
ماه شعبون ماهیه یک سره خیر و برکات
مشدی نیمهای ماه ره مگه چراغ برات
از سه روز به نیمه مانده، سر خاکا محشره
مین قبرستونا گوش آدم از صدا کره
پسر قبرا جوونا لاله و گلدون مذارن
قوم و خویشاش همه هی نقل و نباتم مییرن
ای سه روز تو هر خَنه روغن جوشی پخته مره
قبایه که بری مرد خَنه دخته مره!
شیرینی سیوا، آجیل و میوه سیوا، حلوا سیوا
خیر و خیراتشم از زنا سیوا، مردا سیوا
از شکر، آرد برنج، تر حلوای زعفرونی
همه شم چرب و چیلی و لای لقمه نونی
همه اهل مشد چراغ برات شادن دگه
اعتقاد درن که مرده هایم آزادن دگه
سر قبرستون و خیر و خیراتاشا، یک طرف
خیر و خیرات میون خنههاشا یک طرف
سور فراوونه، پلو قیمه و آبگوشت و شله
هر جایم سوری باشه، قیله و قال و غلغله
ای سه روز چراغ براته همه جا ورد زبون
تا شب تولد حضرت صاحب الزمون (ع)
در خراسان نیز نیمه شعبان با معاد در آمیخته است. انگار که در این روز مردگان چشم انتظار محبتهای زندگان هستند. آنها که در این دنیا توشه ای جمع نکرده اند و به پاهایشان غل و زنجیر زده شده است، چشم انتظار براتشان هستند. برات به برگه آزادی میگویند. در نیمه شعبان، مردم خراسان با خوبیهایشان، برات مردگان را برایشان میبرند.
خراسانیها در سه روز، وسط ماه شعبان، مراسم ویژهای برای برات دارند و در نقاط مختلف این سرزمین از عنوانهای مختلفی چون برات غریبان، برات اسیران، برات مسافران، برات زندگان و برات مردگان استفاده میشود که هر کدام هم مراسم ویژه خودش را دارد که از این میان، برات مردگان در شب نیمه شعبان، با شور و حال ویژهای برگزار میشود.
پخت انواع نانهای سنتی، مانند روغن جوشی، چلبکی، کماچ، ساچ و حلوا و پخش آن در بین مردم، به ویژه کودکان از مراسم ایام برات در شهرهای گوناگون خراسان است. مردم این منطقه از کشورمان اعتقاد دارند پخت این خوراکیها باید قبل از غروب آفتاب صورت گیرد.
سیزدهم شعبان در برخی شهرهای خراسان به برات زندهها شهرت دارد. در بیشتر مناطق شب نیمه شعبان به برات مرده ها مشهور است و مردم در این روز به شکرانه نعمت سلامتی به پخش شیرینی و شکلات میپردازند. در غروب روز سیزدهم شعبان نیز کسانی که به تازگی عزیزی را از دست دادهاند، اقدام به پخت نوعی نان سنتی به نام روغن جوشی کرده و آن را بین مردم تقسیم میکنند. اعتقاد مردم این خطه بر این است که اگر عروس خانواده روغن جوشی را بپزد، ارواح تازهگذشتگان از این خیرات بهره بیشتری میبرند.
در روز چهاردهم شعبان نیز که به برات مردهها شهرت دارد، مردم با حضور بر سر قبور خویشاوندان، خواندن فاتحه و پخش انواع شیرینی، شکلات، میوه و نانهای سنتی یاد و خاطره عزیزان خود را گرامی میدارند.
در این روز کسانی که به تازگی عزیزی را از دست دادهاند با پهن کردن فرش، خیرات، پخش انواع خوراکی و خواندن روضه یاد و خاطره تازه گذشته را گرامی میدارند. قرائت قرآن و فاتحه نیز در این جهت، هدیهای است که از سوی مردم نثار روح درگذشتگان میشود.
از مراسم روز برات که بیشتر در روستاها رونق دارد، اجرای مراسم براتخوانی است. در این مراسم جوانان و نوجوانان روستا به خانه افرادی که به تازگی عزیزی را از دست دادهاند، مراجعه کرده و اشعاری را در یادآوری روز برات قرائت میکنند. اهالی خانه نیز از آنچه در خانه موجود است، مانند خرما، شکلات، نقل و نبات، لنگاش پخته، عناب و گردو به آنها میدهند و بدینوسیله از آنها تشکر میکنند. در روستاها رسم بر این است که شب نیمه شعبان تمام چراغهای خانه باید روشن باشد. اعتقاد روستاییان بر این است که در این شب ارواح مردگان آن خانه به محل زندگی خود میایند و اگر چراغ خانه روشن باشد، برای اهالی خانه دعای خیر کرده و در غیر این صورت آنان را نفرین میکنند.
