه قبر پشت سر باشد ، مگر اين كه قبر بسيار دور باشد تا انتزاع بي حرمتي نشود » . ( 3 ) و بايد توجه داشت كه چون هيچ چيز و هيچ كس نه با امام ( عليه السلام ) مساوي است و نه مقدم بر امام ، نماز خواندن در قسمت جلو يا سمت راست و چپ امام جايز نيست . ( 4 )

استغفار و دعا

ادب زيارت اقتضا مي كند زاير از فرصت زيارت استفاده كرده ، با شفيع قرار دادن آنها و همچنين به جهت توجه ربوبي به آن بيت و صاحبان بيت كه انسان هاي معمولي

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . بحار الأنوار ، ج 97 ، ص 288 .

2 . همان ، ص 215 .

3 . الدروس ، ج 2 ، ص 23 .

4 . الاحتجاج ، ج 2 ، ص 5483 .

نيستند ، از خداوند متعال بخواهد كه او را از بدي ها و تباهي ها جدا كرده و دور سازد

و توفيق ترك گناهان ( 1 ) در بقيه عمر به وي ببخشد . اين عمل زاير نشان از آن است كه وي از گناهان خويش پشيمان شده و درصدد عزم بر رفع اعمال پيشين خود است ، لذا با ادب خاصي كه در اين حالت انسان به نوعي سبك بال نيز شده است ، ضمن درخواست قبولي زيارتش ، آمرزش و غفران الهي را براي ريزش گناهان خويش مسئلت مي نمايد . خداوند بزرگ در قرآن كريم مي فرمايد : ( يا أيُّها الَّذينَ آمَنُوا تُوبُوا إلَي اللّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً عَسي رَبُّكُمْ أنْ يُكَفِّرَ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ ) . ( 2 )

مي دانيم كه در تمام زيارتنامه ها بخشي به دعا اختصاص دارد و يكي از مكان هايي كه دعا مقرون به اجابت است كنار ضريح معصومين است .

« و أعلم أنّ الذي بيده خزائن السموات و الأرض قد أذن لك في الدعاء . . . فالمال لا يبقي لك و لا تبقي له » دعا فراهم آوردن اسباب و عواملي است كه از دايره قدرت انسان بيرون باشد ؛ درخواست و تقاضا از كسي است كه قدرت و توانش بي پايان و فوق قدرت هاي عالم است و از طرفي نشان بندگي و توجه به مقام ربوبيت و عامل تقويت روح و روان است . « أتيتك يا ابن رسول الله مكروباً و أتيتك مغموماً و أتيتك مفتقراً إلي شفاعتك و لكل زائر حقّ علي من أتاه و أنا زائرك و مولاك و ضيفك النازل بك و الحال بفنائك ولي حوايج من حوايج الدنيا و الآخرة بك أتوجّه إلي الله في نجحها و قضائها » ؛ ( 3 ) يا رسول الله در حال سختي و اندوه به سوي تو مشتاقانه آمدم و در حال احتياج و فاقه به شفاعت تو حركت كردم و از آن جا كه براي هر زايري حقي نسبت به مزور است ، من كه زاير و بنده و مهمان تو هستم و همواره در آستان و درگاه تو قرار دارم و حوايج فراواني از امور دنيا و آخرت دارم ، به وسيله تو به سوي خدا روي مي آورم در بر آمدن آن حاجت ها .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . ر . ك : بحار الأنوار ، ج 102 ، ص 169 .

2 . سوره تحريم ، آيه 8 .

3 . بحار الأنوار ، ج 98 ، ص 213 .

و در جايي ديگر در بخشي از زيارت امير المؤمنين ( عليه السلام ) خداوند به عنوان كريم ترين و بهترين مزور در بر آوردن حاجت آمده است : « بار خدايا بنده تو و زاير درگاهت در پرتو قبر برادر رسول الله به سوي تو آمده و هر كسي كه مزور واقع شده حقي نسبت به زاير متعهد است و از آن جا كه شما بهترين و كريم ترين مزور هستيد ، از درگاه شما اي خداوند و اي رحمن و اي رحيم مسئلت مي كنيم كه آن تحفه و هديه ات را به من همانا آزادي از آتش جهنم قرار دهي و مرا در زمره كساني قرار دهي كه در راه خير شتابان است و در هر حالي ، چه حال رغبت و سرور ، چه حال رهبت و غم ، همواره به ياد توست » . ( 1 )

پس زاير اگر در زيارت خويش با انگيزه خالصانه و با معرفت اعمال خود را انجام دهد ، مي تواند براي امورات ديني و دنيوي خود دعا و حاجت خويش را از آن بزرگواران درخواست نمايد ، چراكه قطعاً اهل بيت ( عليهم السلام ) خاندان كرامت و سخاوت هستند و حاجات زاير را از خداوند مسئلت مي نمايند . همان گونه كه در روايات متعدد آمده است كه هر كس آنان را بشناسد و به صاحب آن قبرهاي مطهر پناهنده شود ، پناه داده مي شود و از سوي خداوند حاجت روا بر مي گردد ، زيرا اين حقي است كه بر مبناي تفضل الهي به زاير داده مي شود تا حاجت خويش را مطرح نموده و اگر به خير و صلاح وي باشد مورد قبول و عنايت حق تعالي قرار گيرد . همچنين زاير مي تواند براي عموم دوستان و شيعيان علي ( عليه السلام ) دعا نمايد و طبق روايات عديده اين دعا مقرون به اجابت است . ( 2 ) همان گونه كه آمده است : « إنّ الله عزوجل يحبّ معالي الامور و يكره سفلسافها » . ( 3 ) پس شايسته است زاير هنگام دعا حاجات همه مؤمنان را در نظر داشته و از آنها غافل نباشد .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . همان ، ج 97 ، ص 271 و 272 .

