|
نماز باران وقتى رحمت الهى(باران) قطع شود و چشمهها و قناتها بخشكد و كمبود آب پديد آيد، براى نزول رحمت الهى و آمدن باران، نمازمىخوانند. نام اين نماز، نماز استسقاء، يا نماز باران است. اين نيز، يك درس توحيدى و توجه دادن به قدرت و رحمت الهى است، زيرا در خشكسالى و قحطى و بى آبى،از دست هيچكس، كارىبر نمىآيد، تنها خداست كه مىتواند با فرستادن ابرهاى بارانزا، رحمتخويش را بر سر مردم بگسترد . خداوند مىفرمايد: «قل ارايتم ان اصبح ماؤكم غورا فمن ياتيكم بماءمعين؟» (1) بگو:اگر آب شما بخشكد،چه كسى براى شما آب گوارامىآورد؟ بى آبى يك منطقه و نيامدن باران، نشان از قهر خداوند و گاهى به سبب گناهانى است كه مردم جامعه انجام مىدهند. پس توجه به خدا و گريه و التماس و توبه و تضرع، سبب مىشود خداوند عنايت كند و كمآبى را برطرف سازد. نماز باران براى جلب رحمت خداوند است. علت نيامدن باران همچنان كه اشاره شد، گاهى بى بارانى، نتيجه معاصى مردم و نوعىعقوبت و تنبيه الهى است. رسول خدا (ص) فرموده است: “وقتى خداوند بر امتى غضب كند و عذاب بر آنان نفرستد،نرخهاگران مىشود و عمرها كوتاه مىگردد، تجار سود نمىبرند و درختها ميوه نمىدهند و نهرها پر آب نمىشود و باران از مردم قطع مىشود و اشرار برآنان تسلط مىيابند.” (2) در حديث ديگرى، امام صادق (ع) فرموده است: «...و اذا جار الحكام فى القضاء امسك القطر منالسماء» (3) “هر گاه زمامداران و حاكمان، در دادرسى ستم كنند، باراناز آسمان قطع مىشود.” طبق روايات، غير از آنچه ياد شد، شيوع گناه، كفران نعمت، منع حقوق، كمفروشى، ظلم و حيله، ترك امر به معروف و نهى از منكر، ندادن زكات و… نيز، گاهى سبب قطع باران مىشود. (4) در حديث آمده است: حضرت سليمان (ع) با اصحاب خود براى نماز باران بيرون مىرفت. در راه، به مورچهاى برخورد كرد كه يكى از پاهايش را به آسمان بلند كرده بود و مىگفت: “خدايا! ما مخلوقات ضعيف تو هستيم و از روزى تو بىنياز نيستيم، پس به سبب گناهان بنىآدم، ما را به هلاكت مرسان. حضرت سليمان (ع) به اصحاب خود فرمود: برگرديد! همانا بهخاطر دعاى غير خودتان سيراب شديد. (5) پس خيلى هم نبايد مغرور يا مايوس بود،خداوند گاهى به خواستهي مورچهاى، رحمتخود را بر بندگان نازل مىكند. حتى گاهى دعاى كافرى چون فرعون را مىپذيرد و باران و فراوانى آب را عطا مىكند.
در حديث است از قول امام صادق (ع) كه ياران فرعون از كاهش آب نيل پيش او سخن گفتند و اظهار كردند كه اين باعث هلاكت ما خواهد شد. فرعون از آنانخواست كه آنروز برگردند. شب كه شد، به ميان رود نيل رفت و دست به سوى آسمان بلند كرد و گفت: “خدايا! مىدانى كه مىدانم، كه جز تو، كسى توان آب آوردن ندارد، پس به ما آب بده.” صبح كه شد، رود نيل فوران زد و سرشار از آب شد. (6) صبح كه شد،رود نيل فوران زد و سرشار از آب شد. ايمنى ديدند و نا ايمن شدند دوستى كردم، مرا دشمن شدند ما كه دشمن را چنين مىپروريم دوستان را از نظر چون مىبريم؟ (7) آرى! خداى مهربان، دعاى بندگان و تضرع آنان را بىبهره و بدون پاسخ نمىگذارد. فقط بايد اقبال و روى آوردنى از صميم دل و خالصانه از سوى بندگان باشد،تا لطف الهى شامل گردد. به قول سعدى: اى كريمى كه از خزانهي غيب گبر و ترسا وظيفه خور دارى دوستان را كجا كنى محروم؟ تو كه بر دشمنان نظر دارى(8) در قرآن کریم سورهي اعراف آیه 96 چنین آمده است: “و لو ان اهل القری آمنوا واتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء والارض ولکن کذبوا فاخذناهم بما کانوا یکسبون.” اگر مردم ایمان بیاورند و تقوای الهی را پیشه سازند، ما برکات خود را از آسمان و زمین بر آنها نازل میکنیم، لکن آنها تکذیب کردند و ما نیز بر آنها سخت گرفتیم. از این آیه و آیات و روایات فراوان دیگر كه اندكي از آن نقل شد، میتوان چنين نتیجه گرفت که گناهان، علاوه بر اینکه عذاب الهی را در پی دارند، مانع برکات و رحمتهای الهی نيز میشوند. یعنی هر چه گناه بیشتر شود، زندگیها سختتر و برکات کمتر میگردد. اميرالمومنين عليهالسلام میفرمود: “وقتی بندگان کارهای زشت انجام دهند و دست به گناه بزنند، میوه کم میشود و برکات و خیرات نازل نمیشوند تا هنگامی که آنان از راه خطا برگردند و توبه کنند.” خداوند در سورهي نوح آیهي 10 میفرماید: “نوح عرض کرد خداوندا، من به این مردم گفتم از گناهان خود توبه کنید، تا آسمان بر شما ببارد.” (ماجرا به زمانی مربوط میشود که قوم نوح دعوت او را نپذیرفتند و بر گناهان خود اصرار ورزیدند، و به مدت 40 سال بر آنها باران نبارید.) امام محمد باقر عليهالسلام میفرمود: “مقدار باران در همهي سالها به یک اندازه است، لیکن وقتی قومی معصیت کنند بارانی که باید بر زمینهای آنها ببارد، بر بیابانها و دریاها و کوهها میبارد.” در حدیث دیگری رسول خدا صلياللهعليهوآله فرمود: “ندادن زکات، موجب نیامدن باران میشود؛ و اگر رحمت خداوند به چهارپایان نبود، هرگز باران نمیآمد.” از مطالب بالا معلوم ميشود كه معصیت تأثیر فراوانی در عدم بارش باران دارد، و بر عکس، تقوا و پر هیزکاری موجب نزول برکات است. در كتاب المنتقى در حوادث سال پنجم مىنويسد در اين سال مردم مدينه به خشكسالى دچار شدند و به نزد رسول خدا(ص)آمده و گفتند: اى پيغمبر خدا!باران قطع شده و درختان خشك گرديده و علوفه تمام گشته و چهار پايان و مواشى به هلاكت رسيدهاند، از خداى خود بخواه تا براى ما بارانى بفرستد! رسول خدا بدانها فرمود: فلان روز كه شد بياييد تا براى اين كار بيرون برويم و همراه خود مقدارى صدقه هم بياوريد. چون روز موعود فرا رسيد پيغمبر آمد و مردم نيز بيرون آمدند و همگى با حال آرامش و وقار به سوى بيابان حركت كردند و در جايى به نماز ايستادند و چون نماز به پايان رسيد رسول خدا(ص)برخاسته و عباى خود را وارونه كرد و رو به مردم ايستاده دستها را به سوى آسمان بلند كرد، آن گاه اين دعا را خواند: «اللهم اسقنا و اغثنا، غيثا مغيثا، و حيا ربيعا، و جدا طبقا معذقا عاما هنيئا مريئا. . . » تا به آخر دعاى مفصلى كه از آن حضرت نقل شده است. راوى حديث كه انس بن مالك است گويد: ما هنوز از جاى بر نخاسته بوديم كه تكههاى ابر ظاهر شد و تدريجا همه آسمان را ابر گرفت و باران شروع شد و يكسره تا فتشبانه روز پيوسته باران آمد تا حدى كه مردم به نزد آن حضرت آمده و گفتند: اى رسول خدا زمينها را يكسره آب گرفته و خانهها ويران گشته و راهها بسته شد از خدا بخواه تا باران را از ما بگرداند. پيغمبر كه در آن وقتبالاى منبر بود از گفتار آنها كه حكايت از زود رنجى انسان در كارها مىكرد خنديد و سپس دستها را به آسمان بلند كرده گفت: «حوالينا و لا علينا، اللهم على رؤس الظراب و منابت الشجر و بطون الاودية و ظهور الاكام». [پروردگارا بر اطراف ما ببار نه بر ما، خدايا بر بالاى تپهها و پاى درختان و شكم درهها و پشت كوهها!]ناگهان ابرهايى كه بالاى سر شهر بود از هم باز شد و مانند حلقه و سپرى دايرهوار شهر را در بر گرفت كه به اطراف مىباريد و در شهر مدينه قطرهاى نمىباريد. كيفيت نماز باران نماز باران يا استسقا، مثل نماز عيدين (عيد فطر و عيد قربان)، دو ركعت است. ركعت اول، پنج قنوت و ركعت دوم چهار قنوت دارد و بهتر است كه با جماعت خوانده شود. مستحب است كه حمد و سورهاش بلند خوانده شود. در قنوتها، هر دعايى مىتوان خواند، ولى بهتر است دعايى خوانده شود كه در آن، از خداوند، طلب باران شده باشد و قبل از هر دعا، صلوات بر پيامبر و آلش فرستاده