در بیشتر مناطق خراسان، شب نیمه شعبان به برات زندهها مشهور است که مراسم ویژهای دارد و مردم بعد از سرزدن به مردگانشان و دعا برای آنها، برای سلامتی و نعمتهایی که خداوند به آنها ارزانی داشته، شادی کرده و چراغ و شمع روشن و با خدا راز و نیاز می کنند.
در شهر کاشمر، در آخرین ساعات چهاردهم شعبان، بعد از نماز مغرب و عشا، هر فرد به تعداد آرزوهای پاک و خالصانهاش ترکهای از درختی پاک سرشت (انار و انگور) مهیا و در چهار گوشه پشت بام خانهاش نصب میکند و بر انتهای هر ترکه تکهای پنبه و یا پارچهای پاک به نیت آرزوی مورد نظر خود وصل میکند. سپس فرد به تنهایی یا در حضور خانواده نیت و آرزویش را بعد از حمد و ثنای خدا و صلوات بر نبی اکرم (ع) و طلب سلامتی برای امام زمان (عج) مطرح کرده و خدا را به حق ولی عصر (عج)قسم میدهد تا گرهاش را بگشاید.
در تربت حیدریه، شب پانزدهم ماه شعبان هم عید زندههاست که آن را عید برات میگویند و در آن شب چراغ برات را روشن میکنند. چراغ برات به این صورت روشن میشد که به شماره هر یک از افراد خانواده سیخ باریکی را میگیرند و بر یک سر آن تا نزدیک نیمه پنبه می پیچیدند و چنین سیخ پنبه پیچیدهای را در محل ما مولی یا مولیک میگویند. آن گاه همه آنها را دسته کرده بر ساقه آنها فتیلهای از پنبه میپیچیدند تا چون دسته گُلی به هم بسته شود. پس آن طرف را که پنبه پیچیده شده بود، در روغن کره خوراکی فرو میبردند و روشن میکنند. پایین سیخها را که به هم بسته شده بود با مشت گِلی بر بالای در اتاق نشیمن البته از طرف بیرون می چسباندند. این دسته مولیک همچنان بر بالای در می سوزد تا تمامی اهل خانه از زیر آن به داخل اتاق روند و بیرون ایند و همزمان کف دست خود را بر آتش گرفته و با خواندن صلوات بر صورت کشند. در این مراسم بزرگان خانه، کودکانی را که قدشان نمیرسد، از زمین بلند کنند تا کف دستشان را بر آتش چراغ برات بگیرند و بر چهره بکشند و متبرک بشوند.
در مشهد و اطراف آن، چراغ برات در گذشتهها در سه روز، خاموش نمیشد و اکنون هم در شبها آنها، که برات را میشناسند، چراغشان خاموش نمیشود. هنوز هم فانوسهای قدیمی خاطره شبهای برات را به یاد دارند و خیلی وقتها هم همین فانونسها در شبهای برات دوباره به یاد صاحبانشان میافتند و تاریکی شب را نور میدهند و یاد و خاطره رفتگان را گرامی میدارند.
برات ، شب (نیز برائَت )، شب پانزدهم و به قولی چهاردهم ماه شعبان . برائت به معنی بیزاری و دور بودن ، و بری الذمه شدن از دَین ، و برات ـ مخفف آن و یا کلمة دیگری از همان اصل ـ سند و نوشته ای است که به کسی دهند تا به استناد آن ، پول یا هر چیز دیگر را از دیگری بگیرد. در ادبیات به هر حواله یا وارد معنوی برات می گویند (دهخدا، ذیل «برات »؛برهان ، ج 1، ص 246، پانویس ؛ احمد نگری ، ج 3، ص 179). وجه تسمیة این شب به شب برات نیز به قولی آن بوده است که «هر ک اندر او عبادت کند و نیکی به جای آرد، بیزاری یابد از دوزخ » (ابوریحان بیرونی ، ص 252). بدین ترتیب ، در این شب ، آمرزش یافتگان از مجازات تبرئه می شوند و به تعبیر مجازی ، سند آزادی آنان از کیفر دوزخ صادر می شود. به قولی دیگر، شب برات ، شب تعیین روزی افراد است و به تعبیر مجازی اسناد ارزاق آنان صادر، و به حکم الهی عمر و رزق هرکس معین می شود (فیروزالدین ، ذیل «برات »). اعتقاد به صدور برات ارزاق در این شب و اطلاق کلمة چک به برات در فارسی ، سبب شده است آن را شب چک نیز بخوانند که معرّب آن لیلة الصک است (دهلوی ، ذیل «شب برات »؛ شرتونی ، ج 3، ذیل «صکّه »، به نقل از زبیدی ؛ هدایت ، ص 317، 502؛ معین ، ذیل «برات »، «چک »).