2 . همان ، ج 100 ، ص 135 .

3 . همان ، ج 47 ، ص 323 .

قرائت قرآن و صلوات

مستحب است زاير در كنار ضريح مقداري قرآن قرائت نمايد و ثواب آن را به صاحب قبر مطهر هديه كند كه اين امر نوعي تعظيم و تكريم به مزور است ، اما ثواب اصلي و نفع آن به خود زاير بر مي گردد . ( 1 )

برخي از محققان ذكر صلوات را هنگام مطرح شدن نام پيامبر اكرم از جمله آداب زيارت ذكر كرده اند . از آن جا كه صلوات و ثواب آن از بهترين و برترين خيرات و پاداش هاست ؛ امام صادق ( عليه السلام ) مي فرمايد : « إذا ذكر النبي ( صلّي الله عليه وآله ) فأكثروا الصلاة عليه فإنّه من صلّي علي النبي ( صلّي الله عليه وآله ) صلاة واحدة صلي الله عليه ألف صلاة في ألف من الملائكة و لم يبق شيء ممّا خلقه الله إلاّ صلّي علي العبد لصلاة الله عليه و صلاة ملائكته ، فمن لم يرغب في هذا فهو جاهل مغرور قد برئ الله منه و رسوله و أهل بيته » ؛ ( 2 ) اگر نام رسول خدا ( صلّي الله عليه وآله ) بر زبان جاري شد ، زياد صلوات بفرستيد ، زيرا كسي كه يك صلوات بر پيامبر بفرستد ، هزار صف از ملائك براي او هزار صلوات مي فرستند و هر آنچه خداوند آفريده نيز بر او صلوات و درود مي فرستند و آن كسي كه صلوات بر پيامبر نفرستد ، او جاهل و مغرور است و خداوند و رسولش و اهل بيت از او برائت مي جويند .

صدقه دادن

يكي ديگر از آداب زيارت ، صدقه دادن به تهيدستان و نيازمندان است ، چراكه

در هنگام زيارت قواي نفساني انسان براي تحصيل خير و مودت آماده تر است .

« و رابع عشرها الصدقة علي المحاويج بتلك البقعة ؛ فإنّ الصدقة مضاعفة هنا لك

و خصوصاً علي الذرية الطاهرة » ( 3 ) زاير همان گونه كه سفر خود را با صدقه دادن

آغاز مي نمايد ، انفاق ، بخشش و كمك به نيازمندان را در ادامه سفر نيز نبايد ترك

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . الغدير ، ج 5 ، ص 170 .

2 . اصول كافي ، ج 2 ، ص 492 .

3 . الدروس ، ج 2 ، ص 24 .

نمايد . توصيه شده است كه در صدقه فقراي شيعه را مقدم بدارد . ( 1 ) در برخي از اماكن زيارتي معمولا افراد متكدي هستند كه از اين فرصت سوء استفاده كرده و زايرين را تحت تأثير خود قرار مي دهند . و زاير بايد سعي كند كه صدقه خويش را به محتاج واقعي بدهد .

تكريم خادمين حرم

زاير قدم به خانه اي نهاده كه بيت مقدس و حرم مطهر است و پروردگار عالم به آن بيت عظمت و مرتبه اي بلند بخشيده : ( أذِنَ اللّهُ أنْ تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فيها اسْمُهُ ) . ( 2 ) زاير بايد با رفتار و كردار خويش در حفظ حرمت آن مكان بكوشد و قطعاً حرمت نهادن و تكريم بيت مقدس در بالا رفتن مقام زاير نزد خداوند بسيار مؤثر است . همچنين زاير بايد همان گونه كه به حرمت و تكريم آن مكان مي كوشد در كمك نمودن و تكريم خادمين حرم شريف نيز كوشا بوده و با آنان همكاري نموده ، به گونه اي كه در نگهداري و مراقب از آن مكان معنوي و نظافت و رعايت مسايلي كه در آداب زيارت به آن تأكيد شده دقت نمايد . « و عاشرها التصدّق علي السدنة و الحفظة للمشهد و إكرامهم و إعظامهم ؛ فإنّ فيه إكرام صاحب المشهد عليه الصلاة و السلام » . ( 3 )

تكرار زيارت تا هنگام خروج از آن ديار

تكرار زيارت تا هنگام خروج از آن بلاد مستحب و از آداب زيارت است چراكه زاير با قصدي جدي و انگيزه اي راسخ به زيارت معصوم ( عليه السلام ) اقدام كرده ، از اين رو شايسته است تا وقتي كه زاير در آن ديار مقيم و حاضر است ، مكرر به زيارت مشرّف گردد . البته بايد مواقعي را براي زيارت انتخاب كند كه از نشاط لازم برخوردار باشد و از اكراه بپرهيزد .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . وسائل الشيعة ، ج 6 ، ص 332 .

2 . سوره نور ، آيه 26 .

3 . الدروس ، ج 2 ، ص 24 .

تغيير و تحول زاير پس از زيارت

« . . . ان يكون الزائر بعد الزيارة خيراً منه قبلها ؛ فإنّه تحطّ الأوزار إذا صادفت القبول » ؛ ( 1 ) زاير بايد پس از زيارت متفاوت باشد ؛ زيرا زيارت مقبول ، مايه ريزش گناهان و حطّ اوزار خواهد بود .

