|
نگاهی به آرزوهای جبرئیل (آرزوی اول) حديثى را حضرت آيت الله مشكينى از «مواعظ العدديه» نقل كرده كه پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) به على(عليه السلام)فرمود: اى على جبرئيل به من گفت: آرزو داشتم بخاطر انجام هفت كار از جنس بشر باشم تا بتوانم آنها را انجام دهم. 1ـ در نماز جماعت شركت كردن. 2ـ همنشينى با علما. 3ـ اصلاح و آشتى برقرار كردن بين دو نفر كه با هم قهر هستند. 4ـ محبت و نوازش نمودن نسبت به يتيمان. 5ـ عيادت مريض نمودن. 6ـ تشييع جنازه كردن. 7ـ در موسم حجّ به حاجيان در مكه آب دادن. بعد پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) به على(عليه السلام) مى فرمايد: يا على در انجام اين امور جدّى و كوشا باش. بخش اول شركت در نماز جماعت اولين آرزوى جبرئيل نخستين آرزوى جبرئيل شركت درنماز جماعت است كه در روايات اسلامى به قدرى مورد تأكيد قرار گرفته كه واقعاً جاى آن دارد كه جبرئيل از اين جهت آرزوى بشر بودن را بنمايد. چنانكه در جاى خود بدان اشاره خواهد شد. اما قبل از اينكه وارد بحث نماز جماعت شويم بهتر است كه قدرى درباره خود نماز و اهميت آن از جهات گوناگون صحبت كنيم تا بدين مناسبت از نماز بحث كاملى كرده باشيم. ابتدا درباره فلسفه نماز، بعد اهميت آن از جهت اوّل وقت و عقوبت ترك آن، سپس در اهميت نماز جماعت سخن را آغاز مى كنيم. فلسفه نماز نخست از فلسفه نماز شروع مى كنيم، زيرا انسان طبعاً كنجكاو و خواهان فلسفه و علل احكام است پس چه بهتر كه فلسفه اين عبادت بزرگ را بدانيم و حقيقت آن را نيز از زبان معصومين از اهل بيت(عليهم السلام)جويا شويم. 1ـ محمد بن سنان از امام هشتم على بن موسى الرّضا(عليه السلام)روايت مى كند كه حضرت در جواب مسائلى كه از او پرسيده بودند از جمله علت نماز فرمود: بدرستى كه (فلسفه و علت) نماز، عبارت است از اقرار و اعتراف نمازگزار به ربوبيّت خداوند متعال و شريك و مانند قرار ندادن براى او و ايستادن در مقابل خداوند از روى ذلت و نهايت تواضع، و طلب آمرزش كردن از گناهان گذشته و نهادن صورت بر روى زمين در هر روز به جهت بزرگى و عظمت خداوند. ديگر اينكه نماز باعث تداوم ياد خدا است در شبانه روز، تا اينكه بنده هيچگاه خالق و مدبّر خويش را فراموش نكند، و اين ياد خدا و ايستادن عاجزانه در برابر او موجب ترك معصيت و مانع از هرگونه فساد مى گردد.(1) 2ـ از امام صادق(عليه السلام) روايت شده كه فرمود: هنگامى كه آدم(عليه السلام) از بهشت بيرون شد خط سياهى در بدن او پديد آمد كه سرتاپاى او را فرا گرفت، پس آدم بسيار گريست و محزون گرديد بر آنچه ظاهر شده بود در او، پس جبرئيل به نزد او آمد و گفت براى چه گريه مى كنى؟ آدم جواب داد: بخاطر سياهى كه در بدنم پيدا شده جبرئيل گفت برخيز و نماز بخوان كه الآن وقت نماز اول (يعنى نماز صبح) است. آدم چون نماز صبح را به جاى آورد سياهى صورتش تا به سينه برطرف شد پس در وقت نماز دوم (ظهر) آمد و گفت اى آدم برخيز و نماز بگذار كه الآن وقت نماز دوم است. چون نماز دوم را به جاى آورد سياهى فرود آمد تا به نافش رسيد. پس از آن در وقت نماز عصر آمد و گفت اى آدم برخيز و نماز بگذار كه الآن وقت نماز سوم است. آدم نماز سوم را هم به جاى آورد سياهى فرود آمد تا رسيد به زانوهايش. آنگاه در وقت نماز چهارم (مغرب) آمد و گفت اى آدم برخيز و نماز بخوان كه اين هنگام وقت نماز چهارم است آدم برخاست و نماز مغرب را بجاى آورد. سياهى آمد تا به پاهايش رسيد. سپس در وقت نماز پنجم آمد و گفت اى آدم برخيز و نماز بگذار كه الآن وقت نماز پنجم است. چون نماز پنجم را نيز به جاى آورد همه سياهى از بدنش برطرف شد، پس آدم به حمد و سپاس خدا پرداخت. سپس جبرئيل گفت اى آدم مَثَل فرزندان تو در اين نماز مانند مَثَل تو است در اين سياهى، هر كه از فرزندان تو در هر روز و شب پنج نماز بخواند بيرون مى آيد از گناهانش همچنانكه تو از اين سياهى بيرون آمدى.(2) ترك نماز يا بزرگترين نشانه تكبر در خطبه حضرت زهرا(عليها السلام) كه در مسجد مدينه ايراد گرديده فلسفه نماز را تطهير انسان از تكبر بيان داشته، مى فرمايد: «فجعل الله الايمان تطهيراً لكم من الشرك و الصّلاة تنزيهاً لكم عن الكبر...». يعنى خداوند متعال ايمان (به مبدأ و معاد و پيامبران) را باعث پاكى انسان از شرك قرار داد و فريضه نماز را به جهت پاكى از تكبر مقرر فرمود. بنابر اين از ديدگان حضرت زهرا(عليها السلام) فلسفه نماز دور شدن انسان از صفت تكبر و خودخواهى است و اهميت نماز از اين شعر به خوبى روشن مى شود كه شاعر مى گويد: شيطان كه رانده شد به جز از يك خطا نكرد *** خود را براى سجده آدم رضا نكرد شيطان هزار مرتبه بهتر ز بى نماز *** آن سجده بهر آدم و اين بر خدا نكرد و همچنين در نهج البلاغه آمده كه على(عليه السلام) فلسفه نماز را چنين بيان كرده: «نماز را به پا داريد، و محافظت آن را بر عهده گيريد (زياد به آن توجه كنيد) و بسيار نماز بخوانيد و به وسيله آن به خدا تقرّب جوئيد، زيرا نماز به عنوان فريضه واجب در اوقات مختلف شبانه روز بر مؤمنان مقرّر شده است». مگر جواب اهل جهنم را كه در برابر اين پرسش قرار مى گيرند كه: «چه چيز شما را به جهنم كشانيد؟» نشنيده ايد كه مى گويند: «ما از نمازگزاران نبوديم...».(3) نماز گناهان را همچون برگهاى پائيزى مى ريزد و غل و زنجيرهاى معاصى را از گردنها مى گشايد. پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) «نماز را به چشمه آب گرمى كه بر در خانه كسى باشد و شبانه روزى پنج بار خود را در آن شستشو دهد تشبيه كرده است» كه بدون ترديد چرك و آلودگى در بدن چنين كسى باقى نخواهد ماند (خاصيت نماز نيز چنين است كه با اداى آن در پنج وقت هيچگونه گناهى براى انسان باقى نخواهد ماند. كنايه از اينكه از هر نمازى تا نماز ديگر مصونيّتى از گناه براى انسان به وجود مى آيد). قدر نماز را آن كسانى مى دانند كه زينتهاى دنيا و متاع اندك آن آنها را (فريب ندهد و) به خود مشغول نسازد و مال و اولادشان كه نور چشمشان محسوب مى شود، آنها را از ياد خدا غافل نكند. چنانكه در اين باره خداوند متعال مى فرمايد: «مردانى هستند كه تجارت و داد و ستد آنان را، از ياد خدا، و برپا داشتن نماز و پرداخت زكات باز نمى دارد.(4) رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) بعد از بشارت به بهشت، خود را در مورد نماز به زحمت انداخته بود، زيرا خداوند به او فرموده بود: خانواده خويش را به نماز فرمان ده، و در اجراى آن شكيبا باش. زيرا آن حضرت پى در پى اهل بيت خود را به نماز امر مى كرد و خود نيز در انجام آن كوشا و مقاوم بود.