عِکْرِمه بربری ، از مشاهیر تابعین ، و ابن عربی شب نیمة شعبان * (شب برات ) را همان شب قدر دانسته اند (ابن کثیر، 1412، ج 4، ص 221؛ آلوسی ، ج 30، ص 191، ج 25، ص 113؛ ابن عربی ، ج 4، ص 111)؛ اما عامة مفسرین شب قدر را در ماه مبارک رمضان می دانند و گروهی از آنان بین آیات 3 و 4 دخان ، 185 بقره و آیات سورة قدر جمع کرده و قائل به مرحله ای از نزول قرآن در لیلة مبارکه شده اند و مصداق آن را شب برات دانسته و گفته اند که پاره ای از مراحل تقدیر اعمار، تقسیم ارزاق ، و تعیین حاجیان در این شب انجام می گیرد؛ و نامهای دیگری نیز بر آن نهاده اند، مانند لیلة مبارکه ، رحمة ، برائة (زمخشری ، کشاف ، ج 4، ص 269؛ کاشانی ، ج 8، ص 271) شب نسخه ، فرق ، عَرْض (میبدی ، ج 9، ص 102) حکم ، قضا، قَدَر (زمخشری ، پیشرو ادب ، ج 1، ص 11) شک (جبلی ، ص 615).بسیاری از اهل سنت و فرقه های صوفیه به فضیلت و عظمت این شب و انجام دادن عباداتی چون تلاوت قرآن ، برپاداشتن احیا و خواندن نمازها و ادعیه و روزة فردای این شب اعتقاد دارند (رجوع کنید به ملتانی ، ص 174ـ176؛ علوی کرمانی ، ص 405؛ نوربخش ، ص 112ـ113؛ نیز برای نظریات سنیان رجوع کنید به احمد نگری ، ج 3، ص 179؛ تهانوی ، ج 4، ص 441).
وعدة آمرزش و اجابت دعا در شب پانزدهم شعبان و تقسیم ارزاق و تقدیر اعمار در این شب در روایات شیعه نیز آمده است . هرچند از این شب به نام شب برات کمتر یاد شده است ، تشابه اعتقادات شیعیان و سنیان و عبادات آنان در شب پانزدهم شعبان و شب برات در روایاتی از پیامبر صلّی اللّه علیه وآله وسلّم ، حضرت علی علیه السلام (مجلسی ، ص 80ـ81؛ امین ، ج 3، ص 88ـ91، 111ـ113)، دعای امام سجاد علیه السّلام در شب نیمة شعبان به روایت شیخ طوسی در مصباح المتهجّد و سیدبن طاوس در اقبال (امین ، ج 3، ص 98ـ101) و حدیثی از امام صادق علیه السّلام (همان ، ص 98ـ99) در خور توجه است . در روایتی از امام رضا علیه السّلام لیلة الصکاک همان شب قدر دانسته شده است نه شب نیمة شعبان (همان ، ص 90). ظاهر این روایت با روایات پیشین چندان مطابقت نمی کند؛ زیرا تقسیم صکاک تعبیری مجازی از همان تقسیم ارزاق و تقدیر اعمار است و در روایتی (طریحی ، ج 5، ص 279) پایان یافتن زندگی با نزول صکاک تعیین می شود.