ثواب روزه و حج قبول آن كس بُرد * * * كه خاك ميكده عشق را زيارت كرد ( 2 )

انسان حتي اگر داراي بالاترين قدرت مالي باشد ، لحظاتي در زندگي او پيش خواهد آمد كه در جستوجوي پناهگاهي است تا بتواند خود را از اين نگراني ها نجات دهد ، چراكه زندگي دنيايي و مادي خواسته يا ناخواسته انسان را به سمت بسياري از آلودگي ها و تباهي ها هدايت نموده ، از طرفي خداوند جايگاهي را براي ارتباط و آرامش انسان ها در نظر گرفته و ايشان را به زيارت شريف اهل بيت دعوت مي نمايد و زيارت پل ارتباطي است براي انسان هايي كه مي خواهند اين خوف و اضطراب را از صفحه جان خود بزدايند و در نزد آن بزرگواران از گناهان خويش استغفار و توبه مي نمايند و قطعاً اهل بيت ( عليهم السلام ) نيز براي آنان طلب مغفرت مي نمايند و خداوند سبحان نسبت به گذشته توبه پذير و درباره آينده آنان رحيم مي باشد . حال كه بين انسان و حضرت حق به واسطه شفاعت معصوم انس و الفتي ايجاد شده ، پس زاير از نظر خلق و خوي ، رفتار ، كردار ، انديشه و اعتقاد تحول يافته است و در اين حالت بايد اعمال و كردارش با قبل از زيارت تفاوت داشته باشد و از اين پس بهتر زندگي نمايد .

ادب وداع

« تعجيل الخروج عند قضا الوتر من الزيارة ؛ لتعظيم الحرمة و يشتدّ الشوق ، و روي ان الخارج يمشي القهقري حتّي يتواري » . ( 3 ) همان طور كه زاير در هنگام ورود به حرم مطهر به نكاتي

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . همان .

2 . ديوان حافظ شيرازي ، ص 50 .

3 . الدروس ، ج 2 ، ص 24 .

توجه داشته است ، در هنگام خروج نيز لازم است آدابي را رعايت نمايد ، به گونه اي

كه پشت به ضريح نكند چراكه ممكن است اين عمل نوعي بي حرمتي محسوب شود ، بلكه زاير سعي كند از دري خارج شود كه پشت به مزور نكند ، تا جايي كه قبر مطهر از نظر مخفي گردد . در جايي آمده است : « مثل الإمام مثل الكعبه اذ تؤتي و لا تأتي » ( 1 ) پس اين ادب ظاهري نشان از تكريم و تعظيم مزور است و همانطور كه گذشت چون شأن امام همانند كعبه است ، از اين رو همواره بايد به مقام حضرت توجه نمود . زاير بايد به اين امر دقت نمايد كه اين گونه مكان ها و بُقاع شريف از آن جا كه خداوند به آن بيوت رفعت داده ، فرموده است : ( في بُيُوت أذِنَ اللّهُ أنْ تُرْفَعَ ) ( 2 ) و ورود به آن بيوت را منوط به اجازه دانسته : ( لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إلاّ أنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ ) ( 3 ) و آن سرزمين را طيب و طاهر قرار داده : « و طابت الأرض التي فيها دفنتم » ( 4 ) پس لازم است زاير تمامي معيارها و ضوابط ورود ، حضور و خروج را با ملاك هاي تعريف و تعيين شده تطبيق كند تا ضمن حفظ آداب آن مكان ، هم به حرمت مزور عمل نمايد و هم سبب ازدياد شوق و عشق به مزور گردد . همان گونه كه در برخي زيارتنامه ها آمده است ، از خدا بخواهد اين زيارت را آخرين زيارت وي قرار ندهد .

مراعات ساير مسايل

علاوه بر آنچه گفته شد شايسته است زاير در حرم هاي شريف اهل بيت آداب ديگري را رعايت نمايد چراكه وي به سرزميني وارد شده كه گام هاي مبارك آن بزرگواران آن جا را متبرك ساخته است ، پس به حالات جنب يا حيض يا نفاس داخل حرم مطهر ائمه نشود و در آن جا از دنيا و مسايل آن صحبت ننمايد و در آن هنگام كه فرصتي دست داده به امور با ارزش و معنوي بينديشد .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . بحار الأنوار ، ج 36 ، ص 353 .

2 . سوره نور ، آيه 26 .

3 . سوره احزاب ، آيه 53 .

4 . بحار الأنوار ، ج 98 ، ص 201 .

در هنگام وارد شدن به حرم حال كساني را كه ضعيف تر هستند مراعات نمايد ، به آنان احترام بگذارد و اجازه بدهد قبل از خويش وارد آن مكان مقدس شوند تا در ثواب زيارت آنان شريك باشد . بانوان محترم در وقت زيارت با حجاب كامل و پوشيده زيارت نمايند و دقت كنند كه به چه مكاني و در محضر چه بزرگي آمده اند . چنان كه آمده است : « احترام به حقوق و شخصيت يكديگر استخفاف به زوار ائمه اطهار حتي در نگاه ، از دستورات اكيد زيارت است » . ( 1 )