(5) اين بود قسمت كوتاهى از فلسفه نماز. * * * فضيلت و اهميت نماز اكنون كه با فلسفه نماز آشنا شديم و فهميديم كه نماز بزرگترين عامل انسان سازى است ببينيم چگونه و به چه صورت بايد انجام داد زيرا نماز هر چه با توجّه و اهميّت بيشتر خوانده شود قطعاً اثر سازندگى آن بيشتر خواهد بود چرا كه نماز مهمترين عاملى است كه انسان را از زشتيها باز مى دارد(6) ولى اگر نمازى نتواند انسان را از زشتيها باز دارد قطعاً آن نماز، نماز واقعى نيست و نماز واقعى آن نمازى است كه علاوه بر قرائت صحيح و لباس و مكان پاك و حلال، و خلوص نيّت، در اوّل وقت فضيلت آن ادا گردد كه در اين باره رواياتى چند از معصومين(عليهم السلام)رسيده كه ما به قسمتى از آنها اشاره خواهيم كرد. ليكن به جاست كه در ابتداء، فضيلت و اهميت خود نماز را مورد بررسى قرار دهيم سپس در اهميت و فضيلت نماز اوّل وقت وارد شويم. 1ـ معاوية بن وهب مى گويد: از امام صادق(عليه السلام) سؤال كردم كدام عمل است كه باعث تقرّب بنده به سوى خدا مى شود و نزد خدا (از هر عملى) محبوبتر است؟ فرمود: عملى را بعد از معرفت اصول دين، بهتر از نماز نمى دانم. آيا نمى دانى كه بنده صالح (خدا) عيسى بن مريم(عليه السلام)گفت: خدا مرا وصيت كرده است به نماز و زكات تا مادامى كه زنده هستم. 2ـ و باز در حديث ديگرى از امام صادق(عليه السلام) روايت شده كه فرمود: محبوبترين عملها نزد خداوند متعال نماز است كه آخرين وصيت پيامبران است. 3ـ امام صادق(عليه السلام) از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) روايت مى كند كه فرمود: نماز نسبت به ايمان مانند عمود خيمه است نسبت به خيمه، يعنى همانطور كه اگر عمود خيمه برپا باشد طنابها و ميخهاى خيمه فايده دارد ولى اگر عمود خيمه شكسته شود آنها هيچ نفعى نخواهند داشت نماز هم بمنزله عمود خيمه دين است كه اگر ناقص شود و يا بطور كلى از ميان برود هيچ عملى فايده اى نخواهد داشت و با وجود نماز ساير اعمال به جا و با قبولى آن ساير اعمال نيز قبول خواهد شد.(7) 4ـ و باز در اهميت نماز روايتى از امام باقر(عليه السلام) رسيده كه فرمود: هرگاه يكى از شيعيان ما به نماز بايستد دور او را به عدد مخالفين از مذهب، فرشتگان احاطه مى كنند و در پشت سر او صف بسته براى نماز به او اقتدا مى نمايند و براى او دعا مى كنند تا از نماز فارغ شود(8) 5ـ پيامبر اكرم(عليه السلام) مى فرمايد: كسى كه ركوع و سجود و ساير واجبات نمازش را صحيح انجام دهد آن نماز بالا مى رود در حاليكه نورانى است و درخشندگى دارد و درهاى آسمان برايش باز مى شود و مى گويد: از من مواظبت كردى خدا تو را محافظت كند پس فرشتگان مى گويند صلوات و رحمت خداوند بر صاحب اين نماز باد ـ ولى اگر واجبات نماز را درست انجام ندهد نماز بالا مى رود در حالى كه تاريك است و درهاى آسمان بر او بسته مى شود و مى گويد: مرا ضايع ساختى خدا تو را ضايع كند و آن نماز بر صورتش زده مى شود.(9) درباره فضيلت نماز همين چند روايت كافى است اكنون به اهميت نماز اول وقت توجه فرمائيد. فضيلت نماز اوّل وقت روايت وارده درباره لزوم مواظبت اوقات نماز و به جا آوردن آن در اوّل وقت بسيار است، و زياد سفارش شده كه نماز در اوّل وقت بجا آورده شود و بدون عذر از اوّل وقت تأخير نيفتد، چنانكه پيشوايان ما در اوّل وقت نماز را به جاى مى آوردند تا جائيكه در سخت ترين حالات، نماز اوّل وقت را ترك نمى كردند. على(عليه السلام) و نماز اوّل وقت در جنگ در ارشاد القلوب مرويست كه حضرت اميرالمؤمنين(عليه السلام) در جنگ صفين يك روز مشغول جنگ بودند و در آن حال بين دو صف به آفتاب مى نگريستند، ابن عباس پرسيد يا اميرالمؤمنين چرا به آفتاب مى نگريد؟ فرمود: مى خواهم زوال را (كه اوّل وقت نماز ظهر است) بشناسم تا نماز بخوانم. ابن عباس گفت: آيا در اين گير و دار جنگ هنگام نماز خواندن است؟ آن حضرت فرمود: ما براى چه با اين قوم مى جنگيم؟ جنگ ما با اينها براى اين است كه نماز به پا شود.(10) ابن عباس مى گويد: آن حضرت هيچگاه نماز شب را ترك نفرمود حتى در ليلة الهرير (كه سخت ترين شبهاى جنگ صفين بود). امام حسين(عليه السلام) و نماز اوّل وقت در ظهر عاشورا مرحوم مجلسى در جلد دهم بحار مى نويسد: روز عاشورا يكى از اصحاب امام حسين(عليه السلام)به نام ابوثمامه صيداوى هنگام ظهر خدمت سيدالشهداء(عليه السلام) عرض كرد: اى مولاى من حال كه ما همگى سرانجام كشته مى شويم و وقت نماز هم داخل شده (پس چه خوب است كه) نماز جماعت بخوانيم زيرا من يقين دارم كه اين آخرين نماز ما خواهد بود... امام(عليه السلام) سر به سوى آسمان بلند كرد و فرمود: «ذكرت الصّلوة جعلك الله من المصلّين نعم هذا اوّل وقتها». يعنى : اى ابوثمامة ياد نماز كردى (و ما را بياد نماز انداختى) خدا تو را از نمازگزاران محسوب بدارد! اينك اول وقت نماز است. آنگاه حضرت به ابوثمامة فرمود: اذان بگو خدا تو را رحمت كند. ابوثمامة از اذان فارغ شد، امام(عليه السلام) خطاب به عمر سعد فرمود: اى پسر سعد آيا فراموش كردى شرايع اسلام را، آيا دست از جنگ برنمى دارى تا نماز گزاريم آنگاه مشغول جنگ شويم؟ پس آن حضرت با اصحاب خود نماز خوف را به جاى آورد در حالى كه زهيربن القين و سعيد بن عبدالله حنفى مقابل آن حضرت ايستادند. و از هر طرف تير با نيزه به آن حضرت مى رسيد ولى اين دو صحابى بزرگوار خود را سپر قرار داده تا اينكه سيزده تير جداى از زخمهاى نيزه و شمشير به بدن سعيدبن عبدالله وارد آمد و ديگر تاب ايستادن نياورد ناگاه بر زمين افتاد و به شهادت رسيد.(11) و باز در حديث ديگرى از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) روايت شده كه فرمود: بشفاعت من نمى رسد كسى كه نماز واجبى را پس از داخل شدن وقتش تأخير بياندازد تا وقت آن بگذرد.(12) و نيز فرمود: تا وقتيكه شخص مواظب باشد و نمازهاى پنجگانه شبانه روزى را در وقت خود به جاى آورد شيطان از او ترسناك مى شود و نزديكش نمى شود، و هرگاه آنها را ضايع ساخت شيطان بر او جرأت پيدا مى كند تا او را داخل در گناهان بزرگ كند.(3) حضرت باقر(عليه السلام) مى فرمايد: كسى كه نماز واجب را در وقتش بخواند در حالى كه حق آن را بشناسد و چيزى را بر آن مقدم ندارد خداوند برايش خلاصى از عذاب را مى نويسد (يعنى او را عذاب نمى كند) و كسى كه نماز را در غير وقت آن بخواند و كار دنيا را بر نماز مقدم بدارد، پس امر او با خدا است اگر خواست او را مى آمرزد و اگر خواست او را عذاب مى فرمايد.(يعنى نجات قطعى برايش نيست).(14) و نيز در حديثى از امام صادق(عليه السلام) روايت شده كه فرمود: فضيلت نماز اوّل وقت، نسبت به آخر وقت براى مؤمن بهتر است از مال و اولاد او.(15) و باز در حديث ديگرى مى فرمايد: براى هر نمازى دو وقت است: اوّل وقت و آخر وقت. و با فضيلت تر آن نماز اوّل وقت است. و وقت نماز صبح موقعى است كه طلوع فجر ظاهر شود، تا اينكه به وسيله اين روشنائى صبح، آسمان روشن شود، اين مدّت، اوّل وقت فضيلت نماز صبح است. و سزاوار نيست كه از اين موقع عمداً تأخير بيفتد، ولى براى كسى كه مشغول كارى باشد و يا آنكه فراموش نمايد و يا خواب بماند، بعد از وقت اشكال ندارد و اما وقت فضيلت مغرب موقعى است كه خورشيد پنهان شود و ستاره ها طلوع كنند. و نبايد احدى اول وقت را رها كرده نماز را در آخر وقت بخواند مگر از روى عذر و يا علتى باشد.