شود. از آنجا كه اين نماز، براى جلب رحمت پروردگار است، در مستحبات آن امورى ذكر شده كه همه،حالت رقت و زارى و نياز بندگان را مىرساند و جلب رحمت مىكند. از جمله: - بهتر است مردم روز شنبه و یکشنبه و دوشنبه را روزه بگیرند و روز دوشنبه با زبان دهان و حالت روزه به صحرا رفته و نماز بخوانند. - زير آسمان جمع شوند. - پا برهنه باشند. - مردم، منبر را با خود به صحرا ببرند، مؤذنها هم همراه باشند. - پيران و كودكان و چهارپايان را هم با خود ببرند، بچهها را از مادران جدا كنند تا صداى گريه و ضجه زياد شود. - مانع بيرون رفتن كفار همراه خود شوند. - امام جماعت و مردم، در كمال خشوع و وقار و درخواست، به بيابان بيرون روند. - جاى پاكى را براى نماز، انتخاب كنند. (9) - نيز، وقتى نماز به پايان رسيد، پيشنماز به منبر رود، و عباى خود را واژگونه يا پشت و رو بر دوش افكند، با صداى بلند، صد بار تكبير گويد و سپس رو به مردم سمت راست كرده، صد بار بلند، سبحان الله بگويد، سپس به مردم طرف چپ روى كرده و صد بار با صداى بلند، لاالهالاالله بگويد. مانعى ندارد كه مردم هم با صداى بلند، اين شعارها را بدنبال پيشنماز، تكرار كنند، چرا كه رحمت و مغفرت را بهتر جلب مىكند.
آنگاه، امام جماعت و مردم، دست به دعا بردارند و بسيار التماس و دعا كنند و بنالند و بخواهند و امام جماعت خطبه بخواند و از خداوند، طلب باران كند. بهتر است از خطبههايى كه از معصومين(ع) نقل شده استفاده شود. مانند آنچه از حضرت امير(ع) (10)و امام سجاد (ع) (11) نقلشده است. سابقه نماز باران آنگونه كه از روايات تاريخى بر مىآيد، نماز باران در زمان انبيا گذشته هم بوده است.
دعاها و حديثهايى هم كه دربارهي شيوهي رسولخدا (ص) در خواندن نماز باران نقل شده، با خطبههاى مربوط به اين نماز كه از اميرالمؤمنين نقل شده، و نيز دعاى امام سجاد (ع) گوياى اين است كه به اين سنت، عمل مىشده است. در تاريخ داريم كه، برخى از علماى بزرگ هم به برگزارى اين نماز اقدام كرده و از خدا، باران گرفتهاند. البته اين نماز، از آنجهت حساسيت دارد كه اگر خداوند، دعاها را مستجاب نكند و باران نفرستد، مايه شرمندگى نمازگزاران مىشود كه خدا به آنان توجه ننموده است. از اين جهت، اقدام به اين نماز، جرات و ايثارى در حد مايه گذاشتن از آبرو مىطلبد. يكى از معروفترين نمازهاى باران در تاريخ معاصر ما، نماز آيةالله العظمى سيدمحمدتقى خوانسارى (رحمة الله عليه) است. نوشتهاند كه در سال 1363 قمرى (حدود 70 سال پيش) همان سالى كه متفقين، ايران را اشغال كرده بودند، در قم باران نباريد و باغها و مزارع خشكيد و خطر قحطى و خشكسالى مردم قم را تهديد مىكرد. آن مرجع بزرگوار، دو روز متوالى براى نماز باران به بيابانهاى اطراف قم رفت، اينحركت، گرچه مورد استهزاء غير معتقدان به امور معنوى و غيبى بود، ولى در روز دوم، چنان باران آمد كه سيلها روان شد و جويبارها به راه افتاد و اين از آثار انفاس قدسى آن مرد الهى بود (13) پىنوشتها:
1- ملك،آيه 30.
2- و 3-من لا يحضر،ج 1 ص 524.
4- تحرير الوسيله،ج 1 ص 245،نماز استسقاء.
5- من لا يحضر،ج 1 ص 524.
6- من لا يحضر،ج 1 ص 526.
7- از شعر«لطف حق»،پروين اعتصامى.
8- ديباچه گلستان سعدى.
9- تحرير الوسيله،ج 1 ص 245.
10- من لا يحضر،ج 1 ص 527:الحمد لله سابغ النعم.../و مستدرك نهج البلاغه،ج 6 ص268 دعاى حضرت على(ع).
11- صحيفه سجاديه،دعاى 19:اللهم اسقنا الغيث...
12- به من لا يحضره الفقيه،بحث نماز استسقاء مراجعه شود.
13- آثار الحجة و گنجينه دانشمندان،ج 1 ص 324.قبر آن مرحوم،در حرم حضرت معصومه(ع) است.
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم بهمن ۱۳۹۲ساعت 22:19  توسط حسین عباسی
|
|