در صورت ازدحام و كثرت زوار ، اگر زاير در اطراف يا نزديك ضريح ايستاده است ، زيارت خويش را كوتاه و مختصر نمايد و از ضريح فاصله بگيرد تا ديگران هم به اين فيض بزرگ نايل شوند . همچنين از مزاحمت و بي ادبي به زوار ، چه با كلام و چه با عمل ، پرهيز نمايد ، چراكه تمام زايران آن جا ، دعوت شده از جانب آن معصومند و امر به معروف و نهي از منكر را اگر ضروري بود با آرامش و اخلاقي خوش بيان كند . « زاير حرم اهل بيت ( عليهم السلام ) بايد از اخلاق ناشايست كه مانع حال معنوي وي و سايرين مي گردد دوري نمايد و از آنچه همراه دارد به همراهان خود بذل و بخشش نمايد و تنگ نظر و بخيل نباشد » . ( 2 )

مرحوم شیخ عباس قمی در مورد کیفیت  زیارت بانوان میفرماید

زنان در وقت زيارت بايد خود را از مردان جدا كرده،و تنها به زيارت بپردازند و اگر شب به زيارت اقدام كنند بهتر است.و بايد در وضع ظاهر خود، تغيير دهند،يعنى لباس عالى و خوب را به لباس‏هاى معمولى تبديل كنند،تا شناخته نشوند،و حتى الامكان مخفى و پنهان‏ بيرون آيند كه كمتر ديده شوند،و شناخته گردند،

 

از اين گفتار معلوم شد كثرت قبح و زشتي آنچه متعارف شده كه زن‏ها به اسم‏تشرف به زيارت خود را آرايش نموده با لباس‏هاي نفيس از خانه‏ها بيرون مي‏آيند ودر حرم‏هاي مطهره با نامحرمان برخورد مي‏نمايند.

زناني كه در طرف قبله مردان مي‏نشينند و با رفتار خود حواس مردم را پريشان‏مي‏كنند، و زايرين و نمازگزاران و گريه‏كنندگان را از عبادت باز مي‏دارند از گروهي‏شمرده مي‏شوند كه راه خدا را مي‏بندند.

در واقع اين‏گونه زيارت زنان از منكرات شمرده مي‏شود نه از عبادات، و وسيله‏هلاكت است نه تقرب.

از حضرت امام صادق‏عليه السلام نقل شده كه حضرت اميرالمومنين‏عليه السلام به اهل عراق‏فرمود:

يا اهل العراق؛ نبيت ان نساوكم يوافين الرجال في الطريق اماتستحيون؟

اي اهل عراق؛ به من خبر رسيده كه زن‏هاي شما در راه به مردان مي‏رسند يعني دركوچه و بازار به نامحرمان برمي‏خورند، آيا شماهاحيا نمي‏كنيد؟

و فرمود:

لعن الله من لايغار.

خداوند لعنت كند كسي را كه غيرت ندارد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . وسائل الشيعة ، ج 8 ، ص 317 .

2 . همان .

فهرست منابع

1 . قرآن كريم .

2 . الاحتجاج ، احمد بن علي بن ابي طالب طبرسي ، تحقيق : شيخ ابراهيم بهادري و شيخ محمد هادي به ، اسوه ، قم ، 1413 ق .

3 . بحار الأنوار ، محمدباقر مجلسي ، دار احياء التراث العربي ، قم ، 1414ق .

4 . تذكرة الفقهاء ، جمال الدين ، حسن بن يوسف ( علامه حلي ) ، آل البيت ، قم .

5 . تفسير نمونه ، ناصر مكارم شيرازي ، با همكاري جمعي از نويسندگان ، دار الكتب الاسلاميه ، تهران ، بي تا .

6 . تهذيب الاحكام في شرح المقنعه ، محمد بن حسن طوسي ، دار الصعب ، بي جا ، 1401 ق .

7 . الدروس الشرعيه ، شمس الدين محمد مكي العاملي ، مؤسسه نشر اسلامي ، قم ، 1414ق .

8 . راهنماي زايرين ، احمد سامعي ، اميركبير ، تهران ، 1380 ش .

9 . الغدير في الكتاب و السنة و الادب ، عبدالحسين اميني ، دار الكتب العربيه ، بي جا ، 1403ق .

10 . الكافي ، محمد بن يعقوب كليني ، تصحيح : علي اكبر غفاري ، دار الكتب الاسلاميه ، تهران ، 1388ق .

11 . كامل الزيارات ، ابوالقاسم جعفر بن محمد قولويه قمي ، مطبعة المباركة المرتضويه ، بي جا ، 1356 ق .

12 . كربلا منتظر ماست بيا تا برويم ، زهرا صفاكار ، فرهنگ مردم ، اصفهان ، 1382 .

13 . مجمع البحرين ، فخرالدين طريحي ، تحقيق احمد حسيني ، بنياد بعثت ، قم ، 1414 ق .

14 . من لا يحضره الفقيه ، ابوجعفر محمد بن علي بن حسين بابويه قمي ، ـ معروف به شيخ صدوق ـ تصحيح علي اكبر غفاري ، جامعه مدرسين ، قم ، 1392 ق .

15 . وسائل الشيعه الي تحصيل مسائل الشريعه ، محمدبن حسن حر عاملي ، مؤسسه آل البيت ، بي جا ، 1414ق .

16 . هداية الزائرين و بهجة الناظرين ، عباس قمي ، علمي ، تبريز ، 1343 ش .