(16) كلينى از زهرى روايت مى كند كه گفت از عمرى (كه يكى از نائبان خاص امام زمان(عج) بود) خواستم كه مرا به آن حضرت برساند پس او مرا رسانيد و آن سؤالهايى كه داشتم خدمت آن حضرت عرضه داشت، حضرت هم يكايك آنها را جواب فرمود. سپس برخاست و داخل حجره خود گرديد. من رفتم تا اينكه (مجدداً) سؤالى كنم، ديگر حضرت از اين بيشتر سخنى نگفت و حرفى نشنيد. فرمود: ملعون است ملعون است كسى كه نماز عشاء را آنقدر تأخير بيندازد كه تمام ستاره ها طلوع كنند و ملعون است، ملعون است كسى كه نماز صبح را آنقدر تأخير بيندازد كه تمام ستارگان غروب كنند. اين چند جمله را فرمود: و سپس داخل حجره گرديد.(17) مرحوم شيخ حر عاملى در توضيح بيان حضرت كه فرمود: ملعون است كسى كه نماز عشاء را آنقدر تأخير بيندازد كه تمام ستاره ها طلوع كنند، مى فرمايد: شايد مراد حضرت از عشاء، مغرب باشد چنانچه در حديث امام صادق(عليه السلام) هم به همين معنا اشاره گرديد. اسحاق بن عمّار گويد: به امام صادق(عليه السلام) گفتم: مرا از با فضيلت ترين وقت نماز صبح آگاه فرما فرمود: هنگام طلوع فجر بهترين وقت نماز صبح است چون خداوند مى فرمايد: «انّ قرآن الفجر كان مشهوداً» يعنى نماز صبح را در اوّل طلوع فجر هم فرشته روز و هم فرشته شب هر دو مشاهده مى كنند، پس هرگاه بنده اى نماز صبح را اوّل فجر بخواند دو مرتبه براى او نوشته مى شود به اين معنى كه هم فرشته شب و هم فرشته روز آن را ثبت خواهند كرد.(18) فضيلت نماز شب بعد از بيان فضيلت نماز اوّل وقت، بجاست كه اشاره اى هم به فضيلت نماز شب داشته باشيم. چرا كه به تعبير بعضى از روايات شرافت و ارزش معنوى مؤمن بخواندن نماز شب او است، و نيز همين نماز شب است كه پيامبر عظيم الشأن اسلام را به مقام محمود نائل مى سازد. اكنون با مراجعه به روايات اسلامى به اهميت آن آشنا شده توفيق خواندن آن را از خداوند متعال مسئلت مى نمائيم. 1ـ امام صادق(عليه السلام) فرمود: دروغ مى گويد: كسى كه گمان كند نماز شب خواندن گرسنگى در پى خواهد داشت بلكه بعكس نماز شب ضامن روزى در روز مى شود.(19) 2ـ امام صادق(عليه السلام) فرمود: به درستيكه خانه هائيكه در آن تلاوت قرآن مى شود و نماز شب بپا مى گردد براى اهل آسمان نور بخش است همچنانكه ستارگان آسمان براى اهل زمين نور بخشند.(20) 3ـ معاوية بن عمّار مى گويد: از امام صادق(عليه السلام) شنيدم كه مى فرمود: از وصاياى پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) به على(عليه السلام) اين بود كه فرمود: اى على من تو را درباره خودت بخصلتهائى چند سفارش مى كنم. پس (در فراگيرى و عمل به آنها) مواظبت كن سپس درباره او دعا كرده فرمود: خدايا على را در اين امور كمك كن تا اينكه فرمود: (يا على در ميان اين خصلتها بيش از همه) تو را به نماز شب دعوت مى كنم. و بر تو باد به نماز شب و مواظبت كن به نماز شب.(21) 4ـ از عايشه روايت شده است كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) از خواب برمى خواست و نماز شب و قرآن مى خواند و گريه مى كرد و بعد مى نشست قرآن و دعا مى خواند و اشك مى ريخت به طورى كه محاسن و صورتش از اشك ديدگانش تر مى شد. عايشه گفت عرض كردم: اى رسول خدا آيا خدا گناه گذشته و آينده تو را نيامرزيده؟ حضرت فرمود: آيا بنده سپاسگذار نباشم؟ و نيز از آن حضرت روايت شده كه فرمود: زمستان بهار مؤمن است. زيرا كه روزهايش براى روزه گرفتن كوتاه و شبهايش براى شب زنده دارى بلند است. و نيز فرمود: كسى كه مى ترسد از خواب بيدار نشود براى نماز شب بايد بخواند هنگام خوابيدن آخر آيه سوره كهف را «قل انّما انا بشر...».(22) 5ـ عبدالله بن سنان، از امام صادق(عليه السلام) روايت كرده كه فرمود: شرافت مؤمن به نماز شب او است و عزّتش در خوددارى كردن از آزار مردم است(23) يعنى مؤمن موقعى عزيز و شريف است كه نماز شبش ترك نشود و به كسى آزارش نرسد. 6ـ و نيز در حديث ديگرى از امام صادق(عليه السلام) در تفسير اين آيه كه: «بدرستى كه حسنات و خوبيها ، بديها را از بين مى برد» فرمود : مراد از حسنات نماز شب است كه گناه روز را زايل مى كند.(24) 7ـ حضرت اميرالمؤمنين(عليه السلام) فرمود: هر كس هنگام سحر هفتاد بار استغفرالله بگويد در شمار كسانى خواهد بود كه خداوند درباره آنها فرموده: «و بالاسحار هم يستغفرون». 8ـ و نيز فرمود: هر كس شبى هفتاد آيه از قرآن بخواند از بى خبران شمرده نمى شود. و گروهى از بزرگان گفته اند: شب را تا صبح بخوابى و صبح پشيمان شوى كه چرا ديشب تا صبح خوابيدم و نماز نخواندم بهتر است از اينكه تا صبح مشغول نماز باشى و بخود عُجب كنى. 9ـ حضرت صادق(عليه السلام) فرمود: چشمتان را زياد به خواب عادت ندهيد زيرا كه كمتر شكرگذارى مى كنند و روايت شده مردى كه دروغ بگويد از نماز شب محروم مى شود پس هرگاه از نماز شب محروم شد از گشادى روزى هم محروم مى شود و نيز فرمود: دروغ گفته كسى كه نماز شب بخواند و بگويد روزش گرسنه مانده. يعنى نماز شب ضامن روزى است. 10ـ شخصى آمد خدمت على(عليه السلام) و عرض كرد يا على: من (مدتى است) از توفيق نماز شب محروم گشته ام (علت آن چيست؟) حضرت فرمود: تو كسى هستى كه گناهانت تو را بسته است.(25) 11ـ از ابن مسعود روايت شده كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود، در نااميدى مرد همين بس كه شب را بيدار باشد و دو ركعت نماز نخواند و در آن شب به ياد خدا نباشد تا اينكه سحر شود.(26) اين بود پاره اى از فضائل نماز شب حال ببينيم كيفر سبك شمردن نماز چگونه است. كيفر كسى كه نماز را سبك شمارد در حديثى از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) روايت شده كه فرمود: از ما نيست كسى كه نماز را خوار و سبك شمارد.(27) و در حديث ديگرى چنين روايت شده كه وقتى هنگام وفات امام صادق(عليه السلام)فرا رسيد تمام بستگان خويش را به دور خود جمع كرد پس از آنكه از تجمّع تمام بستگان خود اطلاع يافت خطاب به آنها فرمود: به شفاعت ما اهل بيت نمى رسد كسى كه نماز را سبك شمارد.(28) يعنى مبادا شما بستگان من به اميد اينكه به ما منصوب هستيد تقوا را از دست بدهيد و نماز را سبك بشماريد و از ما اميد شفاعت داشته باشيد. امورى كه منجر به سبك شمردن نماز مى شود به قرار زير است: 1ـ در اول وقت نخواندن. 2ـ با لباس پاك و حلال بجا نياوردن. 3ـ تند و با عجله خواندن. 