باوجود شباهتهایی میان اعمال عبادی و فلسفه و معنای شب برات ، در نحوة انجام این عبادات میان فرق صوفیه و اهل سنت و نیز شیعیان اختلافاتی وجود دارد، از جمله : به جماعت خواندن نمازشب برات که برخی از سنیان ( شرح الاشباه و النظائر حموی ، به نقل احمد نگری ، ج 3، ص 179ـ182) و کلیة شیعیان آن را حرام می دانند (در فقه شیعه هیچ نمازی را که ذاتاً مستحب باشدـ و نه آنچه در اصل واجب بوده و در شرایط خاصّی مستحب شده ـ نمی توان به جماعت خواند). اما برخی از اهل سنت این نماز را هم مانند نماز غیر واجب تراویح * می دانند که می توان به جماعت خواند (سخن نظام الدین اولیابه استناد روایتی از فریدالدین گنج شکر(متوفی 664) به نقل علوی کرمانی ، ص 405). بعضی از اهل سنت نیز احادیث فضیلت اعمال شب برات ـ از جمله حدیث صد رکعت نماز ـ را از اصل سست و حتی ساختگی و آن اعمال را بدعتهایی زشت و نکوهیده دانسته اند، چنانکه عزالدین عبدالسلام (577ـ660) دربارة اثبات ناروا بودن نماز لیلة الرغائب (در ماه رجب ) و صد رکعت نمازی که از مهمترین اعمال عبادی شب برات است ، اثری مستقل نگاشته است (احمد نگری ، ج 3، ص 182). در پاره ای از نواحی کردستان ، در این شب ، در مسجدها و تکیه ها و خانقاهها و منازل ، دعاو نماز مخصوص (به جماعت و غیر جماعت ) خوانده می شود؛ و عقیده بر این است که در شب برات ، روزیِ بندگان از نو تقسیم خواهد شد و دعا برای افزایش روزی مستجاب است و هرکس آن شب سیر نخورد، در طول سال سیر نخواهد شد؛ ازاینرو همة خانواده ها، غذای مخصوص (پلو خورشت ، کشمش پلو، رشته پلو و نظایر آن ) تهیه می کنند، و فقیران را نیز در تهیة آن یاری می دهند، و به این کار «کاسة جشن » می گویند. همچنین در نقاط مختلف شبه قارة هند مراسم گوناگونی برپا می شود که زیارت اهل قبور، تلاوت قرآن و اطعام و صدقه به مساکین برای آمرزش مردگان از آن جمله است (به استناد یک روایت ، رسول اکرم صلّی اللّه علیه وآله وسلّم در شب برات به قبرستان مدینه رفتند و برای مردگان از خدا آمرزش خواستند؛ تهانوی ، ج 4، ص 441). پختن نوعی حلوا و شیرینی مخصوص و خیرات کردن آن ، از دیگر مراسم این شب است . در این باره اشاره و تأکید رسول اکرم صلّی اللّه علیه وآله وسلّم به عزاداری برای حمزه علیه السّلام پس از شهادت وی در غزوة احد، موجب شده است تا مسلمانان هند برای یاد کردن وی در شب برات توجه و تقدم ویژه ای قائل شوند. سوزاندن عود و روشن کردن شمع ، دادن هدایا بویژه اسباب و آلات آتش بازی به کودکان از دیگر آیینهای شب برات است (رجوع کنید به دهلوی ، ذیل «شب برات »). علمای اهل سنت برخی از این اعمال را بدعت و اتلاف بیهودة مال و کار حرام اعلام و آن را نهی کرده اند (تهانوی ، همانجا). برخی نیز رد پای سنن هندویی مانند عیدهای دیوالی و ماهاشیوراتری را در پاره ای از این مراسم ، از جمله روشن کردن شمع در برابر خانه ها، دیده اند.
از دیگر سرزمینهایی که مراسم مختلف شب برات ، از جمله چراغانی ، در آنها برگزار می شده ، خراسان (مولوی ، ج 7، ص 446؛ رواقی ، ص 214ـ215)، عراق (هندوشاه بن سنجر، ص 189ـ190)، دمشق (ابن کثیر، 1407، ج 14، ص 247)، مکّه (ابن بطوطه ، ج 1، ص 173)، مصر (مقریزی ، ج 1، ص 465ـ466، 490) بوده است 1407، و در روزگار ما نیز اجرای این مراسم در مصر (شلتوت ، ص 438) و افغانستان (رواقی ، ص 216) ادامه دارد.
در متون ادبی فارسی ، از جمله اشعار رودکی (هدایت ، ص 502؛ معین ، ذیل «برات »)، مواعظ سعدی (ص 726ـ727) و اشعار سنایی (دهخدا، ذیل واژه ) از شب برات یاد شده است . در ادبیات اردو نیز ناسخ به این شب و مراسم ویژة آن در هند اشاره می کند (دهلوی ، ذیل «شب برات »). صدها سال است که مردم خراسان، ماه شعبان و نیمه شعبان را با چراغ برات میشناسند. نیمه شعبان که فرامیرسد، چراغ برات برای مردگان روشن میشود و مردم به دیدار درگذشتگانشان میروند.