احكام عمره مفرده

  1. معني عمره: لغت = زيارت

اصطلاح = زيارت بيت الله با آداب خاص

  1. اقسام عمره: تمتع – مفرده

تمتع= همراه حج و پيش از آن – در اشهر حج – 5 عمل دارد

مفرده= جداي از حج – زمان خاصي ندارد – 7 عمل دارد

  1. حکم عمره تمتع

عمره تمتع تابع حکم حج است

اگر حج واجب است عمره آن هم واجب است و اگر مستحب است عمره آن هم مستحب مي باشد.

در وجوب اصلي و عرضي – براي خود و نيابي هم متابعت مي کند.

  1. حکم عمره مفرده

عمره مفرده به خودي خود مستحب است ولي:

  1. با نذر واجب مي شود
  2. براي عبور از مکه و حرم واجب مي شود نمي توان بي احرام داخل مکه شد (سيستاني و حرم) و با محرم شدن اعمال بايد تکميل شود

البته مجاهدان – راننده ها – زير يکماه رفته ها مستثني هستند.

  1. بطلان عمره موجب وجوب عمره بعدي مي باشد.
  2. عمره مفرده مستحب است ولي با نيابت واجب مي گردد.
  3. عمره مفرده مستحب است.

در آغاز ولي کسي که شروع نمود واجب است تمام کند – مستحبي نيست که تا آر مستحب باقي بماند مثل روزه مستحبي نيست – البته مي تواند بشکند ولي در حال احرام باقي مي ماند.

  1. عمره مفرده براي کسي وظيفه اش حج تمتع است ولي تمکن ندارد اما براي انجام عمره استطاعت دارد. برخي واجب مي دانند (صانعي) برخي هم احتياط وجوبي کرده اند (مکارم)
  2. عمره مفرده را به نيابت از چند نفر مي توان انجام داد.

 

فهرست اعمال عمره مفرده

  1. احرام
  2. طواف
  3. نماز طواف
  4. سعي
  5. تقصير
  6. طواف نساء
  7. نماز طواف نساء

احرام در چند محور صحبت مي شود:

اول : مکان احرام ، ميقات

ميقات غير اهل مکه ک شجره حجه يلملم ذات عرق قرن المنازل

  1. ذوالحليفه – مسجد شجره
  1. منطقه ميقات است: آيات عظام: خوئي، گلپايگاني، مکارم، رهبريف تبريزي، صانعي، خروي، صافي
  2. مسجد شجره ميقات است: آيات عظام: امام، اراکي، سيستاني
  3. زن حائضي و نفساء چه کند؟! اگر بتواند تا پاک شدن صبر کند
  1. آيت الله سيستاني: براي ايندو احرام از بيرون مسجد کافي است
  2. احتياط وجوبي مثل امام به فالاعلم مراجعه کنند
  3. در حال عبور احرام ببندند
  4. با نذر قبل از ميقات محرم شوند

(البته اذن شوهر در نذر زن شرط است)

  1. اگر با عصيان داخل مسجد محرم شد عمل صحيح است ولي عصيان کرده.

آيا احرام قبل از ايستگاه ميقات صحيح است:

تنها با نذر و عهد و يمين – البته همه لوازم احرام حتمي مي شود.

ميقات اهل مکه

  1. يا هر کسي که مي خواهد از مکه محرم شود اذني الحل است.
  2. ادني الحل مرز حرم است هر جا که شد
  3. محل هائي هم از ورودي ها مختلف ذکر شده
  1. تنعيم - شمال مکه
  2. حديبيه – شمال غربي مکه
  3. جعرانه – شمال شرقي مکه
  4. وادي عرفه – صحراي عرفه
  5. اضائه لبن – جنوب مکه

دوم : زمان احرام

  1. دقت خاص وجوب ندارد
  2. بهتر پس از نماز فريضه يا قضاي آن است
  3. اگر نشد پس از نافله مستحبي

يک دو رکعت يا دو و يا سه به ترتيب بري تنبل ها و متوسط ها زرنگها يا نسبت به ضيق وسعه دقت يا حوصله افراد.

سوم: کيفيت احرام

  1. لباس احرام
  2. نيت
  3. ذکر تلبيه

لباس خاص لنگ وردا

  1. براي مردان است.
  2. بايدمباح، پاک، ساتر باشد و دوخته هم نباشد حرير نباشد
  3. زنان لباس خاصي ندارند = البته دوختن لباس ويژه خوب است و سازنده وي هر پوششي دارند بايد سه امر بالا را داشته باشد مباح و پاک و ساتر باشد.

نيت

  1. توجه به عمل در همه زوايا عمره و مفرده (يا تمتع) واجب (يا مستحب) اصلي (يا نيابي)
  2. با قصد قربت قربه الي الله
  3. گفتني نيست ولي اگر گفت منعي ندارد بلکه خوب است و موجب توجه و تنبه و عشق و حال است.
  4. قصد ترک مرمات هم لازم است که بطور ارتکازي در همه هست هر چند مطرح نکند که مطرح کردن لازم نيست کسي قصد ترک محرمات ندارد اصلاً قصد احرام بستن نکرده
  5. علم اجمالي هم کافي است مثل مفطر است.

چهارم: ذکر احرام، تلبيه

  1. اصل ذکر: لبيک اللهم لبيک

لبيک لاشريک لک لبيک

ان الحمد و النعمه لک و الملک

لاشريک لک لبيک

"زنجاني – مکارم لبيک پنجم را نگويد اگر گفت مبطل نيست"

  1. يک بار واجب است و موجب تحقق احرام مي شود.
  2. مابقي مستحب است مخصوصاً در تقلب احوال
  3. صحيح گفتن شرط است ولو با تلقين باشد.