4ـ با قرائت صحيح بجا نياوردن و امورى از اين قبيل. حضرت باقر(عليه السلام) مى فرمايد: پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) در مسجد نشسته بود كه مردى وارد شد و مشغول نماز گرديد و ركوع و سجود نمازش را تمام نكرد (ذكر واجب را در آنها ترك كرد يا درست نخواند) پس رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)فرمود: سر خود را بر زمين مى گذارد مانند كلاغ كه منقارش را به زمين مى زند و بر مى دارد. اگر اين شخص بميرد در حالى كه نمازش اين باشد بر دين من نمرده است.(29) و نيز پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود دزدترين دزدها كسى است كه از نمازش بدزد، گفته شد يا رسول الله چگونه از نمازش مى دزدد؟ فرمود: ركوع و سجود نماز را تمام انجام نمى دهد.(30) مجازات كسى كه نمازش را در خارج وقت بخواند 1ـ هشام جواليقى گويد: امام صادق(عليه السلام) روايت كرد كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)فرمود: هر كس نماز واجب خود را نخواند تا وقت آن بگذرد آنگاه آن را قضا كند آن نماز تيره و تار بالا رود و گويد: خدا تو را ضايع كند همچنانكه مرا ضايع ساختى، بعد فرمود: اوّلين چيزى كه در ايستگاه قيامت در پيشگاه خداوند متعال درباره آن از انسان سؤال شود نماز است، و هرگاه نماز در آن روز، پاك (و شايسته) بود باقى اعمال نيز پاك و شايسته باشد، و چنانچه نماز شايسته نبود باقى اعمال نيز پاك و شايسته نخواهد بود.(31) نماز اگر قبول نشود بر فرق صاحبش كوبيده مى شود 2ـ ابوبصير گويد: امام صادق(عليه السلام) فرمود: براى نماز فرشته اى گمارده شده كه كارى جز آن ندارد، هنگامى كه بنده اى از نماز فارع شود آن فرشته آن را برگيرد و به آسمان برد و هرگاه از قبول شدنيها باشد پذيرفته گردد، و گر نه فرشته را گويند: آن را به صاحبش بازگردان، پس فرشته با آن نماز فرود آيد، و آن را بر روى صاحبش بكوبد، و گويد: اف بر تو باد كه همواره از تو عملى صادر مى شود كه مرا به زحمت مى اندازد.(32) بخش دوم آرزوی اول جبرئیل كيفر آنكه نماز عصر را تأخير بيندازد 1ـ ابوسلام عبدى گويد: بر امام صادق(عليه السلام) وارد شدم و عرض كردم: چه مى فرمائيد درباره كسى كه نماز عصر خويش را عمداً تأخير اندازد؟ فرمود: روز قيامت بى كس و تنها و بى اهل و مال محشور گردد، گويد: عرض كردم: اگر چه از بهشتيان باشد؟ فرمود: اگر چه از اهل بهشت باشد، گويد: پرسيدم رتبه اش در بهشت چيست؟ فرمود: يكه و تنها بى زن و فرزند و مال و منال در بهشت بماند، و از مردم بهشت خواهش كند كه از او پذيرايى كنند. چون خود او در آنجا منزل و مأوايى ندارد.(1) 2ـ ابوبصير گويد: امام باقر(عليه السلام) به من فرمود: در هر چه تو را فريب دادند، در مورد فريضه عصر فريبت ندهند، و آن را هنگامى كه آفتاب كاملاً روشن و صاف است به جاى آر، زيرا رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) فرموده است: فقير و بى كس (در بهشت) كسى خواهد بود كه نماز عصر خود را ضايع سازد. ابوبصير گويد: پرسيدم مراد از بى كس و مال چيست؟ فرمود: آن است كه براى او در بهشت اهل و مال نيست، پرسيدم ضايع كردن نماز عصر چگونه است؟ فرمود: به خدا (سوگند) آن است كه آن را تأخير اندازد تا آفتاب زرد شود يا خورشيد پنهان گردد.(2) كيفر كسى كه نماز را عمداً ترك كند يكى از گناهان كبيره (يعنى بزرگ) ترك كردن نماز است عمداً، و اين ترك نماز دو حالت دارد يكى اينكه شخصى نماز را ترك مى كند به اين معنى كه اعتقاد ندارد و آن را دستور خدا و پيغمبر نمى داند و اعتقاد به كيفر آن ندارد، چنين شخصى كافر و نجس و از اهل جهنّم نيز خواهد بود و در اين باره دو روايت از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) و امام صادق(عليه السلام)رسيده كه مى فرمايند: من ترك الصلوة متعمّداً فقد كفر يعنى كسى كه نمازش را عمداً ترك كند كافر است. و امام صادق(عليه السلام) فرمود: ان تارك الصلوة كافر يعنى من غير عِلَّة يعنى كسى كه نمازش را بى جهت ترك كند كافر است.(3) اين دو روايت ناظر به معنى ترك نماز ار روى بى اعتقادى است. و اما معنى دومِ تركِ عمدى اين است، كه انسان به نماز اعتقاد دارد ولى از روى تنبلى و بى عارى نماز را ترك مى كند چنين كسى به جهنم مى رود ولى در دنيا از نظر مردم نجس نيست (هر چند احتياط كردن از افراد بى نماز و نشست و برخاست نداشتن با آنها مطلوب است). پس كسى كه از روى انكار و بى اعتقادى نماز نخواند كافر و از دين اسلام بيرون است. زيرا انكار نماز، انكار رسالت و قبول نداشتن قرآن مجيد است و البته چنين كسى كافر است و اگر منكر وجوب نماز نباشد و حق بودن قرآن و رسالت خاتم الانبياء(صلى الله عليه وآله وسلم)را قبول دارد و معتقد است كه نماز از طرف خدا واجب شده ليكن از روى تنبلى و مسامحه كارى ترك مى كند چنين شخصى فاسق است. حضرت صادق(عليه السلام) مى فرمايد: مردى خدمت رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)عرض كرد مرا وصيتى فرما، حضرت فرمود: نماز را از روى عمد ترك مكن زيرا كسى كه از روى عمد نماز را ترك كند از ملت اسلام بيرون است.(4) منكر نماز كافر است پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) مى فرمايد: چيزى كه مسلمان را كافر مى كند ترك كردن نماز است عمداً، و هيچ فاصله اى بين ايمان و كفر نيست مگر ترك نماز.(5) مرحوم صدوق در علل الشرايع نقل مى كند كه از امام صادق(عليه السلام)پرسيده شد كه چرا زناكار و شرابخوار كافر خوانده نمى شوند ولى تارك نماز كافر محسوب مى شود؟ امام(عليه السلام)فرمود: براى اينكه زنا و امثال آن بر اثر غلبه شهوت مى شود ولى نماز نخواندن جز از روى بى اعتنايى و سبك شمردن آن نيست چرا كه شرابخوار و زناكار از اين گناهان لذّت مى برد ولى بى نماز از ترك نمازش لذّتى نمى برد.(6) شفاعت شامل حال بى نماز نمى شود ترك نماز از گناهانى است كه در قرآن مجيد بر آن وعده عذاب داده شده چنانچه در سوره مدثر مى فرمايد: «بهشتيان از جهنميان مى پرسند چه چيز شما را به دوزخ كشانيد؟ جهنميان در پاسخ گويند: ما از نمازگذاران نبوديم و بيچارگان را طعام نمى داديم (يعنى وجوهات مالى از قبيل خمس و زكات را ادا نمى كرديم) و با اهل باطل نشست و برخاست داشتيم و با آنها در باطل فرو مى رفتيم و به روز قيامت اعتقاد نداشتيم. تا اينكه (به وسيله مرگ) به قيامت يقين پيدا كرديم. پس در اين صورت شفاعت شفعاى قيامت نفعى به حالشان نخواهد داشت. بدترين نقطه جهنم جايگاه بى نماز است در سوره مريم مى فرمايد: «پس از انبياء و صالحين از امتهاى آنها جماعتى روى كار آمدند كه به علت غفلت و نادانى نماز را ضايع و آن را ترك كردند و پيرو شهوات شدند، پس به زودى اين جماعت به مجازات خود خواهند رسيد در غىّ. غىّ چيست؟ مفسرين مى گويند: غى نام وادى است در جهنم كه عذابش از ساير طبقات جهنم شديدتر است و اهل جهنم از عذاب آن به خدا پناه مى برند.