منابع : محمودبن عبدالله آلوسی ، روح المعانی فی تفسیرالقرآن العظیم والسبع المثانی ، بیروت ] بی تا. [ ؛ ابن بطوطه ، سفرنامة ابن بطوطه (رحلة ابن بطوطه ) ، ترجمه محمدعلی موحد، تهران 1361 ش ؛ ابن عربی ، رحمة من الرحمن فی تفسیرو اشارات القرآن من کلام محیی الدین ابن العربی ، جمع و تألیف محمود محمودالغراب ، دمشق 1410؛ ابن کثیر، البدایة والنهایة ، چاپ احمد ابوملحم ... ] و دیگران [ ، بیروت 1407/1987؛ همو، تفسیرالقرآن العظیم ، بیروت 1412؛ محمدبن احمد ابوریحان بیرونی ، التفهیم لاوائل صناعة التنجیم ، چاپ جلال الدین همایی ، تهران 1362 ش ؛ عبدالرسول احمد نگری ، جامع العلوم ، بیروت 1395/1975؛ محسن امین ، مفتاح الجنات ، بیروت ] بی تا. [ ؛ محمدحسین بن خلف برهان ، برهان قاطع ، چاپ محمد معین ، تهران 1361 ش ؛ شرفعلی تهانوی ، اسلامی بهشتی زیور ، لاهور ] بی تا. [ ؛ عبدالواسع بن عبدالجامع جبلی ، دیوان عبدالواسع جبلی ، چاپ ذبیح الله صفا، تهران 1361 ش ؛ علی اکبر دهخدا، لغت نامه ، زیرنظر محمدمعین ، تهران 1325ـ1359 ش ؛ احمد دهلوی ، فرهنگ آصفیه ، لاهور 1986؛ علی رواقی ، «شب چک »، در نامة مینوی ، چاپ حبیب یغمائی و ایرج افشار، تهران 1350 ش ؛ محمودبن عمر زمخشری ، پیشرو ادب ، یا ، مقدمة الادب ، چاپ محمدکاظم امام ، تهران 1342 ش ؛ همو، الکشاف عن حقایق غوامض التنزیل ، بیروت ] بی تا. [ ؛ مصلح بن عبدالله سعدی ، کلیات سعدی ، چاپ محمدعلی فروغی ، تهران 1365 ش ؛ سعید شرتونی ، ذیل اقرب الموارد ، قم 1403؛ محمود شلتوت ، مِن توجیهات الاسلام ، قاهره ] بی تا. [ ؛ فخرالدین طریحی ، مجمع البحرین ، چاپ احمد حسینی ، تهران 1362 ش ؛ محمد علوی کرمانی ، سیرالاولیاء ، اسلام آباد 1398؛ فیروزالدین ، فیروزاللغات اردوجامع ، لاهور ] بی تا. [ ؛ فتح الله بن شکرالله کاشانی ، منهج الصادقین ، چاپ علی اکبر غفاری ، تهران ] تاریخ مقدمه 1385 [ ؛ محمدباقربن محمدتقی مجلسی ، زادالمعاد ، ] تهران ، بی تا. [ ؛ محمدمعین ، فرهنگ فارسی ، تهران 1363 ش ؛ احمدبن علی مقریزی ، المواعظ والاعتبار بذکر الخطط والآثار ، قاهره ] بی تا. [ ؛ بهاءالدین زکریا ملتانی ، الاوارد ، اسلام آباد 1398؛ جلال ا3لدین محمدبن محمد مولوی ، کلیات شمس ، یا، دیوان کبیر ، چاپ بدیع الزمان فروزانفر، تهران 1355 ش ؛ احمدبن محمد میبدی ، کشف الاسراروعدة الابرار ، چاپ علی اصغر حکمت ، تهران 1361 ش ؛ محمدبن محمد نوربخش ، الفقه الاحوط ، کراچی ] تاریخ مقدمه 1393 [ ؛ رضا قلی بن محمدهادی هدایت ، کتاب فرهنگ انجمن آرای ناصری ، چاپ سنگی 1288، چاپ افست تهران ] بی تا. [ ؛ هندوشاه بن سنجر، تجارب السّلف ، چاپ عباس اقبال ، تهران 1357 ش .و پايگاه اطلاع رساني حوزه
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۰ساعت 16:23  توسط حسین عباسی
|