پنجم: محرمات احرام

کلامي تربيتي و الهي و آداب خاص مهماني خداوند است

بعضي از محرماتش هميشه حرام است ولي در رديف آن بعضي امور مستب يا حتي واجب (مثل عقد کردن که احياناً واجب يا مستحب مي شود) يا مباح قرار مي گيرد.

محرمات احرام:

آنچه مختص مردان است: چهار مورد

  1. پوشاندن سر حتي با دست و .... سر بر متکا عيبي ندارد
  2. پوشاندن پا روي پا بايد باز باشد
  3. پوشيدن دوخته لباس دوخته يا احرامي دوخته ممنوع است هميان منعي ندارد
  4. استظلال = زير سايه رفتن

استظلال در شب نيست امام خميني هست خوئي و تبريزي سرما گرما باران سيستاني و مکارم (باراني)

رهبري احتياط شود مگر موجب حرج شود.

استظلال در بلد و مسکن احتياطاً ممنوع است.

خوئي و سيستاني و بهجت و تبريزي و صانعي و رهبري ارجاع شود به فالاعلم.

آنچه مختص زنان است: سه مورد

  1. پوشاندن صورت
  2. پوشيدن زينت هاي غير متداول و معمول
  3. اظهاز زينت هاي متداول حتي براي محارم و شوهر

پوشیدن صورت با دستها هم ممنوع است

پوشیدن مثداري براي نماز مجاز است ولي بايد فوري باز شود اگر نامحرم مي نگرد پوشيدن با پوششي که بصورت نچسبد

سر بر متکا که صورت هم روي آن رود منعي ندارد

در بيرون آوردن و پوشيدن مقنعه ها بايد دقت کرد.

آنچه مشترک است:

  1. مطلق تمتع جنسي = نظر بمعني بوسي ملاعبه موافقه

زن و شوهر پس از احرام نامحرم نيستند تمتع هاي حرام است

نظر و لمس بي شهوت منعي ندارد سوار ماشين شود از خيابان عبور کند از پله بالا رود و ....

کفارات مختلف در مراحل گوناگون دارد

  1. استمناء خود ارضاعي فکري عملي نظري سمعي و ....

کفاره اش کفاره جماع است

  1. عقد کردن: اگر عقد کرد با علم و عمد حرام مويد مي شود

خواستگاري عيب ندارد – امام

خواستگاري نکند: خوئي و اراکي و گلپايگاني مروي مکارم فاضل صافي نوري

  1. عطر زدن و خوردن ميوه هاي خوشبو مانعي ندارد احوط بو نکند

استعمال صابون عطري ممنوع است دماغ گرفتن از بوي بد حرام ولي تند رفتن مجاز است.

بوي خلوق کعبه مانعي ندارد

خورد غذاي خوشبو مزعفر ممنوع است

  1. سرمه کشيدن
  2. انگشتر زينتي بدست کردن ساعت و انگشتر و ...
  3. در آئينه نگاه کردن
  4. روغن مالي
  5. مو کندن
  6. ناخن گرفتن
  7. دندان کندن
  8. خون انداختن بدن خار اندان بي ادما منعي ندارد
  9. حمل سلاح
  10. کشتن حيوان بدن
  11. فرق = کذب تفاخر
  12. جدال = قسم خوردن چه راست و چه دروغ
  13. کندن درخت و گياه حرم
  14. شکار کردن

نکات مهم:

تمام محرمات با علم و عمد مضر است و کفار آور و گرنه مثل مبطلات روزه

 

حکمت محرمات احرام

طريقه اجرا: در آوردن لباسهاي قبلي غسل از مبدء پوشيدن لباس خاص که اينها هيچکدام حرام بستن نيست آمادگي است و ... در مسجد پس از نماز با آرامش و تکان لباسها و تلقين نيست بيان تلبيه و حرکت به مکه

دوم طواف: چرخش بدور خانه خدا

واجبات:

1. نيت کامل قربت الي الله گفتني نيست ولي اگر گفتيم منعي ندارد

2.طهارت از حدث غسل يا وضو داشتن

1.      طهارت از خبث

2.      ختنه بودن مردان و پسران

3.   ستر عورت: مخصوصاً خانم ها که تمام بدنشان عورت است از پوشيدن لباسي که بدن نما يا با عرق کردن و خيس شدن چنين شود خودداري کنند و از پيدا شدن موها و زينت ها

4.      شروع از خط حجر الاسود و رکن حجر

کجاست؟ خانه خدا يک درب بيشتر ندارد که شاخص است نزديکترين زاويه به آن رکن حجر است.

بوسدين حجر و استلام مستحب است ولي در طواف واجب انجام ندهيد که مشکلي در عمل پيش نيايد.

دعاي مخصوص دارد که خواندنش مستحب و در طريقه اجرا اشاره مي کنيم.

  1. ختم به رکن حجر الاسود
  2. از چپ به راست گردش کردن خانه در طرف چپ باشد حرفاً کافي است وقت هاي وسواسي لازم نيست
  3. حجر اسماعيل راداخل طواف کردن از داخل حجر طواف کردن باطل است هر چند جزء خانه نيست و در اسرار خواهيم گفت.
  4. بين بيت و مقام ابراهيم طواف کردن (مقام تقريباً در وسط ضلعي که درب کعبه قرار دارد با فاصله 5/16 ذراع از بيت واقع است)

رعايت اين شرط لازم نيست – آيات عظام صانعي، خوئي، گلپايگاني، صانعي، مکارم، سيستاني، رهبري، نوري گر چه بهتر در صورت تمکن رعايت آن است.