(7) پانزده اثر دنيايى و آخرتى بر ترك نماز رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) مى فرمايد: كسى كه نماز خود را سبك شمارد و در به جا آوردنش سستى نمايد خداوند او را به پانزده بلا مبتلا مى فرمايد: شش بلا در دنيا و سه بلا در موقع مرگ و سه در قبر و سه در قيامت و هنگامى كه از قبرش بيرون مى آيد، اما شش بلاى دنيايى: و امّا آن سه بلايى كه هنگام مردنش به او مى رسد آن است كه و اما آن سه بلايى كه در قبر به او مى رسد. و اما آن سه بلائى كه در قيامت به او مى رسد آن است كه كيفر كمك كردن به بى نماز روايات بسيارى در شدت عقوبت كمك به ترك كننده نماز رسيده است از آن جمله پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)مى فرمايد: كسى كه بى نمازى را بدادن طعام يا لباسى يارى كند مثل اين است كه هفتاد پيغمبر را كشته كه اوّل آنها آدم و آخر آنها محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم)است. و نيز فرمود: كسى كه جرعه آبى به بى نمازى بدهد مثل اين است كه با من و جميع پيغمبران طرف شده و جنگ كرده است. و نيز فرمود كسى كه به روى بى نمازى بخنند مثل اين است كه هفتاد مرتبه خانه كعبه را خراب كرده است.(9) ظاهراً مراد از اين قبيل روايات در موردى است كه اعانت و احسان به او سبب جرأت او بر ترك نماز شود و شكى نيست در اينكه احسان به معصيت كار هرگاه موجب جرى شدن او بر گناه گردد حرام است و از باب نهى از منكر ترك آن واجب است. بنابراين اگر كمك كردن به بى نماز موجب جرأتش بر ترك نماز نشود به طورى كه اعانت كردن و نكردن در ترك نمازش تأثيرى نداشته باشد معلوم نيست مورد اين روايات باشد و گاه مى شود كه اعانت و احسان سبب ترك گناه و موجب نماز خواندنش مى شود، كه در اين مورد شكى نيست كه اعانتش بسيار خوب بلكه در پاره اى موارد واجب نيز مى باشد.(10) فضيلت نماز جماعت اكنون كه با فلسفه نماز و اهميت آن آشنا شديم، وارد بحث اصلى كتاب يعنى اهميّت نماز جماعت كه اوّلين آرزوى جبرئيل است مى شويم و اهميت آن را ابتداء با حديثى كه خود جبرئيل براى پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) نقل كرده آغاز مى كنيم. 1ـ پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: جبرئيل بر من وارد شد با هفتاد هزار ملك بعد از نماز ظهر، و گفت يا محمد خدايت سلام مى رساند و دو هديه به سويت فرستاده كه تا اكنون براى احدى از پيامبران پيشين نفرستاده، گفتم كدامند آن دو هديه؟ جبرئيل گفت: سه ركعت نماز شب (كه يك ركعت آن وتر و دو ركعت آن شفع است) و نماز پنجگانه با جماعت. گفتم: اى جبرئيل اين نماز جماعت براى امتانم چه خاصيتى دار؟ جبرئيل گفت يا محمد هرگاه دو نفر براى نماز جماعت بايستند براى هر يك از آنها بعدد هر ركعتى ثواب 150 نماز (كه به تنهايى خوانده باشند) نوشته مى شود. و هرگاه عدد جماعت به 3 نفر رسيد براى هر يك به عدد هر ركعت 600 نماز. و براى هر 4 نفر هر كدام 2200 نماز. و 5 نفر هر كدام 2400 نماز. و 6 نفر 4800 نماز. و 7 نفر 9600 نماز. و 8 نفر 19200 نماز. و 9 نفر 36400 نماز. و 10 نفر براى هر يك به عدد هر ركعت ثواب 72800 نماز كه هر كدام به تنهايى خوانده باشند نوشته مى شود. اما اگر عدد افراد از ده نفر گذشت. اگر آسمانها كاغذ و درياها مركّب و درختان قلم و جن و انس همراه با فرشتگان نويسنده گردند نمى توانند ثواب يك ركعت آن را بنويسند.(11) از اين حديث به خوبى اهميت نماز جماعت فهميده مى شود. و نيز معناى گفتار جبرئيل كه مى گويد: اى كاش من بشر بودم تا بتوانم به نماز جماعت شركت كنم به وضوح روشن مى شود. 2ـ و باز در حديث ديگرى آمده است كه جبرئيل خطاب به پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)مى گويد: اى پيامبر هرگاه كسى (از مؤمنين) به نماز جماعت شركت كند و بتواند تكبيرة الاحرام را درك كند، (ثواب آن) بهتر است از شصت هزار حج و عمره، و نيز بهتر است از دنيا و هرچه در آن است به هفتاد هزار برابر. و يك ركعت نماز جماعت بهتر است از صد هزار دينار طلا كه در راه خدا به بينوايان داده شود. و دو سجده اى كه در نماز جماعت به جاى آورده شود بهتر است از آزاد كردن يك صد بنده.(12) اين دو حديث از جبرئيل بيانگر عمق اهميت نماز جماعت است كه جبرئيل به جهت آن آرزوى بشر بودن مى كند. 3ـ پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: كسى كه نمازش را به جماعت بخواند، درباره او هر خوبى را گمان داشته باشيد و اگر شهادت داد شهادت او را بپذيريد.(13) شايد منظور از اين حديث اين باشد كه كسى كه به نماز جماعت مقيد باشد حتى المقدور بقيه كارهاى خير را هم انجام مى دهد و از شهادت نا حق پرهيز مى كند. 4ـ و باز در حديث ديگرى پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) فضيلت و كيفيت نماز جماعت را چنين بيان مى كند: بدانكه نماز با جماعت بهتر است از بيست و چهار نماز كه به غير جماعت خوانده شود. و سزاوارترين و شايسته ترين مردم به پيشوايى و امامت جماعت كسى است كه قرائتش در قرآن خواندن از همه بهتر باشد و اگر عده اى هستند كه همه آنها در قرآئت قرآنشان با هم مساوى هستند، نوبت به عالم ترين آنها مى رسد. و اگر عده اى هستند كه در اين جهت هم با هم مساوى هستند نوبت به كسى مى رسد كه در هجرت (از دار كفر و يا در راه خدا) از ديگران مقدم باشد. و اگر در اين جهت هم همه با هم مساوى بودند نوبت به سالخورده ترين آنها مى رسد واگر در سن هم همه با هم مساوى باشند نوبت به زيباترين و خوش گِل ترين افراد مى رسد.(14) و نيز با فضيلت ترين صفهاى جماعت صف اوّل و در صف اوّل نيز بهترين جاى آن جائى است كه به امام جماعت نزديكتر باشد. و با فضيلت ترين نماز انسان آن نمازى است كه با جماعت خوانده شود.(15) 5ـ از امام باقر(عليه السلام) روايت شده كه فرمود: مردى از قبيله جهنيّه آمد خدمت رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) و عرض كرد اى رسول خدا من از باديه نشينان هستم و به همراه من زن و فرزند و نوكرانم نيز سكونت دارند (به هنگام نماز) من اذان و اقامه مى گويم و با آنها دسته جمعى نماز مى گذارم، آيا اين نماز ما جماعت محسوب مى شود؟ حضرت فرمود: بلى. آنگاه عرض كرد: گاهى اتفاق مى افتد كه نوكرانم در پى شتران (به دنبال كارى) مى روند، و من در اين هنگام با خانواده ام (در موقع نماز) اذان و اقامه مى گويم و با آنها نماز مى خوانم. آيا اين نماز دسته جمعى ما جماعت محسوب مى شود؟ حضرت فرمود: آرى. بعد گفت: بعضى از اوقات فرزندانم نيز در پى كارى مى روند كه در اين صورت من و همسرم مى مانيم چنانچه (موقع نماز) اذان و اقامه بگويم و با اونماز بخوانم (اين نماز ما دو نفر) جماعت به حساب مى آيد؟ حضرت فرمود: بلى. آنگاه عرض كرد: اى رسول خدا گاهى اتفاق مى افتد كه همسرم نيز در پى كارى مى رود، كه فقط من در خانه هستم (در اين صورت اگر موقع نماز شد و) من اذان و اقامه بگويم و نماز بخوانم (آيا اين نماز تنهايى) جماعت محسوب مى شود؟! حضرت فرمود: مؤمن اگر به تنهايى نماز بخواند خود جماعت به حساب مى آيد.(16) 6ـ پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: كسى كه چهل روز (در نماز جماعت شركت كند و بتواند) تكبيرة الاحرام را درك كند، براى او دو برات امان و آزادى خواهد بود، يكى برات آزادى از آتش و ديگرى در امان بودن از نفاق.(17) 7ـ پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: كسى كه بدون جهت نماز جماعت را ترك كند نمازش نماز كاملى نخواهد بود.(18) توضيح: البته منظور از روايت اين نيست كه نمازش باطل است بلكه منظور اينست كه نمازش نماز كامل و عالى نخواهد بود. 8ـ در حديث ديگرى از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) روايت شده كه فرمود: هر گاه از چگونگى حالات كسى كه به جماعت شركت نمى كند از تو سؤال شد، بگو من او را به واقع نمى شناسم.(19) يعنى او را نه به خوبى تعريف كن چون به علت ترك جماعت شايسته تعريف نيست و نه از بدى او چيزى بگو كه شايد غيبتش باشد. 9ـ پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: كسى كه روانه مسجد شود براى شركت در نماز جماعت، به هر قدمى كه بر مى دارد هفتاد هزار حسنه در نامه عملش ثبت و هفتاد هزار درجه براى او منظور مى شود، و اگر با اين حالت بميرد خداوند هفتاد هزار ملك را مأمور مى كند كه او را در قبر عيادت كرده مژده (رحمت) دهند و انيس تنهايى او باشند و از براى او طلب مغفرت مى كنند تا روزى كه محشور مى شود و از قبر بر مى خيزد.(20) 10ـ عبدالله بن سنان از امام صادق(عليه السلام) روايت مى كند كه فرمود: (روزى) پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)نماز صبح را (در مسجد به جماعت) به جاى آورد، سپس رو به صحابه كرده و از حالت عده اى جويا شد تا جائيكه آنها را با نامشان ياد كرد، فرمود: آيا اينهاييكه نامشان را بردم در نماز شركت كرده اند؟ بقيه اصحاب گفتند: نه اى رسول خدا به نماز نيامده اند، فرمود: آيا حاضر هستند يا غايب؟ (يعنى در شهر هستند و نيامده اند يا اينكه اصلاً در شهر نيستند؟) گفتند: چرا اى رسول خدا در شهر هستند، فرمود: آگاه باشيد كه نماز صبح و نماز عشا بر منافقين خيلى سنگينى مى كند و اگر مردم بدانند كه چه فضيلتى براى (جماعت) اين دو نماز هست هرآينه جهت شركت در آن اقدام مى كردند ولو (مانند بچّه) افتان و خيزان باشد.(21) 11ـ امام صادق(عليه السلام) از پدرانش و از رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) روايت كرده كه فرمود: كسى كه نماز مغرب و عشاء و صبح را در مسجد به جماعت بخواند همچنان است كه تمام شب را به نماز ايستاده است.(22) 12ـ حسين صيقل مى گويد: از امام صادق(عليه السلام) سؤال كردم كمترين عدد جماعت چقدر است؟ فرمود: يك مرد و يك زن.(23) 13ـ از امام باقر(عليه السلام) روايت شده كه فرمودند: شبى اميرالمؤمنين(عليه السلام)تا به صبح به نماز ايستاد، تا وقتى كه سفيده صبح طالع شد، آنگاه نماز صبح را به جاى آورده (ولى بعلّت بى خوابى شب) او را چرتى عارض شد، (و به جماعت صبح حاضر نشد) پس از آنكه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) نماز صبح را به جماعت اداء كرد، على(عليه السلام)را در مسجد نديد. (از اين رو با حالت نگرانى) تشريف فرماى منزل فاطمه(عليها السلام)گرديد. و از دخترش جوياى حال على(عليه السلام)شد. كه چرا پسر عمويت على(عليه السلام) به نماز جماعت صبح شركت نكرده بود؟ فاطمه زهرا(عليها السلام) جريان را به عرض پدر رسانيد. (كه على(عليه السلام) تا صبح به نماز مشغول بود و بعد از نماز صبح او را چرتى عارض شد و خواب ماند). پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) در جواب فاطمه(عليها السلام) فرمود: آن اجرى كه به وسيله نماز جماعت صبح از او فوت شده بهتر است از تمام نمازهايى كه در شب خوانده و بيدارى كشيده. على(عليه السلام) بر اثر شنيدن كلام رسول خدا از خواب بيدار شد آنگاه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)خطاب را متوجّه على(عليه السلام) كرده فرمودند: اى على كسى كه نماز صبح را به جماعت بخواند مثل اين است كه تمام شب را به نماز ايستاده است. اى على آيا نمى دانى كه زمين از خواب عالمى بر روى او قبل از طلوع آفتاب چگونه به درگاه خدا فرياد مى كند.(24) 14ـ جميل بن صالح از امام صادق(عليه السلام) پرسيد از اين دو كدام افضل است؟ يكى اينكه مردى نماز خود را به تنهايى در اوّل وقت بخواند، يا اينكه قدرى تأخير بيندازد تا اينكه در مسجد به جماعت بخواند؟ حضرت فرمود: تأخير بيندازد تا اينكه به جماعت بخواند بهتر است؟(25) فضيلت نماز وحدت در خلال روايات نماز جماعت و فضيلت آن نمازى بنام نماز وحدت (بين شيعه و سنى) به چشم مى خورد كه دانستن آن خالى از لطف نيست، و ما از جهت اهميت آن به قسمتى از آنها اشاره مى كنيم. 1ـ امام صادق(عليه السلام) فرمود: (شما شيعيان و پيروان ما موظفيد براى حفظ وحدت اسلامى، برادران اهل سنت خود را اگر مريض شدند) عيادت كنيد آنها را و در هنگام مرگ براى تجهيزشان حاضر شويد و در مساجد آنها جهت نماز (جماعت و غير جماعت) شركت كنيد.(26) 2ـ امام صادق(عليه السلام) فرمود: كسى كه (از شيعيان ما به نماز برادران اهل سنّت خود حاضر شود و) در صف اوّل به آنها اقتدا كند. (در اجر و ثواب) همانند آن است كه به رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) در صف اوّل اقتدا كرده.(27) 3ـ در تفسير امام(عليه السلام) روايت شده كه امام باقر(عليه السلام) ديد يكى از شيعيانش به جماعت برادران اهل سنّت خود شركت كرد. ليكن او احساس كرد كه امام باقر(عليه السلام)او را ديده و شناخته. از اين رو به خدمت امام(عليه السلام) رفت و عذرخواهى كرد و گفت: يابن رسول الله از اين كه من شركت كردم به نماز اينها عذر مى خواهم. اين امر از روى تقيه بود و الاّ نمازم را فرادا مى خواندم. امام(عليه السلام) فرمود: اى برادر، تو زمانى بايد عذر خواهى كنى كه (اين شركت در نماز برادران اهل سنت را) ترك مى كردى. اى بنده خدا (به خاطر اين عمل كه موجب حفظ وحدت شماست) پيوسته فرشتگان آسمانها و زمين بر تو (و امثال تو) درود مى فرستند. و خداوند نيز امر مى كند (به فرشتگان خود) كه اين نماز تو را (كه به منظور حفظ وحدت انجام شد) به هفتصد برابر نماز فرادا ثبت كنند. (پس بر تو باد به حفظ وحدت).(28) 4ـ عبدالله بن سنان از امام صادق(عليه السلام) روايت كرده كه فرمود: هرگاه كسى نمازش را در اوّل وقت فضيلتش بخواند و پس از خاتمه آن برود به جماعت اهل سنّت مجدداً بجا آورد، در صورتى كه با وضو باشد خداوند براى او بيست و پنج درجه ثبت نمايد.(29) 5ـ اسحاق بن عمار مى گويد: امام صادق(عليه السلام) به من فرمود: يا اسحاق آيا به نماز جماعت اهل سنّت در مسجدشان شركت مى كنى؟ گفتم آرى. فرمود: با آنها نماز بخوان كه نماز خواندن با آنها در صف اوّل مانند كسى است كه شمشيرش را براى جنگ در راه خدا كشيده باشد.(30) 6ـ امام صادق(عليه السلام) فرمود: كسى كه در مسجد خود نماز بخواند آنگاه برود در مسجدى از مساجد اهل سنّت و به جماعت آنها نيز نماز بخواند وقتى كه از مسجد بيرون مى آيد با تمام ثواب آنها خارج مى شود.(31) متفرقات بعد از آنكه بحث نماز به پايان رسيد به نظر آمد كه درباره موضوعات متفرقه اى كه مربوط به نماز مى شود سخن به ميان آيد تا كمال نتيجه به دست آمده و بحث مورد نظر از هر جهت تمام باشد. در اين بخش از گفتار، از امور متعددى سخن خواهد رفت مانند: اذان و اقامه، تعقيب نماز، مسجد رفتن و آداب آن و از اين قبيل !مسائل. اميد است كه اين مجموعه بحث نماز مطلوب شارع مقدّس اسلام و قابل استفاده همگان قرار گيرد و توفيق عمل كردن به يكايك آن به همه مخصوصاً نويسنده عاصى نصيب گردد. ثواب كسى كه نماز را با اذان و اقامه بخواند مفضّل بن عمر از امام صادق(عليه السلام) روايت مى كند كه فرمود هر كس با اذان و اقامه به نماز بايستد دو صف از فرشتگان پشت سر او نماز مى خوانند، و هر كس با اقامه تنها به نماز بايستد يك صفّ از ملائكه به او اقتدا مى كنند، راوى گويد: پرسيدم مقدار و اندازه هر صفّ چقدر است؟ فرمود كمتر آن از مشرق تا مغرب، و بيشتر آن مابين آسمان و زمين است. ثواب كسى كه ده سال براى رضاى خدا اذان بگويد سعد بن طريف از امام باقر(عليه السلام) روايت كند كه فرمود: هر كس ده سال براى رضاى خدا اذان بگويد خداوند به شماره آنچه چشم او مى بيند، و آن مقدار كه آواز او به جانب آسمان بالا مى رود گناهان او را مى آمرزد و هر تر و خشكى كه صداى اذان او را بشنود تصديق او را مى نمايد، و بعدد هر كس كه به اذان او با او در مسجدش نمازگزارد سهمى از ثواب آن نماز به او هم مى دهند، و از براى او به عدد آن افرادى كه با صداى اذان او به نماز مى ايستند حسنه اى خواهد بود. در ابتدا ممكن است اين همه ثواب براى يك مؤذن بعيد به نظر برسد اما با توجه به ظرافت در حديث نه تنها بعيد نيست بلكه به جا و سزاوار آنست. زيرا مى فرمايد كسى كه ده سال براى رضاى خدا اذان بگويد اينهمه اجر دارد پس اگر كسى كمتر از ده سال بگويد اجر او باينمقدار نخواهد بود بلكه اجرش به مقدارى كه اذان گفته است خواهد بود و ثانياً از همه مهمتر اينكه مى فرمايد براى رضاى خدا بگويد پس اگر كسى براى اينكه به او كمكى كنند و يا به او سلام و احترام نمايند و يا اينكه اگر كسى به او توجهى نكرد ناراحت شود و با خود بگويد به من كه مؤذن هستم چرا توجهى نشد همه اين امور جهت رضاى خدا را از بين مى برد. ثوابى كه در ميان اذان و اقامه به مؤذن مى دهند عيسى بن عبدالله از پدرش از جدش از اميرالمؤمنين(عليه السلام) روايت مى كند كه پيغمبراكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: از براى شخص اذان گو در ميان اذان و اقامه ثوابيست مانند ثواب شهيدى كه در راه خدا در خون خود مى غلطد. مى گويد گفتم يابن رسول الله اكنون مردم براى گفتن اذان و اقامه با يكديگر رقابت خواهند كرد فرمود چنين نيست، زمانى خواهد آمد كه اذان و اقامه را به ضعيفان خود واگذار مى كنند، پس گوشت بدن اين ضعيفان است كه خدا بر آتش جهنّم حرام كرده است.(32) ثواب گفتن رضيت بالله على بن جعفر از برادرش موسى بن جعفر از پدرش امام صادق(عليه السلام)نقل كرده كه پيغمبرخدا(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: هر كس دعاء رضيت بالله ربّاً را تا به آخر بخواند بر خداست كه روز قيامت او را خشنود سازد.(33) ثواب نافله مغرب ابوالعلاء خفّاف از امام جعفر صادق(عليه السلام) روايت كند كه فرمود: هر كس پس از نماز مغرب تعقيب بخواند و بدون اينكه با كسى تكلّم كند دو ركعت نماز به جاى آورد آن دو ركعت در علّيين كه از مقامات عاليه بهشت است نوشته مى شود و چنانچه چهار ركعت نمازگزارد ثواب يك حجّ مقبول در نامه عملش ثبت مى گردد. در روايت وهب بن وهب آمده است كه امام صادق(عليه السلام) از پدارنش از پيامبر خدا(عليه السلام)روايت كرده كه فرمود: در ساعت غفلت نافله به جاى آوريد ولو به دو ركعت مختصر باشد كه سبب خانه كرامت و بهشت پرنعمت است، گفتند: يارسول الله ساعت غفلت كدام است؟ فرمود وقت ما بين نماز مغرب و نماز عشاء.(34) ثواب تعقيبات جابر جعفى از امام باقر(عليه السلام) روايت كرده كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)فرمود: خداوند جلّ جلاله اولاد آدم را چنين خطاب نموده گويد اى پسر آدم پس از فريضه صبح مقدارى به ذكر ما بپرداز و پس از فريضه عصر نيز ساعتى به ذكر ما مشغول باش تا همه مهمّات تو را كفايت كنم.(35) ثواب رفتن مساجد كليب صيداوى از امام جعفر صادق(عليه السلام) روايت كند كه فرمود در تورات نوشته شده است كه خانه هاى من در روى زمين مسجدها است، پس خوشا به حال آن بنده اى كه در خانه خود وضو بگيرد و تطهير نمايد، و سپس در خانه من مرا زيارت كند، آگاه باش كه احترام زيارت كننده و ميهمان بر صاحب خانه لازم است.(36) كراهت ترك كردن نماز در مسجد براى همسايگانش شيخ طوسى از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) روايت مى كند كه فرمود: لاصلوت لجار المسجد الاّ فى المسجد. يعنى كسى كه همسايه مسجد است نمازش جز در مسجد فايده اى ندارد (شيخ طوسى مى گويد منظور از اين حديث اين است كه نماز همسايه مسجد در خانه خودش با بودن مسجد چندان ثوابى ندارد). و در حديث ديگرى از على(عليه السلام) نقل مى كند كه فرمود: نمازهاى يوميه همسايه مسجد بدون عذر و در حالى كه سالم باشد در غير مسجد فايده اى ندارد. (كنايه از اينكه ثواب آن كمتر است).(37) حريم و همسايه مسجد چقدر است؟ شيخ صدوق از امام صادق(عليه السلام) از آباء گرامش از اميرالمؤمنين(عليه السلام)روايت مى كند كه فرمود: حريم مسجد چهل زراع است و همسايگى مسجد تا چهل خانه است از چهار طرف.(38) ثواب نماز خواندن در مسجدالحرام و مسجدالنّبى(صلى الله عليه وآله وسلم) امام صادق(عليه السلام) از آباء گرامش از رسول الله(صلى الله عليه وآله وسلم) روايت مى كند كه فرمود: نماز در اين مسجد من در نزد خدا برابر است با ده هزار نماز در مساجد ديگر الاّ مسجدالحرام كه يك نماز در آن برابر است با صد هزار نماز كه در غير مسجدالحرام باشد.(39) شيخ طوسى از اميرالمؤمنين(عليه السلام) روايت مى كند كه فرمود: نماز در بيت المقدس برابر هزار نماز و در مسجد جامع برابر صد نماز و در مسجد محله برابر بيست و پنج نماز و در مسجد بازار برابر دوازده نماز است (كه درخانه خود يا جاهاى ديگر غير از مسجد خوانده شود) و اگر كسى در خانه نماز بخواند همان يك نماز است (كه به حساب او نوشته مى شود).(40) ثواب نماز مسجد قبا در مدينه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: كسى كه دو ركعت نماز در مسجد قبا بخواند مانند آن است كه عمره اى به جاى آورده باشد.