در صورت مشقت لازم نيست، تبريزي بهجت

امام از همه سخت تر حکم مي کند.

  1. خروج خانه و متعلقات آن از طواف
  1. طواف بر شاذروان و ديواره حجر ممنوع است
  2. دست به کعبه در حال طواف زدن احتياط جايز نيست

آيات عظام: اراکي و گلپايگاني، صانعي، نوري، بهجت، فاضل

جايز نيست: امام و سيستاني، تبريزي و مکارم و رهبري

  1. دست بر روي ديوار حجر نهادن بنابر احتياط واجب و جايز نيست

آيات عظام: اراکي، فاضل، نوري، بهجت، غروي

عرضه نيست: امام، سيستاني، تبريزي، مکارم

  1. بوسيدن پرده کعبه هم در حال طواف و حرکت همين حکم را دارد.
  1. هفت دور زدن نه کمتر و نه بيشتر

+ زيادي و کمي بهر نحو که باشد مبطل است

+ قطع طواف براي هر کاري عادي بلامانع است ولي اگر پس از نصف بود اتمام مي شود اگر نه اعاده نصف را بعضي ها و بعضي 5/3 گرفته اند.

+ شک در کمي هر چه باشد مبطل است

+ استراحت در طواف بقدري که موالات عرفيه بهم نخورد مانعي ندارد از همانجا که قطع کرد بايد تکميل شود.

+ شک در 7 و 8 روي خط طواف رکن حجر صحيح مي کند

+ شک بعدالعمل اعتنا نمي شود نه در عدد و نه در طهارت نه درصحت و فساد و ...

تذکر نکات جانبي طواف

  1. دعاي خاصي ندارد سرش طواف در سکوت و آرامش است
  2. دعاهاي متنوع خواندن از کار مختلف بهتر است
  3. بهترين ذکر صلوات بر محمد و آل محمد است.
  4. خوردن و آشاميدن منعي ندارد، آب بنوشد يا شکلاتي در دهانش باشد – البته نباشد بهتر است
  5. حرف زدن منعي ندارد
  6. رو چرخاندن منعي ندارد ولي بدن نگردد که پشت به کعبه يا رو به کعبه طواف واقع شود.
  7. تند رفتن دويدن مارپيچ رفتن مضر نيست مگر بدن برگردد.

+ بايد با پاي خودش سير کند يعني مسلوب الاختار شود پس در هر حال حتي در ازدحام قدم زدن را ترک نکند .

+ عدد را با انگشتر يا تسبيح يا ذکر خاص نگدارد ولي با ذکر يا علي يا زهرا و ... کنترل نکند که موجب وهن و سبکي نشود.

8.      کند رفتن منعي ندارد سرعت معيني ذکر نشده

9.      سواره رفتن منعي ندارد اگر خود براند مثل شتر يا موتور يا ويلچر

10.  اگر ديگري مي برد بايد پاها بر زمين کشده شود

11.  طواف باتوجه ملکوت آن برگزار شود سم بدور خانه جان بدور صاحب خانه

12.  استراحت منعي ندارد ولي قطع توالي عرفه نشود.

13.  خنده و گريه منعي ندارد – بهترين حالت گريه از عشق خدا

 

طريقه اجرا

  1. با استقرار در هتل و استراحت و تحصيل آرامش.
  2. بي شتاب کسي که عجله دارد خودش تنهائي برود که اگر با جمع باشد بهتر فيض مي برد انشا الله جبري نيست
  3. با طهارت کامل و توجه حرکت دسته جمعي
  4. توقف در برابر درب مسجد و تلاوت دعا و کسب توجه
  5. ورود و سجده شکر
  6. حرکت بسوي درب با آرامش و زمزمه و نجوي
  7. توقف در بيرون مطاف و توجيه موقعيت بيت و لزوم همراهي و تعيين مقرّ در صورت جدا افتادن از جمع توقف مجدد پشت خط شروع و کنترل جمع از نظر طهارت و ستر عورت و موي بانوان
  8. تلقين کامل نيت طواف عمره (مفرده يا تمتع) هفت دور از حجر تا حجر بجا مي آورم قربه الي الله

-          زنها در يکطرف و مردها در طرف ديگر، يا مردها پشت سر و زنها پشت سر زنها

-          تعيين گروهي از قبل که در کنار هم از پشت سر جمع بيائيد

-          زن و شوهرها در کنار هم منعي ندارد

  1. تلاوت دعاي شروع امانتي اديتها .....

هر کس روي خط رسيد اشاره به سمت حجرالاسود با دست راست و يک الله اکبر و استمرار حرکت

  1. در طول طواف هر کسي مراقب عمل خود – نه ديگران
  2. جدا نشدن از جمع و دست به کعبه نزدن نبوسيدن
  3. پس از طواف همه با هم پشت مقام ابراهيم مجتمع شدن جهت کنترل طواف و اجراي نماز

 

سوم: نماز طواف

  1. دو رکعت مثل نماز صبح
  2. با هر سوره اي که بخواهد و بهتر اخلاص و کافرون
  3. آهسته و بلند فرقي ندارد
  4. با نسبت کامل خالصي و بهتر و راحتر نماز همين طواف قربه الي الله – چون هر طوافي نمازي دارد.
  5. پشت مقام ابراهيم باشد عرفاً با رعايت الازب قالاقرب و جدائي زو و مرد و مزاحم طوافي ها نباشد
  6. صحيح خواندن و حتماً خودش بخواند و با عذر نائي و جماعت هم عمل شود.
  7. عذري در کار نيست
  8. شک در آن مبطل است
  9. نماز ديگر پس از آن منعي ندارد.
  10. در حال نماز توجه و عشق به حق رعايت شود و از التهاب و اضطراب بي جا پرهيز شود هر جا تکاني بود ذکر با آرامش اعاده شود.

 

طريقه اجرا:

پس از تلقين نيت هر کسي به آرامي بدون ضربه زدن به ديگر نماز گذاران در جاي مناسبي بايستد يا پشت سر کسي که در حال اتمام است و پس از نماز به عقب تر جهت پيوستن به جمع مراجعه کند – نوشيدن آب – زمزم قبل از سعي

 

چهارم سعي صفا و مروه

  1. نيت کامل خالص
  2. گفتني نيست اگر مي گوئيم براي تثبيت دل و توجه بيشتر به عمل و نقش سازنده آن است
  3. شروع از صفا صدق عرفي و آغاز شيب کافي است
  4. ختم به مروه صدق عرفه و آغاز شيب کافي است
  5. هفت مرتبه يعني رفت و برگشت هفت بار مي شود سپس حرکت از صفا و ختم به مروه است و هميشه رفتن بسمت مروه عدد فرد و برگشت عدد زوج است.
  6. متوجهاً الي الجهه باشد به پهلو يا عقب حرکت نکند
  7. طهارت شرط نيست
  8. پاکي لباس و بدن شرط نيست.
  9. نوع رفتن خاصي شرط نيست کند رفتن و تند رفتن به اختيار خود انسان است البته عمل يا توجه و آرامش هر چه بيشتر بهتر است.
  10. البته در منطقه خاص هروله مستحب است براي مردان براي زنان هروله نيست.
  11. استراحت مختصر در سعي منعي ندارد بقدري که موالات بهم نخورد – و بهتر آنست که بر صفا يا مروه باشد اگر در بين راه است محل را کاملاً کنترل کند که از سعي کم نشود.
  12. خنديدن مانع ندارد.
  13. سخن گفتن منعي ندارد
  14. خوردن و آشاميدن منعي ندارد.

نکته مهم اگر براي آب خوردن مي رود مسير را ناقص نکند مسير را کاملاً قطع کند آب از آب خوري ها بخورد به نقطه اول باز گردد و عمل را دنبال کند.

15. سواره رفتن حتي در حال اختيار منعي ندارد.

16. ذکرخاصي درحال سعي ندارد در مبدء و مختم يعني در صفا و مروه است که رجاءً در راه خواندن بلامانع است. بهترين اذکار صلوات و اذکار توحيدي است.

17. پا به سنگ کوه زدن که نمونه اي در مروه و مقداري در صفا بيرون است لازم نمي باشد.

18. سعي مستحبي نداريم.

19. تاخير سعي تا شب منعي ندارد ولي به فردا نيفتد.

 

طريقه اجرا:

همه با هم با آرامش پس از صعود بر صفا و تلقين نيت و شروع اذکار با طمائنينه و توجه انشا الله با پاي معذوران وارد سعي مي شويم

+ حد فاصل = طول 394 عرض 20 متر که جمع آن 2800 متر

+ اسرار و معارف اجمالي:

 

محل سعي: پشت به درب کعبه و مقام کني روبرويت سالن صفا و مروه است که صفا سمت راست و مروه سمت چپ است بر روي بام هم يک تک مناره دارد.

 

پنجم: تقصير

+ در لغت بمعني کوتاه کردن است (که در اصطلاح بمعني کوتاهي در انجام وظيفه بکار رفته که اينجا منظور همان معني لغوي است)

  1. کوتاه کردن مقداري از موي سر يا چيدن ناخن
  2. بهتر آنست که هر دو باشد = کندن کافي نيست
  3. با نيت کامل و خالص
  4. خودش مو بزند نه ديگري که در احرام است
  5. اگر ديگري در احرام نيست مي تواند موي محرم را تقصير کند
  6. محل شرعي آن مروه نيست هر چند عملاً آنجا واقع مي شود
  7. با تقصير همه محرمات عمره حلال مي شود مگر تمتع جنسي
  8. در عمره مفرده حلق هم جايز است

درعمره تمتع پس از تقصير دو حکم مطرح است

  1. حرمت خروج از مکه
  2. حرمت حلق
  3. عمره مفرده
  4. منع بخاطر حرمت حريم
  5. سعي کندن درخت و گياه حرم

 

اسرار معارف:

 

طريقه اجرا: پس از تقصير و کنترل عملي با پيشنهاد است فرصت تجديد و تمديد قوا براي ورود به طواف نساء و نماز آن انجام مي گيرد.

ششم طواف نساء:

هفتم نماز طواف نساء:

  1. طواف نساء و نماز آن براي همه است نه فقط مردان
  2. نيت همه هم طواف نساء است
  3. اسمش هم بيان گر مطلبي خاص نيست چون محل تمتع بوده چنين ناميده شده
  4. اينهم مثل طواف قبل همه شرائط و احکام را لازم دارد.
  5. ترک اين طواف وانجام بعدي آن با فاصله شب و روز و .... منعي ندارد فقط بلحاظ تمتع جنسي هنوز در حال احرام باقي مي باشد.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1392ساعت 16:54  توسط حسین عباسی  |