(41) فضيلت نماز در مسجد خيف امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد: در مسجد خيف نماز بخوانيد كه آن مسجدى است در منى و در زمان رسول خدا مسجد پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)بود. پس اگر توانستى نماز خود را در آنجا قرار دهى چنين كن (تا زمانى كه در منى هستى نماز خود را در آنجا بجاى آر) زيرا در مسجد خيف هزار پيغبمر نماز خوانده اند. و علت اينكه آنجا را خيف گفته اند آن است كه مسجد در بلندترين جاى منى قرار گرفته است و مرتفعترين جاى آبادى را خيف مى گويند.(42) ثواب نماز در مسجد كوفه در حديثى عايشه از پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) روايت مى كند كه فرمود شبى كه به معراج رفتم در مسجد كوفه فرود آمدم و دو ركعت نماز در آن به جاى آوردم سپس فرمود: نماز واجب در آن برابر حج مقبول و نافله در آن برابر عمره مقبوله است.(43) و باز در روايتى ديگر مى خوانيم كه امام صادق(عليه السلام) فرمود: نماز در مسجد كوفه برابر هزار نماز است كه در جاى ديگر به جاى آورده شود.(44) مرحوم شيخ عباس قمى در مفاتيح نقل مى كند كه مسجد كوفه يكى از چهار مسجدى است كه مسافر بدون قصد ده روز مى تواند نماز خود تمام بخواند يعنى بين قصر و اتمام مخيّر است. و نيز در كتاب مذكور مى نويسد در روايات وارد شده كه مسجد كوفه محل نماز پيامبران بوده و حضرت مهدى(عج) نير در آن نماز خواهد خواند و در روايتى وارد شده كه هزار پيغبر و هزار وصى پيغمبر در آن نماز خوانده اند و از بعضى روايات استفاده مى شود كه مسجد كوفه از مسجد اقصى كه در بيت المقدس است افضل است.(45) ثواب نماز خواندن در مسجد سهله بدانكه بعد از مسجد كبير كوفه مسجدى به فضيلت مسجد سهله در آن سرزمين نمى رسد، زيرا آن خانه حضرت ادريس و حضرت ابراهيم(عليه السلام) و محل ورود حضرت خضر(عليه السلام) و مسكن آن حضرت است. امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد: مسجد سهله منزل امام زمان(عج) است و هرگاه قيام كند با خانواده اش در آن منزل مسكن مى گزيند و در آن مسجد سنگى است كه در آن صورت هر پيغمبرى نقش بسته تا آنجا كه مى فرمايد: اگر من نزديك آن مسجد بودم همه نمازم را در آن انجام مى دادم. آنگاه حضرت به يكى از اصحاب خود به نام ابوبصير فرمود: اى ابا محمد آنچه وصف نكردم در فضيلت اين مسجد بيشتر است از آنچه توصيف كردم.(46) اهميت مسجد براثا و فضيلت نماز در آن جابربن عبدالله انصارى مى گويد: ما به همراه على(عليه السلام) از جنگ با اشرار برگشته در براثا به امامت آن حضرت نماز خوانديم و ما (در حدود) صدهزار رزمنده بوديم (كه در براثا فرود آمديم) در اين هنگام مردى نصرانى از صومعه خويش به نزد ما آمده پرسيد فرمانده لشكر شما كيست؟ گفتيم اين آقا و اشاره به حضرت على(عليه السلام)كرديم، نصرانى رو به جانب حضرت نموده سلام كرد، سپس گفت اى آقا شما پيامبر هستيد؟ حضرت فرمود: نه، پيامبر آقاى من بود كه از دنيا رفت. گفت پس وصى او هستى؟ حضرت فرمود: آرى آنگاه فرمود بنشين (و بگو) چطور شد اين سؤالها را كردى؟ عرض كرد من اين صومعه(47) را به خاطر همين مكان (مقدس) يعنى براثا سراپا كرده ام و در كتابهاى آسمانى خوانده بودم كه در اين موضع كسى با چنين جمعيتى نماز نمى خواند مگر اينكه او يا پيغمبر است يا وصى پيغمبر. از اين جهت آمدم كه مسلمان شوم. پس مسلمان شد و با ما به مقصد كوفه حركت كرد. آنگاه على(عليه السلام) به او فرمود: چه كسى در اينجا نماز خوانده؟ تازه مسلمان گفت: عيسى بن مريم و مادرش، پس از آن على(عليه السلام)به او فرمود: منهم بگويم چه كسى در اينجا نماز خوانده؟ تازه مسلمان گفت بفرمائيد. حضرت فرمود: ابراهيم خليل(عليه السلام).(48) احترام مساجد لازم است پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: كسى كه در مسجد باشد و آب دهان خود را براى تعظيم مسجد فرو ببرد و در مسجد نيندازد خداوند هماه آب دهان فرو برده را مايه سلامت او قرار مى دهد و مرض او را صحت مى بخشد.(49) ثواب كسى كه مسجد را جاروب كند موسى بن جعفر(عليه السلام) از جدش پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) روايت مى كند كه فرمود: هر كسى مسجدى را جاروب كند در روز پنجشنبه و يا شب جمعه و به اندازه سرمه چشم خاك از مسجد بيرون برد گناهانش آمرزيده خواهد شد.(50) اجر آن كسى كه چراغى را در مسجدى بيفروزد انس بن مالك گويد رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود هر كس در مسجدى از مسجدهاى خدا چراغى روشن كند همواره حاملين عرش الهى و فرشتگان از براى او طلب آمرزش كنند تا وقتى كه روشنى آن چراغ باقى است.(51) ثواب پياده رفتن به سوى مساجد امام صادق(عليه السلام) فرمود: هر كس پياده به سوى مسجد روانه شود، پاى خود را به هر تر و خشكى كه بگذارد، آنجايى كه پا گذاشته تا زمين هفتم براى او پروردگار را تسبيح مى نمايند.(52) و در حديث ديگرى مى فرمايد: آگاه باشيد و به آنانكه در تاريكيهاى شب به طرف مسجدها روانند مژده دهيد كه در قيامت با نورى درخشان خواهند بود.(53) اين بود پاره اى از متفرقات اين بخش از حديث به اميد اينكه خداوند توفيق عمل به آنها را عطا بفرمايد. پىنوشتهای بخش اول: 1ـ وسائل الشيعه ج 2 ص 4
پىنوشتهای بخش دوم: 1ـ عقاب الاعمال ص 522 2ـ عقاب الاعمال ص 522 3ـ گناهان كبيره ج 2 ص 193 4 و 5ـ گناهان كبيره ج 2 ص 193 6ـ گناهان كبيره ج 2 ص 194 7ـ گناهان كبيره ج 2 ص 196 8ـ گناهان كبيره ج 2 ص 197 9ـ گناهان كبيره ج 2 ص 200 10ـ گناهان كبيره ج 2 ص 200 11ـ بحار ج 85 طبع جديد ص 15 12ـ بحار ج 85 طبع جديد ص 15 13ـ بحار ج 85 طبع جديد ص 17 14 و 15ـ بحار ج 85 ص 105 16ـ بحار ج 85 ص 18 17 و 18ـ بحار ج 85 ص 4 19ـ بحار ج 85 ص 5 20ـ وسائل ج 3 ص 322 21 و 22ـ وسائل ج 5 ص 378 23ـ وسائل ج 5 ص 380 24ـ وسائل ج 5 ص 387 25ـ وسائل ج 5 ص 388 26ـ بحار جل 85 ص 96 27ـ بحار ج 85 ص 97 28ـ بحار جلد 85 ص 89 29ـ الفقيه ج 1 ص 265 30ـ وسائل ج 5 ص 382 31ـ الفقيه ج 1 ص 265 32ـ ثواب الاعمال ص 78 و 79 33ـ ثواب الاعمال ص 65 34ـ ثواب الاعمال ص 104 و 105 35ـ ثواب الاعمال ص 106 36ـ ثواب الاعمال ص 66 37ـ وسائل ج 2 ص 478 38ـ وسائل ج 2 ص 484 39ـ وسائل ج 2 ص 536 40ـ وسائل ج 2 ص 551 41ـ وسائل ج 2 ص 548 42ـ وسائل ج 2 ص 534 43ـ وسائل ج 2 ص 528 44ـ وسائل ج 2 ص 528 45ـ مفاتيح الجنان ص 386 46ـ مفاتيح الجنان ص 404 47ـ صومعه = عبادتگاه مسيحيان را گويند. 48ـ وسائل ج 2 ص 549 49ـ وسائل ج 2 ص 499 50ـ ثواب الاعمال ص 75 51ـ ثواب الاعمار ص 71 52ـ ثواب الاعمال ص 67 53ـ ثواب الاعمال ص 66
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر ۱۳۹۲ساعت 11:49  توسط حسین عباسی
|
|